X
تبلیغات
اندیشه سیاسی - سازه انگاری constractivism

اندیشه سیاسی

سازه انگاری constractivism

سازه انگاری" یا" constractivism""  مکتبی جدید در روابط بین الملل است.آموزه های این مکتب از دل رهنمون های جدید فلسفی از جمله مکتب فلسفی انتقادی فرانکفورت و پسامدرنیسم بیرون آمده است.برخلاف رفتار گرایان و پوزیتیویستها برای سازه انگاران سوژه ها بیشتر از ابژه ها اهمیت دارند چرا که "سوژه ها" موجب پدید آمدن فضایی بین الاذهانی می شوند. فضایی که در interaction  و تراکنش هنجارها تعریف و قواعد خاص خود را می یابد. شاید از این نظر سازه انگاری از نحله های فکری پست پوزیتویست باشد چرا که تا آنجا که پسا پوزیتویست از تجربه گرایی انتقاد می کند با آن همراه است اما در مباحث جدید تری همچون " شالوده شکنی" سازه انگاری یکه تاز عرصه های مختلف می شود.

در اندیشه سازه انگاری " دولت ها" تنها بازیگران عرصه روابط بین الملل نیستند و بازیگرانی همچون سازمانها و نهاد های فراملیتی و سازمانها ی دولتی و غیر دولتی گروهها و NGO ها نيز به نحو موثري ذي نفوذ هستند.

جالب ترين و پردامنه ترين بحث سازه انگاري تعريفي است كه از مناسبات قدرت ارائه مي دهد. به عقيده آنان يك دولت قدرتمند لزوما نبايد صاحب قدرت اقتصادي و نظامي و.... باشد بلكه دولت قدرتمند بايد توانايي ايجاد  آنچنان فضاي هنجاري را داشته باشد كه بتواند به راحتي به خلق و ايجاد رفتار هاي مورد نظرش بپردازد.

البته هنجاري كه اينجا مطرح مي شود همان مفهوم ساده norm است و نبايد به عنوان يك بايد ايده آل و ايدئولوژيك شناخته شود. norm يعني رفتاري كه در متن خودش عادي و لازم تلقي شود. مثال ساده براي نورم ساختن در فضاي بين المللي موجوديت و ساز و كارهاي متنوع "شوراي امنيت" است. موجوديتي كه چه به لحاظ فلسفه سياسي و چه به لحاظ حقوقي مي تواند مورد سوال و چالش برانگيز باشد اما با توانايي بالاي نورم سازي چنين موجوديت چه بسا فاقد مشروعيتي به عنوان يك منبع صدور مشروعيت عمل مي كند.

و يا توانايي همان خياط زيرك كه يك پادشاه را به برهنه گي در ملا عام وادار كرد . اين شورا مي تواند و توانسته است با توجه به سه حوزه وظيفه اش " حفظ صلح - جلوگيري از تهديد و نقض صلح - و مقابله با تجاوز عليه صلح " مصاديق تهديد و نقض و تجاوز را به نوبه خودش تعريف و چنانچه لازم باشد باز تعريف كند.

شايد "مديا ديپلماسي" يا ديپلماسي رسانه ايي نيز در راستاي اهداف سازه انگارانه مطرح شده باشد. چرا كه رسانه مي تواند موثرترين ابزار نورم سازي و بنابراين اعمال قدرت باشد.

=====================================

برای بهره مندی از نتیجه ای مطلوب باید به رویکرد سازه انگاری نیز نظر افکنیم و با تعدیل خواسته های حداکثری در دو رویکرد رئالیسم و لیبرالیسم کیفیت حیات اجتماعی ، نظامی ، اقتصادی و .... سیستم بین الملل را بازخوانی کنیم تا درک مطلوب و نزدیک تر به حقیقت را کسب نمائیم . سازه انگاران

( Constructivism ) سرچشمه امنیت و ناامنی را در نحوه تفکر بازیگران نسبت به پدیده ها و موضوعات ، خصوصاٌ منافع و تهدیدات می دانند ، هر

اندازه ادراکات و منطق بازیگران نسبت به پدیده ها و موضوعات نامتجانس و متناقض تر باشد میزان بی اعتمادی میان آنها افزایش می یابد و دولت ها بیشتر به سوی خود یاری ( selfhelp ) می روند ، اما اگر دانش مشترک ایجاد شود میتوان به سمت جامعه امنیتی صلح آمیز تری رفت . (A . wendet . “ social theory of international politics “ cambridg (cambridg  university press . 1999)

از منظر سازه انگاری امنیت بیش ازآنکه بر قدرت استوار باشد بر میزان درک و فهم مشترک بازیگران از یکدیگر قایل است . برخی اوقات ساختارهای اجتماعی عملکردها را چنان تحت تاثیر قرار می دهند که اتخاذ هر گونه استراتژی برای تغییر آن غیر ممکن       می شود . (A . wendet . “ constracting  international  politics “ international security . vol 20 . no 1 _ 1995 )

سازه انگاران نسبت به تاثیر هنجارها در رفتارهای بین الملل اهمیت قایل اند . هنجارها را نیز موضوعی بین الاذهانی (intersubjective ) میان جهان طبیعی و جهان اجتماعی می دانند . این درک و فهم مشترک و ظهور هنجارهای خاص بنیانگذار مفهوم امنیت نوین در تعاملات بین المللی می شود . سازه انگاران جهت معضلات امنیتی جهان در خصوص موازنه قدرت بحث هویت و در مورد معمای امنیتی ایده هنجاری مطرح می نمایند تا از مسیر حصول امنیت پرده گشائی کنند .

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت   توسط مهدی اخلاقی نیا  |