/**//* /*]]>*/   1 ـ طرح مسأله در نظامهاي سياسي اقتدارگرا بررسي ميزان مشروعيت سياسي و سطح اقتدارگرايي رژيم از راه افكارسنجي، مصاحبه و پرسشنامه و نيز منابع رسمي كار دشواري است كه مستلزم پرداخت هزينه‌هاي گزاف احتمالي نيز خواهد بود. در اين نظامها نظريات و ديدگاههاي سياسي و انتقادي جهت كم كردن هزينه‌ها به صورت كنايه آميز، نقاب‌دار و يا زيرزميني درخواهد آمد. در همين راستا مي‌توان چنين ادعا كرد كه در چهارچوب ادبيات سياسي بسياري از نظرگاهها، به سوي شعر، رمان و طنز سوق خواهديافت. با توجه به وقوع انقلاب اسلامي و دگرگوني نظام سياسي مي‌توان گفت كه مشروعيت نظام قبلي دچار چالشي اساسي شده و شالوده نظام از هم پاشيده است. اين پژوهش قصد دارد با پژوهش محتوايي در ادبيات انتقادي دهه‌هاي چهل و پنجاه شمسي رابطه‌اي معنا‌دار را ميان محتواي اين نوشتارها و ميزان اقتدارگرايي نظام كشف كرده و سپس با انجام همين عمل در رابطه با سالهاي دهه شصت و هفتاد و كشف همان رابطه، مقايسه‌اي را ميان اين دو نظام سياسي انجام دهد. به نظر مي‌رسد كه مباني مشروعيت دچار تحول شده ولي هر دو نظام سياسي در صدد بيان مشروعيت سنتي و مذهبي بوده‌اند. ولي افكار عمومي قبل از انقلاب مذهبي و در دوران جمهوري اسلامي داراي يك رويكرد رو به تزايد انتقادي ـ  مدرنيستي شده است. بنابراين،اين پژوهش سعي دارد با بررسي منبعي غير مستقيم يعني ادبيات، اين دو نظام را با توجه به متغييرهاي اقتدارگرايي و انسداد سياسي مورد بررسي قرار دهد. مسئله اصلي اين است كه نوع و ميزان رابطه ادبيات انتقادي با اقتدارگرايي و انسداد سياسي نظام سياسي مورد بررسي قرارگيرد و اين كه آيا مخفي بودن و پوشيده بودن انتقاد از نظام سياسي در قالب ادبيات انتقادي نشانه‌اي از اقتدارگرايي و انسداد سياسي كه احتمالا منجر به كاهش مشروعيت سياسي نظام مي‌شود است. 2 ـ مفروضات: 1 ـ 2 ـ  كاهش مشروعيت سياسي و افزايش انسداد سياسي موجب افزايش  هزينه‌هاي مشاركت سياسي مي‌گردد. 2 ـ 2 ـ افزايش انسداد سياسي و بالارفتن هزينه‌هاي مشاركت سياسي،باعث كاهش مشاركت سياسي آشكار مي‌گردد.  3 ـ 2 ـ يكي از شقوق مبارزه و مشاركت سياسي در جامعه‌اي كه دچار انسداد سياسي شده است، مبارزات پوشيده مي‌باشد. 4 ـ 2 ـ ازسازوكارهاي مبارزات پوشيده سياسي، گرايش مشاركت جويان سياسي به سوي فعاليتهاي ظاهراً غيرسياسي، نظير فعاليتهاي هنري، ادبي و فلسفي مي‌باشد. 5 ـ 2 ـ پنهان شدن مبازرات سياسي در چهارچوب ادبيات موجب كنايه‌آميز شدن ادبيات مي‌گردد. 6 ـ 2 ـ  نويسندگان با توجه به افزايش هزينه‌هاي مشاركت سياسي در نظامهاي اقتدارگرا و با عنايت به نظرگاه انتخاب عقلايي، راههاي كم خطرتر را برخواهند گزيد. 7 ـ 2 ـ  در هر دو نظام سياسي قبل و بعد از انقلاب، جلوه‌هاي اقتدارگرايي نظام سياسي قابل مشاهده است. 3 ـ پرسش اصلي پژوهش با توجه به طرح مسئله و مفروضات مطروحه سئوال ما اين است كه:    «تغييرات و دگرگونيها در ميزان اقتدارگرايي و مشروعيت سياسي نظامهاي سياسي حاكم بر ايران چه تأثيري بر ادبيات انتقادي ايران از دهه 40 13تا دهه80 13شمسي داشته است؟» 4 ـ پرسشهاي فرعي پژوهش 1 ـ 4 ـ اثر انسداد سياسي بر ادبيات چيست؟ 2 ـ 4 ـ اثر پنهان شدن مبارزات سياسي در ادبيات چيست؟ 3 ـ 4 ـ سازوكار مبازرات سياسي پنهان چيست؟ 4 ـ 4 ـ  وضع ادبيات انتقادي در ايران در دوره 1342 تا 1357 به چه صورتي بوده است ؟ 5 ـ 4 ـ  وضع ادبيات انتقادي در ايران در دوره 1357 تا 1380 به چه صورتي بوده است ؟ 6 ـ 4 ـ  رابطه ميان افزايش انسداد سياسي و اقتدارگرايي يك رژيم سياسي با افزايش ادبيات انتقادي و پنهاني چيست؟ 5 ـ فرضيه اصلي فرض ما اين است كه:  «كاهش مشروعيت سياسي در ايران و افزايش اقتدارگرايي و  انسداد سياسي و نيز افزايش هزينه‌هاي مشاركت سياسي باعث اتخاذ استراتژي و سازوكار مبارزه پوشيده در قالب ادبيات انتقادي از دهه 40 13 تا 80 13در ايران گرديده است.» 6 ـ فرضيه‌هاي فرعي و صفر 1 ـ 6 ـ انسداد سياسي باعث رشد ادبيات انتقادي كنايه‌آميز و پنهان گرديده است.هرچه ما با ادبيات انتقادي و پنهاني بيشتري روبرو باشيم شاهد رژيمي اقتدارگراتر و با ميزان انسداد سياسي بيشتري خواهيم بود. 2 ـ 6 ـ اثر پنهان شدن مبازرات سياسي ناشي از كاهش مشروعيت سياسي و افزايش انسداد سياسي در ايران در ادبيات، كاهش انتقادهاي مستقيم و گسترش ادبيات انتقادي،كنايه‌آميز و غيرمستقيم شده است. 3 ـ 6 ـ يكي از سازوكارهاي مبازرات سياسي پنهان گرايش مشاركت جويان سياسي در ايران به سوي امور ظاهراً غيرسياسي نظيرفعاليتهاي ادبي و هنري مي‌باشد. 4 ـ 6 ـ انسداد سياسي حاكم برابران در اكثر مدت دوره 42 تا 57  باعث رشد روز افزون مبارزات سياسي پنهان در قالب ادبيات انتقادي شده است. 5 ـ 6 ـ با توجه به تغييرات ناگهاني و تقريبا فراوان سياسي و اجتماعي در دوران پس از انقلاب، ادبيات انتقادي با رشدي نه چندان زياد مواجه بوده است. 6 ـ 6 ـ ويژگيهاي رواني و فردي نويسندگان رابطه معناداري با نوشته‌هاي آنان ندارد. 7 ـ 6 ـ اينكه متن كتاب درباره چه دوره زماني‌اي مي‌باشد نيز فرضيه صفر ما است. 8 ـ 6 ـ نويسندگان اين ادوار با توجه به شرايط زماني خود مي‌نوشتند و يا كتاب خود را به چاپ مي‌رساندند. 7 ـ مفاهيم مفاهيم موجود در فرضيه به شرح ذيل مي‌باشند. مشروعيت سياسي ـ  انسداد سياسي ـ  مشاركت سياسي ـ  هزينه‌هاي مشاركت سياسي ـ  مبارزه پنهان سياسي ـ  ادبيات انتقادي ـ  مشاركت جويان سياسي ـ كنايه آميز ـ امور غير سياسي ـ اقتدارگرايي ـ امور سياسي ـ استراتژي ـ ساز و كار ـ  مبارزه سياسي ـ فعاليتهاي ادبي ـ فعاليتهاي هنري ـ تغييرات ناگهاني سياسي و اجتماعي. 1 ـ 7 ـ مشروعيت سياسي: در مجموع مي‌توان مشروعيت سياسي را به طور خلاصه مقبوليت و حقانيت عمومي نظام سياسي دانست كه در فصل اول تفصيلاً توضيح داده خواهد شد. 2 ـ 7 ـ انسداد سياسي: به وضعي اطلاق مي‌شود كه يك رژيم سياسي با مسدود كردن و يا پر هزينه كردن راههاي مشاركت سياسي مشاركت جويان سياسي با توسل به زور و قهر و نيز ابزارهاي اقتدارآميز سعي در بي چون و چرا نمودن اعمال خود مي‌نمايد. انسداد سياسي توسط شاخصهاي متعددي از جمله زندانيان سياسي، شورشها و درگيريهاي سياسي، كاهش مطبوعات آزاد، كاهش ميزان احزاب، برخورد با فعالان سياسي و مطبوعاتي، چگونگي انتخابات، كاهش ويژگيهاي كمي و كيفي مشاركت مدني مردم، راهپيمايي‌ها و تظاهرات شناسايي  مي‌شود. 3 ـ 7 ـ هزينه‌هاي مشاركت سياسي: به مواردي اطلاق مي‌شود كه يك مشاركتجوي سياسي در فرايند عمل مشاركتجويانه خود به صورت مسئله كسر منافع و يا تهديد و تحديد آزادي‌هاي فردي با آنها مواجه ميشود. پول و وقت، تعطيلي مطبوعات و انتشارات، توقيف محصولات(ادبي، فرهنگي و…)، از دست دادن شغل، از دست دادن آبرو، خانه‌نشين شدن، و زندان،تبعيد و در نهايت اعدام و مرگهاي مرموز  از جمله هزينه‌هاي مشاركت سياسي در يك نظام اقتدارگرا مي‌باشند. 4 ـ 7 ـ مبازرات پنهان سياسي: به مبارزاتي اطلاق مي‌گردد كه در يك رژيم اقتدارگرا توسط مشاركتجويان سياسي اعمال مي‌گردد كه يا با زيرزميني شدن به طور غير رسمي و خارج از قواعد موجود حكومتي و قانوني به صور گوناگون قهر آميز و صدمه زننده به رژيم اقتدارگراضربه وارد كرده ولي افراد مبارز به سادگي قابل شناسايي نمي باشند و يا اينكه مبارزه جو در برخي زمين‌هاي مجاز شناخته شده توسطرژيم سياسي(مثلا"ادبيات)با فطانت خاص و غير حساسيت زا مبارزه و يا اعتراض خود رابا حفظ وجه پوشيدگي ابراز مي‌كند. موريس دوورژه ويژگي مبازرات را در نظامهاي اقتدارگرا وجه پوشيده بودن و نقاب‌دار بودن آن مي‌داند.([1]) از نظر وي «تعارضهاي سياسي خود را در پس تعارضهاي غيرسياسي كه در برخي از زمينه‌ها مجاز شناخته شده است، پنهان مي‌كنند»([2]).بدين معني كه در صورتي كه تمامي راههاي مسالمت آميز دسترسي فعالان سياسي به قدرت از راه مشاركت سياسي از ميان بروند و نيز وجود سطح بالايي از خطر براي انجام چنين فعاليتهايي، مشاركت جوي سياسي سعي در يافتن راههاي ديگري براي خود خواهد بود كه البته نبايد اين راهها مورد توجه و نقطه تمركز و حساسيت رژيم سياسي باشند. از اين رو به ناچار اعمال مسالمت آميز سياسي به سوي افعال پنهان سياسي و مبارزات مخفي سوق مي‌يابد. 5 ـ 7 ـ ادبيات انتقادي: به مجموعه نگاشته‌هاي يك يا جمعي از نويسندگان اطلاق مي‌شود كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم و پوشيده انتقادهاي خود را از وضع موجود فرهنگي، اجتماعي،اقتصادي و يا سياسي موجود در جامعه و ناظر بر رژيم حاكم ابراز كرده يا مي‌كنند. ادبيات انتقادي منعكس كننده شكل ويژه زندگي و فرهنگ سياسي و اجتماعي جاري هر جامعه است. ادبيات در انجام رسالت ناقدانه خود، مسائل زندگي، ارزشي، افكار كلي و فرضيه‌هايي را كه در اعصار مختلف بر زندگي اجتماعي انسان اثر مي‎گذارند، در قالب عبارات ملموس بيان مي‌دارد. اين نوع ادبيات يكي از صور مبازرات سياسي و اجتماعي نيز مي‌تواند باشد. در اينجا، فاعل، كه زمينه كارش نيز عموما ادبيات (رمان،شعر و …) است سعي دارد مطالب و نقدهاي خود را از زبان شعر، داستان و … بيان كند، و طبعا هرچه ميزان خطر ابراز عقيده زياد باشد،لفافه گويي‌ها و مستور سخن گفتن و اعتراض كردن هم در اين نوع ادبيات بيشتر خواهد بود. 6 ـ 7 ـ  مبارزه سياسي: نزاعي است كه به صورتهاي مختلف و در تمامي سطوح از جمله اقتصاد، فرهنگ، ايدئولوژي و غيره، بين مشاركتجويان ناراضي و معترض و صاحبان قدرت سياسي در مي‌گيرد. به عبارت ديگر به مجموعه كوششهايي اطلاق مي‌گردد كه به منظور دگرگوني نظام سياسي و يا اصلاح برخي سازو كارهاي موجود در چارچوب قدرت سياسي و حكومت انجام مي‌گيرند. اين مبارزه مي‌تواند اشكال مختلف قانوني يا غير قانوني، مسالمت آميز ويا قهرآميز به خود گيرد. 7 ـ 7 ـ كنايه آميز: نويسنده به عنوان فاعل مشاركت جو جهت كم كردن هزينه‌ها و انتقادات بر ضد خود با ظرافت مسايل اجتماعي و اعتراضات دروني خود را خواه آگاهانه و چه ناخوداگاه با اشارات و در سايه پرده پوشي‌ها بيان مي‌كند. 8 ـ 7 ـ  امور سياسي((political Affairs به اموري اطلاق مي‌گردد كه مشخصا ناظر بر روابط قدرت سياسي،چه در اليت قدرت سياسي و چه در روابط حكومت گران و حكومت شوندگان باشند. به گونه‌اي كه تمام موضوعها و امور مربوط به دولت و حكومت و حفظ موجوديت و امنيت داخلي و خارجي و از اين دست را در بر مي‌گيرد. 9 ـ 7 ـ  امور غير سياسي: منظور از امور غير سياسي،اعمالي است كه به ظاهر و يا به شكل مستقيم جلوه سياسي ندارند،همانند هنر،فلسفه،ادبيات و بسياري ديگر.اين امور در نگاه نخست سياسي و انتقادي به نظر نمي آيند اما مفري آسان و كم خطر مي‌باشند براي منتقدان كه نظريات خود را تقريبا با فراق بال مطرح سازند. 10 ـ 7 ـ  مشاركت جويان سياسي: كليه افرادي كه اعمالشان به صورت  ارادي، ناظر به امور اجتماعي، فرهنگي و سياسي جامعه باشد جزء مشاركت جويان خواهند بود. در اينجا منظور، مشاركت جويان سياسي مي‌باشد كه در عرصه ادبيات انتقادي(رمان) عمل مي‌كنند. 11 ـ 7 ـ  مشاركت سياسي: به مجموعه كوششهاي مردم و مشاركتجويان سياسي در هر نوع رژيم سياسي اطلاق مي‌گردد كه در راستاي اثرگذاري بر سياست گذاريها،نوع رژيم،اعمال مشخص سياسي و هر آنچه در چارچوب قواعد و قوانين رژيمهاي دموكراتيك و مسالمت آميز انجام گيرد و يا اينكه با انواع اعمال غير قانوني در رژيمهاي توتاليتر و يا رژيمهاي اقتدارگرا و امثال اينها كه ساز و كتري براي ساماندهي مشاركت سياسي عمومي ندارندبه انجام رسد. 12 ـ 7 ـ  فعاليتهاي هنري: به مجموعه فعاليتهايي همانند تاتر،نقاشي،تصوير گري،فيلم سازي و كليه اموري كه با ذوق و قريحه زيبايي دوستي انسان ارتباط دارند اطلاق مي‌گردد. 13 ـ 7 ـ  استراتژي  (Strategy): در امور سياسي به تعيين خط مشي كلي فرد،گروه،حزب و كلا" يك واحد عمل كننده كه برنامه بلند مدت و اساسي آن را مشخص مي‌كند اطلاق مي‌گردد. بدين معنا كه استراتژي،نوع مهمترين جلوه‌هاي عمل سياسي را تعيين مي‌كند كه تخطي از آن ممكن است هزينه‌هاي زيادي براي واحد  عمل كننده در بر داشته باشد. 14 ـ 7 ـ  ساز و كار (Mechanism): هر نوع ترتيب، تركيب يا توالي اعمال، پاسخها، نگرشها، موقعيتها و امثال اينها كه انجام، تكميل يا شيوه اجراي اهداف، وظايف، نيازها، يا فرايندهاي معين را آسان و مشخص مي‌سازد به ساز و كار تعبير مي‌گردد. 15 ـ 7 ـ  تغييرات ناگهاني سياسي و اجتماعي: به معني دگرگوني‌هاي نسبتا سريع در فراينذ تصميم گيري و تصميم سازي،سازوكارهاي اجتماعي و سياسي و... اطلاق مي‌گردد.كه ممكن است مثبت يا منفي باشد، پيشرو يا واپس گرا باشد، خود به خود يا دستوري و با برنامه ريزي باشد، كلي يا جزيي باشد، عميق يا موقتي باشد و يا دايمي. 8 ـ متغيرها: مستقل، واسطه و وابسته در اين پژوهش«كاهش مشروعيت سياسي» متغير مستقل مي‌باشد وافزايش انسداد سياسي و افزايش هزنيه‌هاي مشاركت سياسي متغيرهاي واسطه تحقيق هستند. سازوكار  پنهان در ادبيات انتقادي نيز متغير وابسته ما است. 9 ـ نقطه تمركز پژوهش موضوع پژوهش ناظر بر كشف تأثيرات دگرگونيهاي مشروعيتي و اقتدارگرايي نظام در ايران پيش و پس از انقلاب بر ادبيات اين دو دوره مي‌باشد. كه اين تحقيق به صورت سراسري در ادبيات معاصر ايران انجام مي‌شود و دو دوره 1342 تا 1357 و 1357تا 1380 هجري شمسي را در برخواهد داشت. 10 ـ روش پژوهش روش پژوهش در اين تحقيق به صورت اسنادي انجام مي‌گيرد كه با تأكيد بر پارادايم اختيار عاقلانه و روش تحليل محتوا به انجام مي‌رسد. 11 ـ سازماندهي اين تحقيق مشتمل بر يك مقدمه، چهار گفتار(بخش) و يك نتيجه‌گيريست. مقدمه مشتمل است بر مقدمه،مفاهيم و متغييرها و شاخصها،مفروضات و سئوالات و فرضيه‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرند. گفتار اول شامل يك مقدمه و دو فصل است كه در در فصل اول نظريه پردازي انجام شده و در نهايت در فصل دوم روش تحقيق و نمونه گيري مورد بررسي قرار مي‌گيرد. گفتار دوم تاريخچه ادبيات انتقادي در ايران را وارسي مي‌نمايد. گفتار سوم به بررسي ونقد ادبيات انتقادي بين سالهاي 1342 تا 1357 و انقلاب اسلامي مي‌پردازد. گفتار چهارم نيز به بررسي ادبيات انتقادي بين سالهاي 1357 تا 1380 خواهد پرداخت. در نهايت نيز در بخش نتيجه‌گيري به مقايسه اين دو دوره و تحليل داده‌هاي هر فصل به صورت مشترك پرداخته مي‌شود. 12 ـ منابع اصلي پژوهش منابع اصلي پژوهش را متون رماني تشكيل مي‌دهند كه از سال 1342 تا 1380 به چاپ رسيده‌اند. البته به علت فراواني بيش از اندازه، متون تحليل نمونه‌گيري مي‌شود. در اين طرح كتب رمان و داستانهاي احمد محمود و محمود دولت آبادي و هوشنگ گلشيري به عنوان نمونه برگزيده شده اند. علت انتخاب اين نمونه‌ها اين بود كه اولا تقريبا هر سه نويسنده در تمامي طول دوران مورد بررسي داراي متون قابل بررسي هستند، در ثاني در هر دو دوره مورد بررسي نگاهي انتقادي به اوضاع اجتماعي داشته اند،تقريبا در تمامي تحولات داخلي در كشور حاضر بوده و جزو معتبرترين نويسندگان معاصر مي‌باشند.([3]). از جمله اين آثار مي‌توان به (زايري زير باران، غريبه‌ها، پسرك بومي، همسايه‌ها، داستان يك شهر،زمين سوخته)احمد محمود (آوسنه باباسبحان، از خم چنبر، كليدر، جاي خالي سلوچ)محمود دولت آبادي (شازده احتجاب، معصوم پنجم، جن نامه، جبه خانه) گلشيري اشاره كرد. 13 ـ  ادبيات موجود درباره رابطه ادبيات با جامعه و سياست و نيز تاثير و تاثرات آنها بر هم مطالب بسياري نگاشته شده است.از جمله كتاب معروف علي رضاقلي با عنوان جامعه شناسي خوكامگي،با روشي ساختارگرايانه به جامعه شناسي ادبي پرداخته است و با بررسي متون كهن(شاهنامه فردوسي) سعي در تعميم قوانيني خاص دارد. سلسله مقالات دكتر علي اكبر اميني در اطلاعات سياسي –اقتصادي و نيز دكتر ندوشن در همان جريده،مجموعه تلاشهايي كوتاه پرداز هستند كه به جامعه شناسي ادبي پرداخته اند. كتب نقد جامعه شناسانه ادبيات نيز بسيار يافت مي‌شوند.از جمله كتابهاي بيداردلان در آيينه (مجموعه مقالات)نوشته احمد آقايي كه به نقد آثار محمود مي‌پردازد، رمان حماسه و عشق،كليدر،تاليف جواد اسحاقيان كه به نقد جامعه شناختي_ساختاري و تا حدي ماركسيستي رمان بلند كليدر پرداخته است. كتاب ارزشمند و بلند بالاي صدسال داستان نويسي ايران  نوشته حسن ميرعابديني در چهار جلد توانمند ترين كتاب نقد ادبي در ايران است كه در جاي جاي آن مي‌توان ردپاي سياست و تاثيرات آن بر ادبيات و رمان را يافت.اما ايراد اين كتاب در عدم پيوستگي مطالب در راستاي خاص سياست است. ايراد اساسي كه بر اين آثار مي‌توان وارد كرد عدم جامعيت نسبي در آثار مورد بررسي است بدين مفهوم كه عموما يك كتاب و يا مجموعه كتب يك نويسنده را مورد نقد قرار مي‌دهند و بجز جامعه شناسي خودكامگي،هيچ كدام در پي يافتن قانون و يا قوانين اجتماعي _ادبي و تاثير و تاثرات ادبيات و سياست به مفهوم عام نيستند.نيز تقريبا هيچ يك از اين آثار از روشهاي كمي  و آماري به هيچ وجه بهره‌اي نبرده اند. 14 ـ  كتابشناسي توصيفي برخي كتب مورد استفاده به قرار زير مي‌باشند. آوسنه ي بابا سبحان 1347 محمود دولت آبادي،166صفحه،شخصيتهاي مهم:بابا سبحان، صالح،مسيب، غلام و عادله. در اين رمان با پيوند عميق روستايي فقير با زمين روبه رو هستيم.و نويسنده اين مفهوم را با تلاشهاي شخصيتهاي رمان گره زده است.تلاش غلام براي به دست آوردن شوكت،سماجت وي براي به دست آوردن زمين صالح را مفهوم مي‌بخشد، زميني كه مهريه شوكت همسر صالح است.و تلاش صالح براي حفظ زمين كه دليل و معنايي دوگانه دارد. باشبيرو 1351 محمود دولت آبادي،80 صفحه،شخصيتهاي مهم:خدو،حله،جاسم. جمع كوچك مرداني كه دريكي از بندرهاي جنوب ايران،گروهي براي مبارزه تشكيل داده اند،بخشي از يك تشكيلات سياسي مخفي هستند.با اين هدف گرد هم آمده اند كه با كارهاي خود،از حقوق پايمال شده شان دفاع كنند.شبيرو،پيرمرد غواصي است كه نويسنده از وي به عنوان نماد اسارت و رنج طبقه تهي دست استفاده كرده است. جاي خالي سلوچ 1358 محمود دولت آبادي،497 صفحه،شخصيتهاي مهم:مرگان،سلوچ،عباس، و ميرزا حسن. در اين رمان اوضاع روستايي از روستاهاي حاشيه كوير ايران توصيف مي‌شود كه در آن شكل و زمينه زندگي اقتصادي_اجتماعي به تدريج در هم مي‌ريزد. مرگان زن پركار و شجاعي است كه براي ادامه زندگي خود و بچه‌هايش چاره انديشي مي‌كند. همسايه‌ها 1353 احمد محمود،502 صفحه،شخصيتهاي مهم:خالد،امان آقا،بلور خانوم،پندار. همسايه‌ها سير رشد روحي و تحول فكري نوجواني از طبقه پايين است به جواني آگاه و مبارز و مقاوم. مدار صفر درجه 1372 احمد محمود،1782 صفحه سه جلدي، شخصيتهاي مهم: باران، نوذر، بلقيس، خاور، مائده، مبارك، حاج آقا بزرگ، سيف پور. در مدار صفردرجه تولد و رشد جسمي و فكري شخصيت اصلي رمانيعني باران با تولد و رشد تفكر و مبارزه سياسي در ايران،از مرداد 1332 تا بهمن 1357،در دولايه و همزمان پيش مي‌رودتا يكي آينه ديگري شود. داستان يك شهر1360 احمد محمود،،رمان داستان يك شهر زندگينامه دانشجوي دانشكده افسري است كه به علت درگيري با مسايل سياسي،بعد از كودتاي 28 مرداد1332 دستگير مي‌شود و به بندر لنگه تبعيد مي‌گردد.موضوع داستان به دوران اسارت او مربوط است. شازده احتجاب1347 هوشنگ گلشيري،99 صفحه،شخصيتهاي مهم:خسرو،فخر النسا،فخري،مراد. در اين رمان از قدرت و زوال خانداني سخن گفته مي‌شود كه چندين سال جابرلنه بر ايران حكومت كردند و فرزندان آنها با از دست دادن پايگاه حكومت اجدادي،تنها و منزوي و رنجور از بيماري‌هاي جسمي و روحي،باري از احساس گناه و بيزاري از فجايع اجداد را بر دوش مي‌برند. آيينه‌هاي دردار1371 هوشنگ گلشيري،158 صفحه،شخصيتهاي مهم داستان: ابراهيم،صنم،مينا. اين رمان نگاهي دارد به اوضاع و احوال روشنفكران مهاجر ايراني در اروپا كه اغلب از فعالان سياسي دوره گذشته و حال بوده اند و كوچ كردنشان از وطن،ناخاسته و از سر اجبار بوده است.اما در اين رمان بحث مهاجرت خود خاسته ابراهيم براي وصال به محبوبش محور قرار مي‌گيرد. كليدر1358 به بعد محمود دولت آبادي،2181،شخصيتهاي مهم داستان:گل محمد،ستار،بابقلي بندار،آلاجاقي اين رمان نگاهي دارد به زندگي و مبارزات مردم در ناحيه‌اي دورافتاده در استان خراسان.اين رمان مبارزات گل محمد و خانواده اش را بر ضد اربابان و عمال دولتي در دهه 20 به تصوير كشيده است. [1]  ـ موريس دوورژه ،جامعه‌شناسي سياسي ،ابوالفضل قاضي،دانشگاه تهران،1376 ص 333. [2]  ـ موريس دوورژه، جامعه‌شناسي سياسي، ص 335 [3]  ـ رج فصل يكم.