زن از ديدگاه فلسفه سياسی غرب , سوزان مولر آکين , ترجمه و تاليف: ن. نوریزاده (سام- آ)
ژان
ژاک روسو و "نقش طبيعي" زن
ژان
ژاک روسو و "نقش طبيعي" زن
|
اين مقاله بر آن
است كه تاريخ انديشه سياسي اسلام را از ديدگاههاي مختلف و با رويكردهاي متفاوت
و در گفتمانهاي متغاير بررسي كند و شجرهنامه آن را بهصورت مختصر ارائه نمايد.
مولف معتقد است كه مطالعه تاريخ انديشه سياسي اسلام در گفتمانهاي ذيل قابل طرح
ميباشد: الف، گفتمان استشراق كه معمولاً شيوه اروپائيان است؛ ب، گفتمان سنت.
براساس اين گفتمان تنها از راه فهم سنتي از سنت امكانپذير است.مولف در گفتمان
سنت ادوار انديشه سياسي اهل سنت و شيعه را مورد بررسي قرار ميدهد. او سپس، به ادوار انديشه سياسي از نگاه "شجرهنامه نويسي" اشاره ميكند و بر آن است كه با اين نگاه انديشه سياسي اسلام از آغاز تا كنون به هشت دوره تاريخي مهم تقسيم ميشود. |
اين مقاله سعي دارد ابتدا پيشينه و اصول هرمنوتيك را واكاود، و سپس با تمايز قائل شدن بين نحله هاي هرمنوتيك، آن ها را با مطالعات اسلامي نسبت سنجي نماي
این مقاله به نقد محتوایی و روشی کتاب فوق می پردازد. روش هرمنوتیکی با تبار شناسی قابل جمع به نظر نمی رسد
نامه مفيد / شماره سى و دوم / آذر و دى 1381
چكيده مقاله حاضر به نقد و بررسى كتاب قدرت، دانش و مشروعيت در اسلام مى پردازد. نقاط نقد، حول پنج محور اساسى سامان داده شده است: رابطه
حقيقت و روش در هرمنوتيك هستى شناسانه گادامر، ويژگيهاى قدرت در تبارشناسى
فوكو، عدم امكان پيوند هرمنوتيك گادامر و تبارشناسى فوكو، كاستيهاى ارجاع
روش شناسى كتاب به جاحظ و ابن خلدون و مهمتر از همه، عدم استفاده از اين
روش در خصوص چگونگى شكل گيرى دانش سياسى دوره ميانه.
خلاصه:
ترجمه اي كه از نظر ميگذرد، مقاله اي برگرفته از كتابGlobalization and the Human Factor: Critical Insights .فصل چهارم، صفحات 82-67 با عنوان اصلي African Culture and the Social Implications and Consequences of Globalization است. نگارنده مقاله- ويكتورنگونيدزاشه موزويدزيوه- اذعان مي دارد جهاني شدن پديده ايي است كه ارمغان مثبت و منفي براي كشورهاي جهان دارد. در كشورهاي آفريقايي بيشترتغييرات منفي مشاهده شده است .نويسنده مقاله با توجه به قهري بودن اين فرايند سعي دارد خواننده واشاعه دهندگان اين رويه بخصوص درغرب متقاعد سازد كه قاره سياه الزاماً تاريخچه و سنتهاي فرهنگي سياه و گمنام ندارد،بلكه در رويه جهاني شدن بايد صحه صدر ووسعت ديد داشت و تلاشها و دستاوردهاي بشري كليه جوامع(دراينجا آفريقاي سياه ) را درنظر گرفت.نويسنده در توجيه واستدلال نظريه خود ازآثار نويسندگان مختلف بخوبي بهره برداري نموده وكوشش وي مقاله رادررديف مقاله اي تحقيقاتي قرار داده است
اخوان المسلمين نخستين جنبشي است كه جهاني شدن را هم در ايده و هم در عمل با موفقيت آزمود. اين جريان كه از يك شهر كوچك مصر اسماعيليه آغاز شد، طولي نكشيد كه به فراگيرترين تشكيلات در سراسر مصر مبدل گرديد و سپس تأسيس شاخه هاي خود در جهان اسلام و آنگاه سراسر گيتي را در دستور كار قرار داد. از اواسط قرن نوزدهم بود كه رفته رفته تمام شمال آفريقا، خاورميانه و ديگركشورهاي اسلامي مهم نظير تركيه، پاكستان، مالزي، اندونزي، شاهد شكل گيري و رشد سريع شاخه هاي اخوان گرديد