آشنایی با کشور مصر , مهدی اخلاقی نیا
الف) جغرافياي طبيعي
جمهوري عربي مصر،
كشوري است پهناور در شمال شرق قاره افريقا و در تقاطع سه قاره كهن و تاريخساز
جهان. مساحت اين كشور بالغ بر 449/001/1 كيلومتر مربع بوده و از نظر وسعت، بيست و
هشتمين كشور جهان محسوب ميگردد.[1]
در شمال مصر درياي
مديترانه و در شرق آن درياي سرخ قرار دارد. از سمت جنوب با سودان و از سوي باختر
با كشور ليبي همسايه است. در ناحيه صحراي سينا نيز با نوار غزه و فلسطين اشغالي هممرز
است. پايتخت كشور مصر شهر بزرگ قاهره است و از ديگر شهرهاي مهم آن ميتوان به
اسكندريه، اسوان، جيزه، فيوم و پورت سعيد اشاره كرد. شهرهاي كوچكتري نيز در اين
سرزمين وجود دارند كه به واسطه وقوع جنگ جهاني دوم در آنها شهرت يافتهاند كه از
آن جمله ميتوان به سلوم، برديا، مطروح و العلمين اشاره كرد.
اين كشور از
26 ايالت يا استان و يك شهر مستقل از نظر اداراي به نام الأقصر كه تحت حاكميت
حكومت مركزي قرار دارد، تشكيل يافته است.
جدول شماره 1 ـ تعداد واحدهاي تقسيمات كشوري مصر.[2]
|
رديف |
نام ايالت |
شهرستان |
شهر |
دهستان |
ده/كفَر |
بخش |
ناحيه |
|
1 |
آسوان |
5 |
10 |
93 |
853 |
ـ |
ـ |
|
2 |
اسيوط |
10 |
10 |
235 |
883 |
|
|
|
3 |
اسكندريه |
ـ |
1 |
3 |
30 |
6 |
ـ |
|
4 |
بحيره |
13 |
14 |
417 |
5333 |
ـ |
ـ |
|
5 |
بني
سويف |
7 |
7 |
220 |
286 |
ـ |
ـ |
|
6 |
قاهره |
ـ |
ـ |
ـ |
ـ |
23 |
36 |
|
7 |
دقهيليه |
14 |
17 |
445 |
2072 |
2 |
ـ |
|
8 |
دمياط |
4 |
9 |
60 |
722 |
ـ |
ـ |
|
9 |
فيوم |
5 |
5 |
163 |
1620 |
ـ |
ـ |
|
10 |
جيزه |
6 |
9 |
160 |
645 |
ـ |
ـ |
|
11 |
غربيه |
8 |
8 |
316 |
1179 |
ـ |
ـ |
|
12 |
اسماعيليه |
5 |
7 |
91 |
656 |
ـ |
ـ |
|
13 |
المنيا |
9 |
9 |
ـ |
1429 |
ـ |
57 |
|
14 |
غنا |
11 |
11 |
135 |
1639 |
ـ |
ـ |
|
15 |
كفرشيخ |
10 |
10 |
205 |
1695 |
ـ |
ـ |
|
16 |
قليوبيه |
7 |
9 |
195 |
901 |
ـ |
ـ |
|
17 |
مطروح |
8 |
8 |
128 |
75 |
ـ |
ـ |
|
18 |
منوفيا |
9 |
10 |
312 |
898 |
ـ |
ـ |
|
19 |
وادي
الجديد |
3 |
3 |
110 |
ـ |
ـ |
ـ |
|
20 |
سيناي
شمالي |
6 |
6 |
ـ |
ـ |
ـ |
ـ |
|
21 |
سيناي
جنوبي |
5 |
8 |
8 |
ـ |
ـ |
ـ |
|
22 |
شرقيه |
13 |
15 |
82 |
3798 |
|
|
|
23 |
پرت
سعيد |
ـ |
ـ |
ـ |
ـ |
5 |
ـ |
|
24 |
بحرالاحمر |
ـ |
6 |
19 |
ـ |
ـ |
ـ |
|
25 |
سوئز |
ـ |
ـ |
ـ |
ـ |
4 |
ـ |
|
26 |
سوهاج |
11 |
11 |
268 |
1217 |
|
|
|
27 |
جمع
كل |
169 |
203 |
3654 |
26035 |
40 |
93 |
در شرق و شمال
شرقي اين كشور شبهجزيرة سينا واقع شده و تا پيش از قرن نوزدهم كاملاً به خاك مصر
متصل بود. اما در سده بيستم به تبعيت از گذشتگان، آبراهي ميان سرزمين اصلي و
سرزمين سينا گشوده شد، تا بدين وسيله درياي سرخ را به درياي مديترانه متصل نمايند.
اين آبراه كه سوئز نام گرفته است 168 كيلومتر طول دارد[3]
و مسير پر اهميت ارتباطي ميان سه قاره افريقا، آسيا و اروپا به شمار ميرود.
به لحاظ
جغرافيايي سرزمين مصر به چهار بخش تقسيم ميشود:
1. دره و
دلتاي رود نيل: مساحت دره و دلتاي اين رود بزرگ مجموعاً به 33هزار كيلومتر مربع
بالغ ميگردد كه تقريباً 4درصد از كل مساحت كشور را تشكيل ميدهد. 96درصد از مساحت
مصر را صحرا دربرگرفته و نوار باريك رود نيل به طول 1530 كيلومتر، رگ حياتي آن
است.[4]
2. صحراي غربي: بخش واقع در كناره غربي رود نيل تا مرزهاي غربي مصر را صحراي
غربي مينامند. مساحت اين بخش حدوداً 671هزار كيلومتر مربع است و تا كرانههاي درياي مديترانه امتداد مييابد.
اين بخش از كشور را تپههاي صخرهاي دربرگرفته و از نظر تراكم جمعيت نيز در سطح
پائيني قرار دارد.
3. صحراي
شرقي: مساحت اين بخش از كشور مصر كه از غرب به رود نيل و از شرق به درياي سرخ
محدود شده است در حدود 225 هزار كيلومتر مربع است. و عمدتاً آب و هواي بياباني و
خشك دارد.
4. شبه جزيره سينا: اين شبه جزيره در حدود 60 هزار كيلومتر مربع و به شكل
مثلثي است كه قاعده آن در شمال و رأس آن در جنوب قرار گرفته است.[5]
آب و هواي مصر در نقاط مختلف متفاوت است. در تابستان در صحراها، هوا گرم و خشك
و در ديگر نواحي گرم و مرطوب است. صحراي شرقي و غربي و كنارههاي درياي سرخ هواي
گرم و يكساني دارد، ولي شمال كشور داراي آب و هواي مديترانهاي است. هواي مصر
تقريباً در تمام فصول غبار آلود است.
علاوه بر گرد
و غبار، ذرات معلق شن نيز هواي بياباني مصر را همراهي ميكند. اما در فصل بهار اين
گرد و غبار به صورت طوفانهاي موسمي شن نمايان ميشود. 96 درصد از اين سرزمين را
صحرا تشكيل داده است.
مصر در مجموع
كشور كمارتفاعي بوده و بلندترين نقطه در اين سرزمين كوه «كترنيه»[6]
در صحراي سينا است كه 2642 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
مصر از لحاظ
منابع طبيعي كشوري متوسط بوده و داراي معادني از قبيل نفت و گاز و فسفات است.
توليد نفت خام در مصر در دهه گذشته تقريباً 870 هزار[7]
بشكه در روز است كه بخشي از آن صادر ميشود. نفت، سنگ آهن، فسفات، سنگ نمك، منگنز،
سنگ آهك، طلا، ذغال سنگ، نقره، نيكل، تنگستن، مس و گوگرد مهمترين معادن مصر
هستند.
كشاورزي و
زراعت در مصر اساساً در حاشيه رود نيل شكل گرفته است. محصولات اصلي تابستاني اين
صنعت، شامل پنبه، برنج، ذرت و محصولات زمستاني آن عمدتاً گندم، لوبيا و برخي
سبزيجات است. اما از لحاظ مواد غذايي، اين كشور وابستگي زيادي به خارج دارد و حدود
نيمي از نياز غذايي خود را وارد ميكند.
منابع انرژيزاي مصر
همانگونه كه گفته شد، مصر داراي منابع
نفتي و گازي است. ميزان توليد نفت اين كشور در سال 1995، نهصد و بيست هزار بشكه در
روز بود كه اين ميزان در سالهاي بعد رو به كاستي گذاشت به طوري كه طي ده ماه نخست
سال 1997، اين كشور 877 هزار بشكه نفت در روز توليد ميكرد.[8]
در حال حاضر
كل ذخاير نفتي شناخته شده در مصر بالغ بر 8/3 ميليارد بشكه است و كاوش براي افزايش
ميزان ذخاير نيز ادامه دارد. همچنين طبق برآوردهاي انجام شده در سال 2001، گاز
توليدي اين كشور دو برابر مقدار سالهاي قبل بوده است. در سال 1998 كل منابع گازي
به ثبت رسيده در مصر برابر 6/27 تريليون فوت مكعب بود كه نسبت به سال 1997 ميلادي،
35 درصد و نسبت به سال 1993 دو برابر افزايش پيدا كرده است.[9]
ب) جغرافياي انساني
مصر پرجمعيتترين
كشور خاورميانه و دومين كشور پرجمعيت قاره افريقا است.
بر طبق آمار سال 2006 ميلادي جمعيت اين كشور بالغ بر 007/887/78 است كه با
ضريب رشدي برابر 75/1% روبرو است. اين ميزان رشد جمعيت با توجه به ضريب بالاتر رشد
در سالهاي گذشته، كاهش محسوسي را نشان ميدهد.
جدول شماره 2: مشخصات جمعيتي مصر[10]
|
شاخص |
توضيحات |
|||
|
جمعيت |
78.887.007
(در سال 2006) |
|||
|
ساختار
جمعيتي |
14ـ0
سال |
64ـ15
سال |
65
سال به بالا |
|
|
6/32% |
9/62% |
5/4% |
||
|
رشد
جمعيت |
75/1%
(در سال 2006) |
|||
|
ميزان
تولد |
94/22
تولد به ازاي هر هزار نفر |
|||
|
ميزان
مرگ |
23/5
مرگ به ازاي هر هزار نفر |
|||
|
اميد
به زندگي |
77/68
سال براي مردان |
93/73
سال براي زنان |
||
|
ميزان
ابتلا به HIV |
كمتر
از 1/0درصد در سال (2001) (000/12 نفر) |
|||
|
تراكم
جمعيت |
25/70
نفر در هر كيلومتر مربع |
|||
ـ ساختار جمعيتي
تراكم جمعيت مصر كه يكي از پرجمعيتترين
و پهناورترين كشورهاي افريقايي است در سال 1996 برابر 2/59 نفر در هر كيلومتر مربع
بوده است كه با افزايش جمعيت در سالهاي بعد اين ميزان در سال 2000 به 61 نفر در
هر كيلومتر مربع رسيد.[11]
در حال حاضر اين تراكم به حدود 25/70 نفر در هر كيلومتر مربع رسيده است.[12]
تراكم جمعيت
مناطق مختلف اين كشور اختلاف زيادي با هم دارد. براي مثال در حالي كه تراكم جمعيت
پايتخت، بيش از 780/12 نفر در هر كيلومتر مربع است، در صحراي سينا، صحراي غربي و
صحراي شرقي به كمتر از 10 نفر در هر كيلومتر مربع ميرسد.[13]
در مجموع
ميزان تراكم در نواحي قابل زيست مصر 1540 نفر در هر كيلومتر مربع است.[14]
مردم مصر از لحاظ شيوه زندگي به شهرنشين، روستانشين و كوچنشين تقسيم ميشوند.
شهرنشينها
عمدتاً در منطقه دلتاي نيل و سواحل درياي مديترانه زندگي ميكنند و حدود 49 درصد
كل جمعيت مصر را تشكيل ميدهند. مهمترين و پرجمعيتترين شهرهاي مصر عبارتاند از:
قاهره با بيش از 7 ميليون نفر، اسكندريه 3/3 ميليون نفر و جيزه با 2/2 ميليون نفر.
جمعيت روستانشين عمدتاً در مناطق حاشيه نيل كه مساعد كشاورزي است سكني گزيدهاند
و در حدود نيمي از جمعيت مصر را به خود اختصاص دادهاند. اين مردم عمدتاً از
امكانات جهان امروز همچون برق و آب لولهكشي بيبهرهاند.
كوچنشينان مصر
اعراب بيابانگردي هستند كه سراسر صحراهاي مصر را در جستوجوي علوفه براي دامهايشان
و آب براي خانوادههايشان درمينوردند. اين گروه جمعيتي در حدود 18/1 درصد كل نفوس
مصر را به خود اختصاص ميدهند.[15]
ميزان سواد در ميان افراد بالاي 15 سال بالغ بر 7/57% است كه از اين ميان مردان با 3/68 درصد و زنان
با 9/46 درصد، كل با سوادان اين كشور را تشكيل ميدهند.[16]
ـ مذهب
مردم مصر پس از حمله اعراب در سال 639
ميلادي اسلام را پذيرفتند و هماكنون بيش از 90 درصد مردم اين كشور مسلمان هستند
كه از اين ميان 99 درصد را مسلمانان اهل سنت و يك درصد را شيعيان فاطمي تشكيل ميدهند.
حدود 10 درصد
از مردم مصر نيز مسيحياند كه 90 درصد از اين گروه را نيز قبطيان[17]
مصر تشكيل دادهاند.[18]
تا پيش از سال
1948 حدود 80 هزار يهودي در مصر زندگي ميكردهاند اما از آن سال تعداد اين
يهوديان به تدريج رو به كاهش گذشته است، به طوري كه امروز تعداد آنها به هزار نفر
ميرسد كه بيشتر در شهرهاي قاهره و اسكندريه زندگي ميكنند.[19]
دليل اصلي كاهش تعداد يهوديان در مصر از سال 1948 به اين سو، مهاجرت آنان به
فلسطين اشغالي بوده است.
ـ نژاد و قوميت
در مصر گروهها و اقوام مختلفي وجود
دارند كه هر كدام داراي انگارههاي قومي و فرهنگي خاص خود هستند. مهمترين اقوام
ساكن مصر به ترتيب عبارتاند از: اعراب، قبطيها و نوبينها.
اعراب كه قسمت
اعظم جمعيت مصر را تشكيل ميدهند عمدتاً ريشههاي اصيل عربي ندارند و 1360 سال پيش
با پذيرش اسلام و سپس زبان عربي، عرب شدهاند. اما به هر حال انگارههاي قومگرايانه
عربي، بسيار بيشتر از برخي اعراب اصيل منطقه، در اين كشور نضج يافته است و همين
امر باعث سرخوردگي بسياري از قبطيان و به ويژه متمكنان و باسوادان قبطي شده است.
قبطيان به ادعاي خودشان، بازماندگان مردمان مصر باستان هستند. آنها هم به زبان
قبطي و هم عربي سخن ميگويند.
دولت مصر آمار
صحيحي از قبطيان مصر ارائه نميدهد اما آمارها بين 6 تا 10 ميليون نفر و حتي بيشتر
در نوسان است.
نوبينها در
گذشته در بخشهاي جنوبي مصر (منطقه اسوان) زندگي ميكردند. نوبينها چهره سياهتري
نسبت به اعراب و قبطيان دارند و در نواحي اسكندريه تا قاهره و از قاهره تا اسوان
پراكندهاند.
به لحاظ تيره
و نژاد، مردم مصر به گروههاي زير تقسيم ميشوند:
مصري (بربر،
نوبين، قبطي، بدوي) 98%، بجا (Beja) 1%، يوناني و ارمني و ديگر تيرههاي اروپايي (عمدتاً فرانسوي و
ايتاليايي) 1%.[20]
درمجموع مصريها
داراي چهرههاي گندمگون و مديترانهاي هستند.
ـ زبان و گويش
زبان اصلي مصر، عربي است كه چهار گويش
مصري (بيش از 40 ميليون)، بدوي مصري شمال شرق (حدود 100هزار نفر)، بدوي مصر شمال
غرب (بيش از 000/300 نفر) و سعيدي (حدود 20 ميليون نفر) در اين كشور رواج دارد.
زبان عربي
معيار (فصيح)، به عنوان زبان رسمي و نوشتاري به كار ميرود و در مدارس تدريس ميشود.
بجز عربي،
زبانهاي ديگري نيز ميان مردم مصر رواج دارد كه عبارتند از:
1. ارمني:
حدود 000/100 نفر (عمدتاً مسيحيان)؛
2. كنوزي ـ
دانگول (Kenuzi-Dongola) حدود 100هزار نفر از نوبينها بدان
تكلم ميكنند. (اين زبان در مصر در حال از بين رفتن است)؛
3. سيوايي:
5000 نفر در بيابان سيوا بدان تكلم ميكنند؛
4. نوبين (Nobiaus): حدود 000/200 نفر در اين كشور با اين زبان صحبت ميكنند.[21]
ج) تاريخچه كشور مصر
مصر يكي از قديميترين كشورهاي جهان
است كه تمدن آن در حاشيه رود نيل شكل گرفته و در زمره كهنترين تمدنها محسوب ميشود
و تاريخش تا چهارهزار سال پيش از ميلاد مسيح ميرسد. مصر باستان سرزمين فرعونهاي
مشهور مصر بود و آثار تاريخي مهمي مانند اهرام سهگانه و معبدهاي بزرگ را از آن
دوران به يادگار دارد. بسياري از پيامبران بزرگ الهي مانند حضرت يوسف و حضرت
موسي(ع) نيز در همان دوران در اين سرزمين ظهور كردهاند.
از نظر تاريخي
به نظر ميرسد نام مصر از (ميثر و ميترا) كه نماد خورشيد بوده، گرفته شده است؛كما
اينكه در مصر، اشكالي مانند طرح فروهر و عقاب بالدار و صليب كه همه نشانههاي
ميترايي است، ديده شده است. البته روايتي ديگر نيز نام مصر را به معني شهر آورده
است. دولت قديم مصر در سال 524 پيش از ميلاد به دست ايرانيان سقوط كرده و ساليان
دراز تحت حاكميت پادشاهان هخامشي قرار داشت. در همان سالها آبراههاي ميان درياي
سرخ و درياي مديترانه توسط ايرانيان كشيده ميشود كه نياي كنوني كانال سوئز است.
پس از آن
اسكندر مقدوني مصر را تصرف كرده و تا سالها جانشينان او (بطلميوسيان) بر آن حكم
ميراندند.
در سال 641 ميلادي (19 هجري قمري) مسلمانان اين كشور را فتح كردند. پس از فتح
اين سرزمين توسط عربها، بخش بزرگي از فرهنگ و تمدن مصري به فراموشي سپرده شد و
گزينههاي جديد عربي ـ اسلامي جايگزين آن شد.
به سال 1517
ميلادي دولت عثماني بر مصر تسلط يافت و خلفاي فاطمي را كه شيعيان اسماعيلي حاكم بر
مصر بودند، برانداخت و تا زمان ظهور ناپلئون فرانسوي در سال 1798 زمام امور اين
كشور را در دست داشت. در سال 1805 محمدعلي پاشا از سوي دولت عثماني حاكم آنجا شد و
سلسله جديد پادشاهي مصر را تشكيل داد. ولي طي چند جنگ بزرگ با عثماني و همپيمانان
غربي آن (فرانسه و بريتانيا) بسيار ضعيف شد و اين ناتواني زمينه حضور و نفوذ
انگلستان را در اين كشور فراهم كرد.
پس از آن مصر
مدتها تحتالحمايه انگليس بود ولي پس از جنگ جهاني دوم، بر اثر ضعف بريتانيا و
فشار مردم و به ويژه حزب وفد، دولت بريتانيا استقلال مصر را به رسميت شناخت و از
حضور و نفوذ بريتانيا در اين كشور كاسته شد. در جنگ جهاني دوم دولت مصر اعلان بيطرفي
كرد. اما سرزمينهاي غربي آن در حاشيه درياي مديترانه صحنه نبردهاي شديد آلمانيها
و بريتانياييها بود.
در سال 1945
مصر به عضويت سازمان ملل متحد درآمد و چندي بعد گرفتار بزرگترين معضل تاريخ خود
يعني رژيم اشغالگر اسرائيل شد.
نخستين درگيري
جدي ميان مصر و اسرائيل در سال 1948 رخ داد كه به شكست مصر انجاميد. در سال 1952
ارتش مصر به خيابان ريخت و شاه آلبانيالاصل مصر را كه مقصر شكست در جنگ ميدانست
بركنار كرد و خود زمام امور را به دست گرفت.
پس از چندي
جمال عبدالناصر، قهرمان ملي اعراب و مصريها حكومت اين كشور را به دست گرفت و پرچمدار
مبارزه با اسرائيل و همزمان هوادار ناسيوناليزم عربي شد. وي كانال سوئز را ملي
اعلام كرد و به همين دليل در سال 1956 با سه كشور اسرائيل، انگليس و فرانسه درگير
جنگ شد كه با اولتيماتوم اتمي شوروي و تهديد مؤثر امريكا، دول متجاوز عقبنشيني
كردند.
پس از آن در
سالهاي 1967 و 1973 نيز دو جنگ ديگر ميان اسرائيل و مصر درگرفت كه چيزي جز شكست و
پذيرش صلح نصيب مصر نگرديد.
جانشين
عبدالناصر، محمد انور سادات، كه صلح كمپديويد را پذيرفت حكومتي طولاني نداشت و پس
از ترور او، محمد حسني مبارك وارد عرصه حاكميت مصر شد و مصر معاصر به يادگار مانده
از عبدالناصر را بنا نهاد.
در حال حاضر كشور مصر آبستن تحولات مختلفي از جمله چالش مدرنيته و سنت، خيزش
اسلامي و دخالت بيگانگان است و آيندهاي مبهم پيش رو دارد.*
د) نظام حكومتي
1. نوع رژيم
رژيم سياسي مصر، «جمهوري» است كه در
حدود نيم قرن از استقرار آن ميگذرد. قانون اساسي جمهوري عربي مصر كه در سال 1971
تدوين شده است، در برخي اصول خود ويژگيها، ماهيت و چگونگي اعمال حاكميت رژيم
جمهوري را بيان كرده است. اصول يكم و پنجم اين قانون، رژيم جمهوري را مبتني بر سه
ويژگي «مردمسالاري»، «سوسياليزم» و نظام چندحزبي دانسته است. در اصول 86 تا 173
قانون اساسي، ماهيت رژيم مشخص شده است. در اصول يادشده، با تفكيك سه قوه «مجريه»،
«مقننه» و «قضاييه» و تعيين وظايف و اختيارات هريك، اصل تكفيك قوا پذيرفته شده
است.
در قانون
اساسي مصر (اصول 64تا73) تصريح شده كه «حاكميت از آن مردم و مبتني بر قانون است و
رئيس دولت (رئيسجمهور)، از سوي مردم آن را اعمال ميكند».*
در مصر رئيسجمهور،
رئيس دولت است كه توسط مردم انتخاب شده و نخستوزير را از جانب خود مأمور تشكيل
كابينه مينمايد.
نظام قانونگذاري
مصر متشكل از دو مجلس ملي و مشورتي است كه مجلس خلق عمدتاً انتخابي بوده و مجلس
مشورتي متشكل از پنجاه درصد اعضاي انتخابي است. مجلس و نظام قانونگذاري مصر ناظر
بر هيأت دولت است اما اختيارات كافي براي تحت فشار قرار دادن رئيسجمهوري را
ندارد.
دستگاه قضايي مصر، طبق قانون اساسي، قوهاي مستقل دانسته شده و هيچ فرد و
گروهي حق دخالت در امور آن را ندارد. قوه قضاييه چهار ركن دارد كه عبارتند از:
1. دادگاههاي
عالي قانون اساسي؛
2. دادگاه
فرجامخواهي؛
3. دادگاههاي
هفتگانه استيناف در ايالات مختلف؛
4. دادگاههاي
محلي.
«شوراي عالي»
به رياست رئيسجمهور كار نظارت بر امور همه سازمانهاي قضايي را انجام ميدهد.
در ميان قواي
سهگانه مصر، قوه مجريه بنا به دلايل زير در رأس هرم سياسي اين كشور قرار ميگيرد:
1. توانايي
نفوذ و تأثيرگذاري رياست قوه مجريه در كار قوه مقننه؛
اين
تأثيرگذاري از طريق انتخاب ده نفر از اعضاي مجلس ملي، انتصاب يك سوم اعضاي مجلس
مشورتي، داشتن حق انحلال مجلس ملي، داشتن حق وتوي قانونهاي مصوب مجلس و داشتن حق
قانونگذاري از طريق صدور فرمان صورت ميپذيرد.[22]
2. توانايي
تأثيرگذاري قوه مجريه در امور قضايي؛
اين امر از
طريق «شوراي عالي» نظارت بر سازمانهاي قضايي به رياست رئيسجمهور اعمال ميشود.
3. نقش و
كاركرد مهم اين قوه در روند تصميمگيريهاي راهبردي، مانند: جنگ، صلح و انعقاد
پيمانهاي نظامي با كشورهاي ديگر.[23]
2. احزاب و گروههاي سياسي
مصر تاكنون چندين دوره تجربه حزبي را
پشت سر گذاشته است. نخستين دوره از زمان كسب استقلال در سال 1922 شروع شد. در اين
دوره به دليل تسلط و نفوذ انگليس در مصر، تفكر حزبي براي مردم قابل درك و اعتماد
نبود. در دوره جمال عبدالناصر نيز به دليل حاكميت تفكر واحد، احزاب مصر از فعاليت
و تحرك چنداني برخوردار نبودند. محمد انور سادات پس از كسب قدرت، نخست در سال 1974
با شيوه چند حزبي مخالفت كرد ولي دو سال بعد تصميم گرفت كه به گونهاي ديگر و در
چارچوبي مشخص، اجازه فعاليت احزاب را صادر كند. سومين دوره فعاليت حزبي در مصر در
دوران حسني مبارك آغاز گرديد كه تا كنون ادامه دارد.
فراز و فرود
دوره سوم بسيار بيشتر و قابل اهميتتر از ديگر دورههاي فعاليت حزبي در مصر است.
در اين دوره
(1981)، با اعلام حالت فوقالعاده، فعاليت احزاب محدود و برخي احزاب كه عمدتاً
اسلامگرا بودند از ادامه فعاليت منع شدند. پس از چندي با تغيير قانون اساسي، ورود
به پارلمان براي نامزدهاي مستقل و احزابي كه به عقيده دولت از هواداران كمتري
برخوردار بودند سختتر شد، اما طولي نكشيد كه رويكرد دولت نسبت به احزاب به آرامي
تغيير كرد و آزادي بيشتري به گروههاي غيردولتي اعطا شد.
اين روند با فراز و فرودهايي تاكنون ادامه داشته و طي تحولات يك دهه اخير حزب
اسلامگرا و غيرقانوني اخوانالمسلمين نيز توانسته است با توجه به تساهل دولت نسبت
بدان گروه، نامزدهاي خود را روانه مجلس اين كشور نمايد.[24]
به طور كلي
ساختار حزبي و نقشه احزاب سياسي مصر از سه طيف عمده سياسي تشكيل شده است كه
عبارتند از:
1. حزب هوادار
دولت «حزب دموكراتيك ملي» (حاكم)؛
2. احزاب
اسلامگرا به رهبري حزب غيرقانوني اخوانالمسلمين؛
3. احزاب و گروههاي اپوزيسيون ملي و سكولار مانند حزب «فردا» و «ناصري»؛
در مجموع در حال حاضر ميتوان از 16 حزب و گروه فعال و مؤثر در مصر ياد كرد كه
نسبت به ديگر احزاب و گروهها از فعاليت وسيعتر و بيشتري برخوردارند.
جدول شماره3: احزاب و گروههاي فعال مصر
|
رديف |
نام حزب |
سال تأسيس |
گرايش |
راه دسترسي |
توضيحات |
|
1 |
دموكراتيك ملي |
1978 |
ملي ـ سكولار |
سايت ndp.eg |
حزب حاكم به رهبري رئيسجمهور مبارك |
|
2 |
اخوانالمسلمين |
1928 |
اسلامگرا |
ikhwanonline.com |
درگير با دولت از سال 1954 ممنوع
الفعاليت است. |
|
3 |
وفد جديد |
1919 |
ليبرال دموكرات |
Alwafd.org |
احيا شده در سال 1978 |
|
4 |
تجمع ميهني پيشرو وحدت |
1976 |
ملي و سكولار و كارگري |
نشريه الأهلي |
تا پيش از فروپاشي شوروي هوادار
مرام سوسياليستي بود. |
|
5 |
كار |
1978 |
اسلامگرا |
al-shaab.org |
در بين سالهاي 1984 و 1987 مرام
سوسياليستي خود را به اسلامگرايي تغيير داد. |
|
6 |
احرار |
1976 |
مؤتلف با اسلامگرايان |
روزنامه الأحرار |
از 1976 تا 84 چپ از 84 تا 95 اسلامگرا،
بعد از آن ليبرال، در حال حاضر به اخوان گرايش دارد. |
|
7 |
دموكراتيك عربي ناصري |
1992 |
سوسياليستي |
هفتهنامه العربي |
هوادار انديشه جمال عبدالناصر |
|
8 |
امت |
1983 |
اسلامگرا |
هفتهنامه الأمه |
اولين شعار دبيركل: «من خميني مصر
هستم» |
|
9 |
سبز |
1990 |
زيستمحيطي ـ ليبرال |
هفتهنامه الخضر |
ـ |
|
10 |
وحدتگراي دموكراتيك |
1990 |
مليگرا |
ـ |
به اسلام گرايش دارد |
|
11 |
الفتاه |
1936 |
ـ |
جديده مصر الفتاه (توقيف شده است) |
در سال 1953 منحل شد و در سال 1990
احيا گشت. ممنوعالفعاليت است. |
|
12 |
تكافل |
1995 |
ديدگاههاي عمدتاً اقتصادي سوسياليستي |
ـ |
نقش خاصي در سياست مصر ايفا نميكند. |
|
13 |
سوسياليست عربي |
1976 |
مسلمان و دموكرات |
ـ |
احيا 1991 |
|
14 |
جماعه الجهاد |
1979 |
جهادي |
ـ |
زيرزميني و غيرقانوني و متهم به اقدامات تروريستي |
|
15 |
جماعت المسلمين (التكفير و الهجره) |
1971 |
جهادي اسلامگرا راديكال |
ـ |
مؤسسان اصلي اين گروه اغلب اعدام
شده و يا زنداني هستند. |
|
16 |
فردا (الغد) |
2005 |
ليبرال |
ـ |
رهبر اين حزب مورد حمايت امريكا است
ولي هماكنون دوران زندان خود را در مصر ميگذراند. |
هـ) وضعيت اقتصادي
حدود 96 درصد از مساحت اين كشور
افريقايي را صحراها و بيابانهاي غيرقابل سكونت و كشاورزي تشكيل دادهاند.[25]
اقتصاد بومي
مصر شديداً وابسته به رود نيل، به عنوان تنها منبع با اهميت آب شيرين اين كشور
است. اكثر جمعيت اين كشور در حاشيه نيل سكني گزيدهاند و دلتا و دره رود نيل
اقتصاد كشاورزي اين سرزمين را تأمين ميكند.
پس از مرگ
جمال عبدالناصر نظام اقتصادي بسته اين كشور آرام آرام و به تبع نظام سياسي اين
كشور به غرب نزديك شد و جلوههايي از آزادسازي اقتصادي را تجربه كرد. اما هنوز هم
بسياري از مفاهيم تودهگرا و كارگري به جا مانده از سوسياليزم ناصري در جاي جاي
قانون اساسي و قوانين موضوع اين كشور به چشم ميخورد.
در مجموع مصر
كشوري تقريباً فقير است كه اقتصادش توسط منابع زير تغذيه ميگردد:
1. گردشگري؛
2. فروش و
صادرات منابع محدود گاز و نفت؛
3. عايدات
كانال سوئز؛
4. رود نيل به
عنوان منبع حياتي به همراه سد آسوان؛
5. كمكهاي
خارجي.
20درصد از جمعيت اين كشور زير خط فقر بوده و 5/9 درصد نيز بيكارند.
توليدات عمده
كشاورزي مصر عبارتند از:
كتان، برنج،
ذرت، گندم، لوبيا، ميوه و سبزيجات، احشام، گوسفند و بز و...
توليدات صنعتي
مهم مصر منسوجات، توليدات غذايي، صنعت توريسم، صنايع شيميايي، توليدات دارويي،
هيدروكربنها (نفت و گاز)، سيمان، فلزات و صنايع روشنايي است.
رشد اقتصادي
اين كشور بالغ بر 5% (2005) گزارش شده است.
واردات كشور
مصر در سال 2005 برابر با 1/24 ميليارد دلار و صادرات آن نيز بالغ بر 33/14
ميليارد دلار بوده است كه كسري ترازي حدود 10 ميليارد دلار را نشان ميدهد.
صادرات مصر
عمدتاً به كشورهاي امريكا 6/13%، ايتاليا 6/9%، اسپانيا 8/7%، سوريه 8/5%، آلمان
5%، فرانسه 5% و انگلستان 2/4درصد بوده و واردات اين كشور نيز عمدتاً از امريكا
7/10%، آلمان 1/7%، چين 5/6%، فرانسه 4/6%، ايتاليا 8/5% و عربستان سعودي 8/4%
است.
كمكهاي خارجي
ساليانه به اين كشور (كمك اقتصادي) برابر 2/1 ميليارد دلار بوده است (2002).
مصر كشوري مقروض است و بدهيهاي خارجي آن حدود 26/35 ميليارد دلار برآورد شده
است.[26] واحد پول
اين كشور (پوند مصري) Egyption pound است.
جدول شماره4: نمايي از اقتصاد مصر
|
رديف |
عنوان |
ميزان |
توضيحات |
|
1 |
توليد
ناخالص ملي |
5/303
ميليارد دلار |
GDP (Purchasing Power Parity) |
|
2 |
رشد
اقتصادي |
5% |
سال
2005 |
|
3 |
درآمد
سرانه |
900/3
دلار |
سال
2005 |
|
4 |
نيروي
كار |
34/21
ميليون نفر |
32% كشاورزي، 17درصد صنعتي، 51 درصد خدمات |
|
5 |
نرخ
بيكاري |
5/9% |
سال
2005 |
|
6 |
زير
خط فقر |
20% |
سال
2005 |
|
7 |
نرخ
تورم |
9/4% |
In Flation Rate (Consumer Prices) |
|
8 |
بودجه |
درآمد
29/20 ميليارد دلار |
سال
2005 |
|
هزينه
68/27 ميليارد دلار |
|||
|
9 |
بدهي
داخلي |
7/104
درصد |
از
توليد ناخالص داخلي |
|
10 |
ذخاير
كشف شده نفت |
7/2
ميليارد بشكه |
ـ |
|
11 |
ذخاير
گاز |
9/1
تريليون مترمكعب |
ـ |
|
12 |
توليد
نفت |
000/700
بشكه |
سال
2005 |
|
13 |
مصرف
نفت |
000/566
بشكه |
سال
2003 |
|
14 |
صادرات |
33/14
ميليارد دلار |
سال
2005 |
|
15 |
واردات |
1/24
ميليارد دلار |
سال
2005 |
و) موقعيت منطقهاي و بينالمللي
مصر در تقاطع سه قاره آسيا، افريقا و
اروپا قرار دارد. موقعيت منحصر به فرد مصر نه تنها ناشي از اين حقيقت است كه سه
قاره در اطراف مرزهاي آن با هم تلاقي ميكنند، بلكه سواحل طولاني اين كشور با دو
درياي مديترانه و سرخ نيز به آن اهميت ويژهاي ميبخشد. در حقيقت اين درياها نقطه
آغازين روابط بينالمللي بودهاند و بدين ترتيب كشور مصر همچنين به عنوان پلي
براي انتقال تمدنها و فرهنگها به نقاط دوردست عمل كرده است.
علاوه بر
فرهنگ و تمدن بزرگ مصر در افريقاي شمالي، اين نكته كه اسلام از دريچه مصر به
افريقا نفوذ كرده است و ديگر افريقائيان از اين دريچه جهان اسلام را مينگرند نيز
بر اهميت مصر ميافزايد.
به دليل سطح
تمدن بالاي اين كشور در جهان عرب و موقعيت ويژه اين كشور در ارتباط ميان تمامي
جهان عرب و نيز روابط بسيار با جهان عرب گزافه نيست كه بگويم مصر مؤثرترين كشور در
دنياي عربي است.
توجه به اين
حقايق تاريخي ـ جغرافيايي موقعيت منطقهاي و بينالمللي مصر را از اهميت دو چندان
برخوردار كرده است.
پس از پايان
جنگ جهاني دوم مصر با رژيم اشغالگر قدس هممرز شد و همين مسئله بر اهميت و
تأثيرگذاري اين كشور در روابط بين اعراب و جهان غرب افزود.
اگر برهه چالش برانگيز معاهده كمپ ديويد را در نظر نگيريم، بايد اذعان كرد مصر
به عنوان يك الگو و حتي يك تكيهگاه مطرح بوده است و تنها عربستان سعودي به صورت
تلطيف شدهاي مصر را رقيب منطقهاي خود به شمار ميآورد.
با كمي تساهل
ميتوان گفت كه روشنفكران مصري جامعه مرجع روشنفكران جهان عرب هستند، اسلامگرايان
مصر خطدهندگان مهمي در ميان مسلمانان جهان عرب هستند و سياستهاي دولت مصر عاملي
مؤثر در تصميمسازي روابط داخلي و خارجي كشورهاي عرب منطقه است.
همچنين جهان
غرب نيز به دليل همين تأثيرگذاري بسيار مهم مصر، تمايل فراواني به برقراري و گسترش
روابط و مناسبات و تعاملات خود با اين كشور درباره مسائل جهان اسلام داشته و دارد؛
به نحوي كه در كمتر موضوع منطقهاي و جهاني مربوط به دنياي اسلام است كه غربيها
مصر را دخيل نكرده و يا از كمكهاي اين كشور بهره نبرده باشند.
جدول شماره (5): مشخصات عمومي كشور مصر[27]
|
رديف |
شاخصه |
ميزان |
توضيحات |
|
1 |
جمعيت |
000/887/78 |
ـ |
|
2 |
پايتخت |
قاهره |
ـ |
|
3 |
عنوان
رسمي |
ـ |
جمهوري
عربي مصر |
|
4 |
مساحت |
450/001/1 |
كيلومتر
مربع |
|
5 |
زبان |
عربي |
(به
همراه زبانهاي محلي) فرانسه و انگليسي در مدارس تدريس ميشود. |
|
6 |
دين |
اسلام |
بيش از نود درصد مسلمان و حدود 9 درصد مسيحي |
|
7 |
صادرات
عمده |
ـ |
هيدروكربونها،
منسوجات |
|
8 |
واحد
پول |
پوند
مصر |
Egyptian Pound (EGP) |
|
9 |
كد
تلفن بينالمللي |
ـ |
ـ |
|
10 |
نشانه
حوزه اينترنتي |
.eg |
ـ |
|
11 |
نيروي
نظامي |
ـ |
اسلحه سازماني ارتش مصر عمدتاً غربي است. |
|
12 |
نظام
حكومتي |
جمهوري
عربي |
ـ |
|
13 |
سال
استقلال |
1922 |
از بريتانيا
و عثماني |
|
14 |
رئيسجمهور |
از
1981 |
محمد
حسني مبارك |
|
15 |
كمكهاي
اقتصادي خارجي |
12/1
ميليارد دلار |
در
سال (2002) |
|
16 |
شريك
اول اقتصادي |
ـ |
ايالات
متحده امريكا |
|
17 |
رشد
اقتصادي |
5% |
سال
2005 |
|
18 |
نيروي
كار |
34/21
ميليون |
ـ |
|
19 |
نرخ
بيكاري |
5/9% |
ـ |
|
20 |
روز
ملي |
23 جولاي
1952 |
سالروز
انقلاب افسران جوان |
|
21 |
شخصيتهاي
بينالمللي |
1. محمد البنا 2. شيخ طنطاوي 3. عمرو موسي 4. پتروس غالي
5. سيدقطب 6. نجيب محفوظ 7. حسنين هيكل 8. جمال عبدالناصر. |
|
[1]. www.wikipedia.com
[2] . مختار حسيني و ديگران
(گردآوري)، برآورد استراتژيك مصر، ابرار معاصر، تهران، 1381، ج1، ص94و95. براي
اطلاعات بيشتر مراجعه شود به: www.highway.idsc.gov.eg/govern
[3] .
www.wikipedia.com
[4]. سيد مهدي تكيهاي،
مصر، تهران وزارت امور خارجه، 1375، ص1.
[5]. تكيهاي، پيشين، صص
1ـ3.
[6] .
Katarnieh
[7] . تكيهاي، پيشين، ص 47.
[8] . مختار حسيني و ديگران پيشين، ص87.
[9] . همان، ص 88.
[10] . www.cia.gov/cia/publications/fact
book/geos/eg.html.
And www.euromonitor.com/factfile.aspx?county=eg
[11]. برآورد استراتژيك مصر،
همان، ص 67.
[12].
www.euromonitor.com
[13]. برآورد استراتژيك مصر،
همان و www.gov.eg/yearbook2000.html.
[14]. برآورد استراتژيك مصر،
همان.
[15] . همان، صص 69ـ67 www.web site
1.com/odyeeay,week2/FY I OZA.html.
[16] . Ibid
- www.cia.gov.
[17] . Coptic.
[18] . Ibid
- www.cia.gov.
[19] . حسيني و ديگران، پيشين، ص 78.
[20] . Ibid
- www.cia.gov
[21] . برآورد استراتژيك مصر، همان، صص 76ـ74.
* تاريخچه مصر از سه منبع زير برداشت شده است: 1. www.wikipedia.com 2.
برآورد استراتژيك مصرـ پيشين3. مصر، مهدي تكيهاي، پيشين، صص 63ـ55.
* اگرچه تصريح قوانين و اجراي آن در عمل در كشور مصر
تفاوتهاي چشمگيري با هم دارند اما بايد گفت كه نسبت به دوران ناصر و سادات اصول
بيشتري از قانون اساسي اعمال شده است.
[22] . برآورد استراتژيك مصر، همان، صص 124ـ123.
[23] . همان، ص 124.
[24] . برگرفته از: (مصر، كتاب سبز وزارت خارجه صص 85ـ55) و
(برآورد استراتژيك مصر صص 169ـ159).
[25] . مهدي تكيهاي، پيشين، ص 43.
[26] . آمار بخش اقتصادي از پايگاه اينترنتي زير استخراج شده است:
www.cia.gov/cia/publication/fact
book/geos/eg.html.
[27] .
www.cia.gov