* مقدمه

در پي آغاز بحران لبنان و تهاجم همه‌جانبه ارتش رژيم صهيونيستي به مرزهاي اين كشور جهان شاهد دگرگوني بسيار گسترده‌اي در نوع و عمق مواضع كشورها و دولت‌ها و نيز واكنش افكار عمومي جهان نسبت به اين تهاجم بود.

در سطح جهاني براي نخستين بار قدرت‌هاي بزرگ به جاي دعوت طرفين به خويشتن‌داري و آغاز فعاليت‌هاي ديپلماتيك براي برقراري آتش‌بس، صحبت از گذاردن فرصت بيشتري در اختيار اسرائيل به جهت فراهم شدن شرايط بهتري براي آتش‌بس دايم و خلع سلاح يك طرف منازعه (حزب‌الله) مي‌كردند!؟

كاندوليزا رايس، وزير خارجه بدنام و جنگ‌طلب امريكا به جاي تمسك به ديپلماسي مزورانه و هميشگي امريكايي مبني بر «تظاهر به صلح‌طلبي در عين حمايت از اشغالگران»، اين بار علناً از زايش خاورميانه جديد از ويرانه‌هاي لبنان صحبت كرد و كاملاً دست اسرائيل را در ادامه جنايات خود عليه شهروندان مظلوم لبناني باز گذاشت.

در سطح منطقه‌اي، حكام محافظه‌كار عرب كه پيش از اين هيچ تغييري را در منطقه تاب نمي‌آوردند در برابر تهاجم اسرائيل به لبنان نه تنها سكوت كردند بلكه فراتر از آن، سران مصر و عربستان به عنوان ستون‌هاي اصلي جهان عرب، حزب‌الله را به ماجراجويي متهم نموده و حركت مشروع اين جنبش آزادي‌بخش را به شكل مشمئز‌كننده‌اي تقبيح كردند. هم‌چنين به مفتي‌هاي درباري خود نيز در طرد حزب‌الله متوسل شدند. اگرچه پس از گذشت چند روز از جنگ و وقوع فجايع وسيع در لبنان و تحريك افكار عمومي داخلي كشورهاي خود مجبور به بازپس‌گيري هر آنچه گفته بودند شدند اما هيچ ترديدي در اين مسئله وجود ندارد كه چراغ سبز دولت‌هاي عربي، موجب جري شدن اسرائيل در جنايات خود شده است و درعين حال نگرش سنتي افكار عمومي جهان عرب را نيز نسبت به مسائل منطقه‌اي با چالش و تحول وسيعي مواجه ساخته است.

اما در سطح داخلي و افكار عمومي ماجرا رنگ و بوي متفاوي به خود گرفته است.

مردم جهان عرب بيش از پيش به ناكارآمدي دولتمردان خود نسبت به حل مناقشه فلسطين واقف شده‌اند و در همين حال به آرامي مواضع مستقل‌تر و تندتري نسبت به اين جريانات اتخاذ مي‌كنند. بسيار ساده‌انگارانه است كه امروز تصور شود كه حتي فتواي يك «فقيه درباري» يا يك «مفتي دولتي» عموميت مردم و حتي كليت جامعه مدني كشوري هم‌چون مصر و حتي جامعه سنتي عربستان را عليه تشيع و يا رد مبارزه با اسرائيل سازماندهي كند. چرا كه مردم و سازمان‌هاي غيردولتي بيش از پيش به خودآگاهي ملي و مذهبي دست يافته‌اند و بسيار بعيد است كه حكام محافظه‌كار و متزلزل بيش از اين بتوانند بر موج اميال غيرانساني خود سوار شده و بر مردم مسلمان به راحتي حكمراني كنند.

البته اين بدان معنا نيست كه زمينه و شرايط براي حركت‌هاي نهضتي در موقعيت كنوني در اين كشورها فراهم گشته است اما مسلماً اگر فرايند نهضت را از تشكيل «ذهنيت» تا محقق شدن «عيني» آن به صورت يك طيف متصور باشيم مي‌توان شرايط ذهني اين خيزش ملي يا اسلامي را در بسياري از جهات آماده‌تر از هميشه دانست. كه به نوبه خود مي‌تواند مقدمات تحول ذهن به عين را فراهم كند.

در اين ميان كشور مصر به دليل هم‌جواري با رژيم صهيونيستي، پشت‌سر گذاردن چند جنگ بزرگ و كوچك با آن، برقراري صلح سرد و افكار عمومي ضداسرائيلي در ميان جهان عرب و هم‌چنين جنبش موفق اسلام‌گراي ميانه‌روي «اخوان المسلمين» كه از مواضع اصولي خود عليه اسرائيل عدول نكرده است، داراي اهميت و جايگاه درخور توجهي مي‌باشد.

آنچه در پيش است تحليلي است از روند و چگونگي اتخاذ مواضع گروه اسلام‌گراي «اخوان المسلمين» و نيز بررسي افكار عمومي و مواضع رسمي دولت مصر در قبال حوادث اخير لبنان كه به دليل ظرفيت‌هاي اسلام‌گرايانه مردم اين كشور و هم‌چنين تأثير بسيار زياد در جهان اهل سنت از اهميت خاص برخوردار مي‌باشد.

پيش از آنكه به بررسي مواضع و ديدگاه‌هاي «اخوان‌المسلمين» پرداخته شود، لازم است مواضع اتخاذ شده توسط دولت مصر چه به صورت رسمي و چه به صورت غيررسمي مورد بررسي قرار گيرد. هم‌چنين افكار عمومي و جامعه مدني اين كشور نيز مختصراً تحليل شود تا شرايط زايش مواضع از سوي گروه اسلام‌گراي اخوان نيز بيشتر قابل درك شود.

 

* مواضع دولت مصر در قبال حوادث اخير لبنان

به نظر مي‌رسد دولت مصر در رابطه با بحران اخير لبنان با يك شرايط مستأصل‌كننده مواجه شد و نتوانست به معناي واقعي، در حداقل‌هاي مواضع استراتژيك خود در برخورد با بحران‌هاي منطقه‌اي خويش ظاهر شود. از مهم‌ترين مؤلفه‌هاي تشكيل‌دهندة اين شرايط خاص در سياست خارجي مصر، مي‌توان به موارد زير اشاره كرد.

 

1. تأثيرات نفوذ امريكا و فشارهاي فزاينده اين كشور بر مقامات مصري

طي چند سال گذشته دولت مصر همواره براي تغيير مشي سياست داخلي خويش در راستاي طرح خاورميانه بزرگ دولت نومحافظه‌كار امريكا تحت فشار بوده است به گونه‌اي كه عملاً در صورت اجراي دست كم نيمي از درخواست‌هاي امريكا، تغيير رژيم سياسي در اين كشور امري اجتناب‌ناپذير به نظر مي‌رسيد.

در اين راستا مقامات دولت مصر بارها و بارها اين طرح را زير سؤال برده‌ و به مقامات امريكايي هشدار داده بودند كه اجراي كامل چنين طرحي جز روي كار آمدن اسلام‌گرايان تندرو و (به زعم خود) استيلاي خشونت و بي‌ثباتي در منطقه ثمره ديگري نخواهد داشت.

تجربه انتخابات عراق و پيروزي حماس در فلسطين باعث شد كه امريكايي‌ها در اجراي كامل طرح خود در خاورميانه دچار ترديد شوند و به اين نتيجه برسند كه در حال حاضر منافع آنها در كنار آمدن و كار با رژيم‌هاي سنتي و محافظه‌كار كنوني در جهان عرب مي‌باشد از اين رو فشارهاي اوليه بر كشورهايي هم‌چون عربستان و مصر تقليل يافت.

اما در اين ميان به نظر مي‌رسد كه دولت امريكا امتيازات ديگري از اين كشورها اخذ كرده باشد و يا تحت فشار تعهداتي از آنها گرفته باشد كه به ظن قوي، سكوت اخير در قبال حملات اسرائيل به حزب‌الله از جمله اين امتيازات است.

 

2. مسئله اسرائيل

اگرچه سكوت اوليه دولت مصر در قبال تهاجم اسرائيل به لبنان را مي‌توان در راستاي اهداف طرح خاورميانه‌اي امريكا ارزيابي كرد اما در عين حاب نبايد اين مسئله مغفول بماند كه دولت مصر مي‌دانست كه از اين انفعال اسرائيل نيز منتفع مي‌گشت. و با توجه به اينكه مصر هيچگاه اسرائيل را به عنوان همسايه‌اي مطلوب قلمداد نمي‌كرده و در بهترين شرايط در نوعي صلح سرد با آن كشور به سر مي‌برده است و با عنايت به اينكه تداوم سكوت و انفعال دولت مصر مي‌توانست به تقويت هرچه بيشتر اسرائيل و نيز تضعيف نقش محوري مصر در مسئله خاورميانه بينجامد، علي القاعده دولت مصر نمي‌توانست در طولاني مدت مواضع تلويحاً جانبدارانه خود را از اسرائيل تداوم بخشد. اما در همين حال الزامات همكاري با امريكا، دستگاه سياست خارجي مصر را با يك سردرگمي و تضاد روبرو كرده بود كه در نهايت به تشتت آرا و مواضع از سوي اين دستگاه منجر شد. به گونه‌اي كه دولت مصر مجبور شد ظرف مدت يك ماه درگيري نظامي ميان ارتش صهيونيستي و نيروهاي حزب‌الله، سه بار موضع خود را در قبال اين موضوع تغيير دهد. در آغاز دولت مصر مخالف حركات حزب‌الله بود و اين مسئله را ماجراجويي مي‌دانست. در ميانه راه و پس از سخت‌شدن شرايط داخلي و بين‌المللي مواضع دولت مصر نسبت به حزب‌الله نرم‌تر شده و به اسرائيل نيز هشدار مي‌داد كه در اقدامات نظامي خود زياده‌روي نكند اما در اواخر كارزار نبرد و پس از مشخص شدن ناكارآمدي ارتش اسرائيل و سالم ماندن بخش بزرگي از توان نظامي حزب‌الله و نيز فشار بيش از اندازه فضاي داخلي مصر، دولت اين كشور تلويحاً حقانيت حزب‌الله را به رسميت شناخت و از آن دفاع كرد و اسرائيل را به خاطر حملاتش به لبنان محكوم نمود.[1][1]

اينها همه نشانگر عدم تحليل صحيح شرايط توسط دستگاه ديپلماسي مصر از اوضاع بحراني خاورميانه و لبنان بود.

 

3. مسئله حزب‌الله شيعي و ايران

ذكر اين نكته داراي اهميت فراواني است كه نبايد از خاطر برد كه كشور مصر همانند بسياري از دول عربي به مسئله حزب‌الله به عنوان محملي براي رقابت با ايران شيعي و هژموني منطقه‌اي ايران مي‌نگرد.

اين ديدگاه نيز به روشني مواضع دولت مصر را در قيد و بند مضاعفي گرفتار كرده است و به اين دولت در اتخاذ مواضع مشخص و ثابت در قبال حوادث اخير لبنان فشار وارد مي‌سازد.

 

4. افكار عمومي، اسلام‌گرايان و عرب‌گرايان درون مجلس

ضديت افكار عمومي در مصر عليه اسرائيل و اقدامات آن در منطقه چندان محلي براي انكار ندارد. مردم مصر بسيار ضدامريكايي و ضد اسرائيلي هستند طبق گفته جيمي كارتر رئيس‌جمهور اسبق امريكا، دولت اين كشور در ميان مردم مصر تنها داراي 5/0 محبوبيت مي‌باشد كه از نظر وي براي امريكا يك فاجعه محسوب مي‌شود.[2][2]

با توجه به اين اصل كه مخالفت با افكار عمومي براي هر دولتي دردسرساز خواهد شد و مسلماً دولت‌مردان مصري نيز واقف بر اين امر بوده‌اند، قابل درك خواهد بود كه دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي مصر و نيز تريبون‌هاي داخلي دولت به شدت تحت فشار بوده تا مواضع متناسب‌تري عليه اسرائيل و به سود حزب‌الله لبنان اتخاذ كنند.

همچنين نمايندگان مخالف دولت در پارلمان نيز بارها و بارها انزجار خود را از حوادث اخير اعلام كرده و به انحاء مختلف به دولت مصر فشار وارد مي‌آورند كه نسبت به حزب‌الله لبنان مواضع معقول‌تري اتخاذ كند.[3][3]

همه اين مسائل و نيز برخي مؤلفه‌هاي سياست داخلي لبنان و مصر سبب شد مصر مواضع رسمي و نيمه‌رسمي خود را در قبال حزب‌الله و حوادث اخير لبنان متزلزل ببيند.

مي‌توان گفت كه مواضع دولت مصر در چارچوب يك طيف منفي تا تقريباً مثبت در قبال حزب‌الله قابل شناسايي و ارزيابي مي‌باشد. بدين معنا كه دولت مصر در آغاز بحران لبنان همگام با رژيم سعودي حزب‌الله را مسئول آغاز بحران دانست و تلويحاً آن را محكوم كرد اما در ادامه، هر چه مقاومت حزب‌الله گسترده‌تر مي‌شود و به موازات آن افكار عمومي اعراب بيشتر تحريك مي‌شد دولت مصر نيز مواضع خود را در قبال حزب‌الله تعديل مي‌كرد به گونه‌اي كه در اواخر جنگ مصر بيش از اينكه به مسئله حزب‌الله بپردازد به محكوم كردن اعمال اسرائيل مي‌پرداخت. حسني مبارك رئيس‌جمهور مصر پس از صدور قطع‌نامه 1701 شوراي امنيت، با انتقاد از ناتواني و تعلل شوراي امنيت در مهار تجاوزگري‌هاي اسرائيل و نيز اعلان ايراداتي به اين قطعنامه گفت: مصر حامي همه اقشار لبنان بدون تبعيض يا تفاوتي است. حزب‌الله بخشي از بافت اجتماعي و سياسي و طائفي لبنان به شمار مي‌رود و ما به لبنان به عنوان يك ملت واحد بدون تفاوت قايل شدن بين اين يا آن تعامل مي‌كنيم.[4][4]

اين در حالي است كه در آغاز درگيري‌ها وي طي ديدار با شاه اردن با صدور بيانيه‌اي مشترك با اتخاذ موضعي منفعلانه به صورت غيرمستقيم حزب‌الله لبنان را متهم به اعمالي كردند كه منجر به كشيده شدن منطقه به ماجراجويي كه مغاير با منافع اعراب است خواهد شد.[5][5] كه اين تعبير موضع حاكي از تأثير عوامل فوق‌الذكر مي‌باشد.

شبيه اين موضع را نيز احمد ابوالغيظ[6][6] و شيخ الأزهر[7][7] شيخ محمد طنطاوي نيز با همين نوسانات طيف گونه، ابراز كرده‌اند.

 

* ديدگاه افكار عمومي و جامعه مدني مصر در قبال بحران اخير لبنان

همان طور كه گفته شد افكار عمومي مصر نسبت به اسرائيل و امريكا به شدت منفي است و از اين رو هر عملي كه از سوي اين دو كشور انجام مي‌شود با نگرش منفي مردم مواجه مي‌گردد.

حال اگر اين عمل عليه يك كشور اسلامي و مسلمانان در منطقه صورت مي‌گيرد واكنش شديداً منفي افكار عمومي و جامعه مدني مصر را سبب خواهد شد.[8][8]

در مورد حوادث اخير لبنان نيز، مردم مسلمان مصر از همان آغاز موضع منفي خود را عليه اسرائيل اعلان كرده‌اند و طي روند مقاومت حزب‌الله، آرام آرام سيدحسن نصرالله را به عنوان قهرمان عرب پذيرا گشتند.[9][9] و حتي وي را با جمال عبدالناصر قياس مي‌كنند. تظاهرات و راهپيمايي‌هاي بسياري از سوي مردم و گروه‌هاي غيردولتي برپا شد كه طي آن مواضع كشورهاي عربي تقبيح و حزب‌الله حمايت مي‌شد.[10][10]

در همين حال افراد و گروه‌هاي فعال در بخش‌هاي مختلف جامعه مدني مصر نيز اعمال وحشيانه اسرائيل در لبنان را محكوم كرده و شديداً از حزب‌الله حمايت كرده‌اند. اين حمايت هم از ديدگاه جامعه اسلامي مصر و هم به لحاظ انساني و نيز از زاويه نفرت مردم مصر نسبت به اسرائيل به واسطه جنگ‌هاي پيشين كه عمدتاً به شكست مصر نيز منتهي شده بود قابل بررسي مي‌باشد.

در ادامه به برخي از مواضع و ديدگاه‌هاي اين افراد و گروه‌ها اشاره مي‌شود:

ـ آقاي «علي جمعه» مفتي مصر برخلاف نظر شيخ الأزهر، اقدامات تدافعي حزب‌الله را در مقابل تجاوزات صهيونيست‌ها كاملاً مشروع خواند و افزود ما همگي مخالف تجاوز اسرائيل هستيم و وظيفه ما اين است كه در يك صف واحد براي حمايت از ملت لبنان قرار گيريم.[11][11]

ـ مجدي حسين دبيركل حزب كار مصر نيز اعلام كرد مردم مصر با مقاومت لبنان و فلسطين همسو بوده و از موضع حاكمان عربي و دولت مصر بسيار خشمگين هستند.[12][12]

دكتر صلاح عامره استاد قانون (حقوق) بين‌الملل حزب‌الله را پيروز ميدان مبارزه مي‌داند و اظهار مي‌دارد كه تاريخ نشان خواهد داد كه چگونه مقاومت اسلامي با كمترين اسلحه، توانست در برابر يك ارتش مسلح ايستادگي كند.[13][13]

ـ كانون وكلاي مصر نيز با انتشار بيانيه‌اي براي محاكمه جنايتكاران جنگي رژيم صهيونيستي در دادگاه‌هاي بين‌المللي اعلام آمادگي كرد. اين گروه از دولت مصر درخواست كرد كه سفير خود را از تل‌آويو فراخواند و سفير رژيم صهيونيستي را نيز از اين كشور اخراج كند.[14][14]

ـ عزيز صدقي نخست‌وزير پيشين مصر نيز ضمن اعلام حمايت از حزب‌الله به عنوان نماد مقاومت اسلامي در لبنان، گفت اين مقاومت راهكار ناكام كردن طرح امريكا درباره خاورميانه نوين را نشان داده است.[15][15]

ـ هنرمندان و شاعران مصري نيز در حمايت از مقاومت اسلامي لبنان تظاهراتي برپا كردند. اين تظاهركنندگان با سر دادن شعارهايي در حمايت از مقاومت اسلامي، براي پيروزي حزب‌الله در برابر دشمن صهيونيستي دعا كردند.[16][16]

ـ همچنين رئيس اتحاديه پزشكان مصر «حمدي السيد»، انجمن مؤسسات اسلامي مصر، رئيس كانون نويسندگان آسيايي ـ افريقايي «محمد مجدي»، برخي اساتيد دانشگاه‌هاي مصر همچون «معتز باالله عبدالفتاح» استاد علوم سياسي دانشگاه الأزهر، «صلاح عامر» استاد حقوق بين‌الملل و بسياري از شخصيت‌ها و احزاب مصري ضمن محكوم كردن اقدامات صهيونيست‌ها حمايت خود را از مردم و مقاومت اسلامي ابراز داشتند.

همه اين مواضع مؤيد اين نكته است كه افكار عمومي كشور مصر برخلاف نظر دولتمردان اين كشور به شدت عليه رژيم صهيونيستي و هوادار جنبش‌هاي اسلامي از جمله حزب‌الله لبنان مي‌باشد، اين مسئله به طور مشخصي مواضع دولت مصر را نيز تحت تأثير قرار داده و سبب تغيير و يا حداقل تعديل مواضع سران اين كشور در قبال حزب‌الله شد.

 

* اخوان المسلمين و بحران كنوني لبنان

جماعت اخوان المسلمين پيشروترين و مؤثرترين گروه اسلام‌گراي ميانه‌رو در جهان اهل سنت مي‌باشد كه همواره مواضع اصولي خود را عليه رژيم اشغالگر قدس حفظ كرده و در حال حاضر با تغيير برخي تاكتيك‌ها وارد برخي مراكز قدرت از جمله پارلمان و شوراهاي شهر شده و از اين طريق اقدامات اصلاحي و اسلام‌گرايانه خود را دنبال مي‌كند.

مقامات اين گروه اسلام‌گرا بارها و بارها مواضع رسمي و اصولي جماعت را با صراحت لهجه خاص خود اعلام كرده و حتي پس از به دست گرفتن كرسي‌هاي بسياري در مجلس خلق اين كشور به جز چند تغيير تاكتيكي و سازماني، تغيير اساسي‌اي در ديدگاه‌هاي اصولي اين جماعت رخ نداده است و تنها به تعديل عملگرايانه برخي مفاهيم بسنده شده است.

در لبنان نيز جماعت اسلامي لبنان كه به لحاظ نظرگاه‌ها و ايدئولوژي، متأثر از اخوان مصر مي‌باشد ديدگاه‌هاي بسيار مثبتي نسبت به حزب‌الله و مقاومت اسلامي لبنان داشته و حتي در برخي موارد و مواضع، همكاري نظامي نيز با اين گروه دارد[17][17] كه نشانگر نزديكي و امكان همكاري مجموعه جماعت اسلامي با حزب‌الله لبنان و نزديكي مواضع اصولي آنها است.

طي بحران اخير لبنان نيز اخوان‌المسلمين مصر مطابق مشي گذشته خود با محكوم كردن اسرائيل و حمايت از حزب‌الله عليه تجاوزگري‌هاي رژيم صهيونيستي واكنش نشان داد.

اما به نظر مي‌رسد در چند روز نخست آغاز درگيري‌هاي «اخوان‌المسلمين» مصر واكنشي مناسب در حد و اندازه‌هاي اين حادثه، از خود نشان نداد اما پس از چند روز مواضع شفاف و اصولي‌اي را از جانب اين گروه شاهد بودم. شايد بتوان علل محتملي را براي تأخير چند روزه گروه اخوان‌المسلمين براي انجام واكنش مناسب حوادث لبنان در نظر گرفت كه ذيلاً به برخي از اين علل اشاره خواهد شد.

 

1. تغيير مشي اخوان و افرايش عملگرايي سياسي اين گروه؛

اين مؤلفه سبب محتاط‌تر شدن گروه اخوان در قبال مواضع سياسي خود شده است. بدين معني كه مواضع سياسي گروه طي يك پروسه تقريباً زمان‌بر اتخاذ مي‌شود و ديگر به سرعت واكنش نشان نمي‌دهد و عوامل سياسي و ديپلماسي را نيز لحاظ مي‌كند. كه البته به معني از دست رفتن مواضع اصولي اخوان نمي‌باشد بلكه تنها به معني افزايش طول و عرض نظام تصميم‌سازي و تصميم‌گيري گروه است.

2. به دليل صدور برخي فتاواي علماي ذي‌نفوذ اهل سنت در عربستان و مصر بر ضد حزب‌الله، به نظر مي‌رسد در آغاز كار گروه اخوان به دليل زمينه‌هاي قوي ديني براي تصميم‌گيري قاطع دچار تزلزل شده باشد كه البته اين تزلزل در رأي به سرعت رفع شد و ما شاهد مواضع اصولي اخوان‌المسلمين بوديم.

3. احتمالاً به علت اينكه دولت و مجلس مصر در آغاز كار طي ملاحظاتي عملاً بر عليه حزب‌الله موضع داشتند و با توجه به اينكه اخوان‌المسلمين نيز اكنون بخشي از بدنه مجلس خلق مصر به شمار مي‌رود، كمي زمان و وقت نياز بوده كه تصميم صحيح گرفته شود و برخي نمايندگان گروه‌هاي ديگر و حتي هواداران دولت را نيز جذب ديدگاه‌هاي اخوان كنند. ضمن اينكه ممكن است ترديدهايي نيز در ميان برخي از اعضاي گروه اخوان در رابطه با نيات حقيقي حزب‌الله و اسرائيل و نيز كشورهاي ذي‌نفع در اين مسئله وجود داشته باشد كه رسيدن به تحليل نهايي را كمي دشوار ساخته بود.

4. نكتة ديگر در توجيه اين تعلل كوتاه‌مدت را مي‌توان در سرعت وقايع از زمان اسارت سرباز اسرائيلي توسط نيروهاي حماس تا اسارت دو سرباز ديگر در لبنان و آغاز سريع و بي‌سابقه جنگ طي حدود يك هفته جست‌وجو كرد. بدين معنا كه با توجه به مشي جديد اخوان‌المسلمين و مشق عملي سياست‌ورزي در ميان اعضاي اين گروه، حادثه لبنان احتمالاً كمي باعث سردرگمي و شوك كوتاه‌مدت گروه شده باشد كه در هر صورت اين مسئله به سرعت رفع شده و مواضع اصولي گروه در قبال لبنان و حزب‌الله احيا شد.

در اين زمينه مي‌توان ديدگاه‌هاي جماعت اسلامي لبنان در حمايت همه‌جانبه از حزب‌الله را نيز به عنوان كاتاليزوري براي درك صحيح وقايع براي اخوان مصر ارزيابي كرد.

شيخ فيصل مولوي دبير كل «جماعت اسلامي لبنان» ضمن حمايت همه‌جانبه از گروه حزب‌الله فتواهاي برخي علماي اهل سنت عليه حزب‌الله و تشيع را دردناك و نابجا خواند.[18][18] وي هم‌چنين از همكاري نيروهاي اين جماعت با حزب‌الله لبنان خبر داده است.[19][19]

جمعيت اخوان‌‌المسلمين مصر نيز پس از يك تأمل كوتاه مدت، مواضع اصولي و كم‌سابقه خود را در حمايت از حزب‌الله لبنان و مقاومت جنوب اعلام كرده و اقداماتي نيز جهت تحت فشار قرار دادن دولت مصر براي حمايت از حزب‌الله و قطع رابطه با رژيم اشغالگر قدس به انجام رساند.

محمد مهدي عاكف رهبر «اخوان‌المسلمين» در حمايت از حزب‌الله و مقاومت اسلامي لبنان ضمن دشمن خطاب كردن امريكا و اسرائيل عنوان داشت كه رئيس‌جمهوري امريكا در آغاز تهاجم اسرائيل، از آن به عنوان نبرد ميان به اصطلاح خير و شر و جنگ عليه آنچه كه آن را تروريزم مي‌خواند ياد كرده است. اما در اين جنگ ناتواني اسرائيل كاملاً آشكار است.[20][20]

وي طي سخناني با تمجيد از مقاومت قهرمانانه حزب‌الله در برابر نظاميان اسرائيلي بار ديگر بر آمادگي اين جنبش براي اعزام نيرو به لبنان جهت حمايت از رزمندگان لبناني در مبارزه با متجاوزان صهيونيست تأكيد كرد.

وي هم‌چنين با اشاره به اينكه مقاومت اسلامي، همه حكام عرب را رسوا كرد، عنوان داشت جمعيت اخوان آماده است 10.000 نيروي رزمنده به لبنان اعزام كند.[21][21]

به گزارش شبكه خبري العالم، محمد مهدي عاكف رهبر اخوان‌المسلمين مصر در مورد برخورد نظامي اخير مي‌گويد: حزب‌الله قدرت نظامي واقعي رژيم صهيونيستي را كه طرفداران اين رژيم در منطقه عربي، آن را ترويج مي‌كردند برملا كرد.

وي با اشاره به اينكه مقاومت حزب‌الله همه حكام عرب را رسوا كرد، اين پرسش را مطرح كرد كه با توجه به اينكه ميلياردها دلار براي تأمين سلاح ارتش‌هاي عربي هزينه مي‌شود، از اين ارتش‌ها چه استفاده‌اي كردند؟

وي افزوده است كه توجيهي براي چنين رفتار زبونانه و همدستي اين حكام (با اسرائيل) نمي‌بينيم هم‌چنين از آنها نمي‌خواهيم، بجنگند، بلكه مي‌خواهيم كه فقط خاموش شوند. ملت‌هاي عرب و مسلمانان از ميزان خطر رژيم صهيونيست مطلع هستند، اما اين حكام هنوز به اين موضوع پي نبرده‌اند و من از اين حكام مي‌خواهم كه اين درس را فراگيرند و آن را درك كنند و بدانند كه بدون مقاومت در برابر اين دشمن صهيونيستي كه زمين را پر از فساد كرده است، زندگي آسوده‌اي نخواهند داشت، وي با انتقاد از موضع منفعلانه دولت مصر اين پرسش را مطرح كرد كه آيا مصر نمي‌تواند به اسرائيل «نه» بگويد؟ ما كمترين چيزي كه از اين دولت مي‌خواهيم تعليق معاهده «كمپ ديويد» و اخراج سفير رژيم صهيونيستي از مصر و فراخواني سفير مصر از اسرائيل است. عاكف با بيان اينكه تا زماني كه دولت‌هاي عربي همدست (امريكا و اسرائيل) هستند، اميدي به هيچ يك از نشست‌ها يا اجلاس سران عرب نيست، اظهار داشت: سران عرب براي كمك به امريكايي‌ها به منظور حمله به عراق نشستي برگزار كردند، اما از بررسي مصيبتي كه لبنان گرفتار آن شده است سرباز زدند.

وي درباره شوراي امنيت كه قرار بود قطعنامه‌اي درباره تجاوز اسرائيل عليه لبنان صادر كند گفت، اميدي به شوراي امنيت و سازمان ملل يا هر قطعنامه‌اي كه صادر مي‌شود، نداريم، زيرا هدف آنها، كمك به اسرائيل است تا پس از شكست واقعي‌اي كه متحمل شده است به پيروزي سياسي برسد. رهبر كل اخوان مصر با رد فتواي برخي علما درباره حرام دانستن حمايت از حزب‌الله خاطرنشان كرد: چنين فتواهايي كه بين مسلمانان تفرقه‌ ايجاد مي‌كند بي‌معنا است و بايد از حزب‌الله و مقاومت در برابر حملات اسرائيل با تمام امكانات موجود حمايت كرد.[22][22]

اين اظهارات صريح سبب شد كه عبدالله قصير معاون سيدحسن نصرالله به گرمي از مواضع صحيح اخوان‌المسلمين قدرداني نمايد. وي در اين باره مي‌گويد؛ اگرچه امكان عملي شدن حضور مجاهدان اخوان در لبنان بسيار كم است اما همين اظهارنظر رهبر اخوان سبب دلگرمي مجاهدان ما شده است. آنها احساس مي‌كنند كساني از جهادشان حمايت مي‌كنند و از پشت به مقاومت خنجر نمي‌زنند.[23][23]

صرف نظر از ابراز مواضع، گروه اخوان‌المسلمين كه داراي 88 عضو در مجلس خلق مصر مي‌باشد، تلاش‌هاي سياسي خود را در چارچوب نظام قدرت نيز ساماندهي و معنادار كرد.

اعضاي اخواني پارلمان با هماهنگي با كليه اعضاي پارلماني احزاب مخالف دولت و برخي مستقلين، حركات وسيعي را براي انتقال ديدگاه‌هاي خود به مردم، دولت و جهان سازماندهي كردند.

«حمدي حسن» سخنگوي پارلماني اخوان‌المسلمين در اين رابطه در مصاحبه با شبكه تلويزيوني الجزيره قطر مي‌گويد: بيش از يكصد تن از نمايندگان مستقل و مخالف دولت مصر تهديد كردند كه تا زمان اخراج سفير رژيم صهيونيستي از اين كشور، در برابر سفارت اين رژيم در قاهره تحصن مي‌كنند.

هم‌چنين آنان در نظر داشتند با ارسال يادداشتي براي سفير امريكا در مصر صريحاً اعلام كنند كه با توجه به حمايت همه‌جانبه امريكا از رژيم تجاوزگر اسرائيل، تمايلي به حضور وي در خاك اين كشور ندارند.[24][24]

اعضاي اخوان و ديگر گروه‌هاي مدني و سياسي مصر به شدت دولت را تحت فشار قرار دادند تا به افكار عمومي توجه كند و عليه اشغالگري اسرائيل موضع مستحكمي اتخاذ كند. همين امر نيز زمينه ساز تعديل سياست نابجاي دولت مصر در قبال حزب‌الله گشت. اين فشارها به حدي بود كه حسني مبارك را به واكنش واداشت.

وي اظهار كرد: رابطه مصر با اسرائيل به نفع مصر و جهان عرب است و از اين طريق آنها كنترل مي‌شوند و مي‌توان رايزني كرد.[25][25] و ضمن انتقاد از رژيم صهيونيستي، در پاسخ به فشار برخي از مصري‌ها در مورد حمله به اسرائيل گفت مصر ابداً به اسرائيل حمله نخواهد كرد. و در صورت جنگ با اسرائيل همه چيزمان را از دست خواهيم داد.[26][26]

اين نكته نيز قابل ذكر مي‌باشد كه همانند جماعت اسلامي لبنان، اخوان‌المسلمين مصر نيز عليه فتواي برخي روحانيون وهابي و تندروان درباري مواضع نسبتاً مخالفي اتخاذ كرده‌اند، كه البته در برخي نكات، ابهام‌هايي نيز موجود است.

محمد حبيب معاون رهبر اخوان‌المسلمين در مصاحبه با خبرگزاري رويترز در اين زمينه اظهار داشت: اكنون زمان مناسبي براي صدور چنين فرمان‌هايي نيست. از اين فتواها چنين استنباط مي‌شود كه خطري از جانب شيعه متوجه منطقه است. اين فتواها در ميان كشورهاي عرب و جهان اسلامي تفرقه مي‌اندازد. وي گفت مقاومت لبنان يك جنبش ملي است و ادعاي دفاع از شيعه ندارد. هم‌چنين محمد مهدي عاكف رهبر اخوان نيز با اشاره ضمني به فتواي ياد شده گفت كه برخي افراد براي احياي اختلاف‌هاي فرقه‌اي تلاش مي‌كنند.

وي در اظهار نظري جالب مي‌‌گويد؛ برخي از دولت‌ها براي پنهان نگاه داشتن كوتاهي خود در كمك به مقاومت لبنان و يا حتي حمايت‌هاي خود از تهاجم صهيونيستي و تكبر امريكايي، از طرح مسايلي مانند اختلاف ميان شيعه و سني و اين كه مقاومت لبنان براي ايران كار مي‌كند، استفاده مي‌كند.[27][27] كه اين قبيل مواضع اخواني نيز ناشي از حمايت اصولي آنان از اسلام‌گرايي جنبش‌هاي جهان اسلام و نيز مشي سنتي تعارض با اسرائيل و امريكا است.

 

 

* نتيجه‌گيري

مصري‌ها كه در جهان اسلام جزو معدود كشورهايي هستند كه مستقيماً از اسرائيل ضربه خورده‌اند و ويراني‌ها و تحقيرهاي فراواني را نيز متحمل شده‌اند و اساساً موضعي همراه با عدم اطمينان حتي نفرت نسبت به اين كشور دارند. حتي دولت اين كشور و دولتمردان مصري نيز نمي‌تواند اين امر را كتمان كنند. شاهد اين ادعا نيز مواضع مردمي و گروه‌هاي مدني و سياسي اين كشور و هم‌چنين صلح سرد حاكم بر روابط دوجانبه مصر و اسرائيل مي‌باشد.

جنبش «اخوان‌المسلمين» نيز به عنوان عصاره اسلام‌گرايي ميانه‌روي مصري، مواضع اصولي ضداسرائيلي و ضداستكباري خود را حفظ كرده و كاملاً به آن پايبند است.

اين جنبش مواضع مثبتي نسبت به مقاومت جنوب اتخاذ كرده و در راه كمك به آن حداقل اعلام آمادگي كرده است. بنابراين مي‌توان گفت جنبش اخوان‌المسلمين در راستاي هدف صهيونيزم‌ستيزي، گروهي قابل توجه و نيز قابل اعتماد مي‌باشد.

به رغم تمامي اين مواضع نبايد نكته قابل تأملي كه پيش‌تر نيز به آن اشاره شد، از نظر مغفول بماند و آن اين است كه پس از صدور فتواي ضدشيعي برخي علماي وهابي، واكنش برخي از اعضاي اخوان‌المسلمين مصر به گونه‌اي بود كه شنونده احساس مي‌كرد شيعيان مشكلي بالقوه هستند و اما در حال حاضر درگيري با آنها تاكتيك مناسبي نيست.

از اين رهگذر مي بايست توجه خاصي به اين گونه مواضع، نه تنها در گروه اخوان‌المسلمين و كشور عربستان وهابي‌زده، بلكه در تمامي جهان اسلام به جهت رصد فعاليت و هابيت و نيز عناصر استكباري عليه تشيع جعفري شده و براي مقابله با آن و يا ايجاد نوعي هم‌فهمي و گفتمان درون خانواده بزرگ مذاهب دين مبين اسلام چاره‌اي انديشيده شود.



 



[1][1]. رك: irna.ir,.mehrnews.com 28/5/85.

[2][2]. روزنامه شرق، 6/6/85

[3][3]. 22/5/85 www.irna.ir

[4][4]. 28/5/85 www.mehrnews.com

[5][5]. 3/8/85 www.irna. ir

[6][6]. 24/5/85 www.irna.ir

[7][7]. 19/5/82 www.baztb.com

[8][8]. در اين ميان تفاوتي بين گروه‌ها و مردم مسلمان و سكولار و غيرمسلمان وجود ندارد.

[9][9]. 7/5/85 www.baztb.com و 6/5/85

[10][10]. 31/4/85 www.irna.ir

[11][11]. 7/5/85 www.irna.ir

[12][12]. 31/4/85 www.irna.ir

[13][13]. 23/5/85 www.irna.ir

[14][14]. 22/5/85 www.irna.ir

[15][15]. 21/5/85 www.irna.ir

[16][16]. 15/5/85 www.irna.ir

[17][17].  www.al.jamaa.net. 2006/8/11.

[18][18].  www.al – jawaa.net. 2006/8/11

[19][19].  www.al – jawaa.net. 2006/8/6

[20][20].  www. Irna.ir. 5/27.

[21][21].  www.irna.ir.5/27 , www.ikhwanonline.com.

[22][22]. 25/5/85 www.mehrnews.com

[23][23].  www.ikhwanonline.com.2006/8/12

[24][24].  www.irna.ir. 85/5/25

[25][25].  www.mehrnews.com

[26][26].  www.irna.ir 85/5/1

[27][27].  www.irna.ir 85/5/1