جنبش خليفه خواهان , گفت و گو با لوران ويناتيه , على شيخان
| • اسلام گرايي آسياي مركزي چه ارتباطي با القاعده دارد؟! جنبش
هاي اسلامگراي آسياي مركزي ارتباطي با مسائل بين المللي ندارند. آنها از
مسائل و مواضع سياسي خاص منطقه تغذيه مي كنند. مضموني كلي يا جهاني در اين
جنبش ها وجود ندارد و خلاصه آنكه آنها تعلقي به جريان بن لادن ندارند. • پس تحليل شما اينست كه ارتباط قوي و واقعي ميان جنبش هاي اسلامگراي آسياي مركزي و جريان القاعده و بن لادن وجود ندارد؟ ببينيد،
جنبش هاي اسلامگراي آسياي مركزي در اكثر مواقع در افغانستان و اردوگاه هاي
شمال آن كشور سكونت داشتند. بدين ترتيب از حمايت مالي يا دست كم تسليحاتي
گروه بن لادن سود مي بردند. در آن هنگام مي توان گفت كه ارتباطي با
افغانستان البته ارتباطي عملي با آن كشور برقرار بود. اما هيچ ارتباط
ايدئولوژيكي وجود نداشت. يعني اين تبادلات تنها در زمينه هاي عملياتي بود.
بر همين اساس عقيده من بر اين است كه بن لادن قصد گرفتن قدرت در هيچ يك از
كشورهاي منطقه را نداشت. • با اين حال مضمون برخي سخنراني هاي اسلامگرايان آسياي مركزي به نظر مي رسد ابعادي بين المللي دارند؟ جنبش
هاي آسياي مركزي بر روي مشكلات محلي تكيه مي كنند اما واضح است كه نطق
هايشان بازتابي جهاني پيدا مي كنند زيرا آنان از بزرگترين مضامين
اسلامگرايي و وهابيت استفاده مي كنند. اما بايد ميان شعارهاي جنبش هاي
آسياي مركزي و اعمالشان تفاوتي قايل شد. آنها در مقالاتي كه توزيع مي كنند
خواهان يك حكومت اسلامي و يك خليفه هستند. • به طور كلي جنبش هاي اسلامگراي آسياي مركزي طالب چه چيزي هستند؟ آنها
يك نكته مشترك دارند و آن هم براندازي حكومت هايشان است. آنچه من به آن
رسيده ام اين است كه در حال حاضر دو جريان بزرگ در آسياي مركزي وجود
دارند، يكي جنبش MIO
«كه پس از حادثه يازده سپتامبر كه كمي آرام شده است اما نمي توان بازسازي
آن را ناديده گرفت، زيرا اطميناني در مورد مرگ رهبرانشان وجود ندارد و
ديگري حزب التحرير است. اينها نطق هاي انقلابي مي كنند. مي
گويند كه خواهان استقرار يك خليفه و حكومت اسلامي هستند. در حقيقت، هدف
اين سخنان براندازي حكومت به منظور تغيير آن است. نمي دانيم چه كسي پس از
آن مي آيد. همه مي گويند كه آن يك دولت اسلامي خواهد بود اما در واقع كسي
به طور دقيق چيزي از آن نمي داند. حتي يك بيانيه حزب التحرير وجود ندارد
كه تشريح كند در صورت موفقيت در براندازي، حكومت جديد چه خواهد بود. [حزب
التحرير به معناي حزب آزاديبخش، شاخه ازبك حزبي است كه در سال 1953 در
فلسطين به منظور احياي خليفه گري تاسيس شد. • از دوران شوروي بگوييد؟ در
اين زمان جرياني وجود داشت كه به آن اسلام موازي مي گويند. آنها
برگزيدگاني در سطح محلي بودند كه توانستند به اسلام مردمي كه دور از چشم
حاكميت شوروي به آن عمل مي شد، شكل و قالبي بدهند. اينها در اصل جنبش هاي
اسلامي بودند كه توانستند در دهه 80 ظهور كنند و در ادامه در 1991-1990 يك
جريان سياسي را در ازبكستان و تاجيكستان به نام حزب احياي اسلامي (PRI) پديد آورند. PRI ادامه همين اسلام موازي مردمي است. • حزب التحرير چه زماني در آسياي مركزي ظهور كرد؟ در
سال 1999 پس از سركوبي هاي انجام شده در واكنش به سوءقصد عليه كريم اف،
رئيس جمهور ازبك. در حال حاضر شرايط در زمينه حقوق بشر بسيار سخت شده است.
اين وضعيت در كنار شرايط اقتصادي قرار گرفته كه نه تنها اصلاح نشده بلكه
به مراتب بدتر شده است. حقوق بشر و شرايط اقتصادي زمينه هاي فعاليت حزب
التحرير هستند. اما داستان جنبش MIO
جنبش اسلامي ازبكستان، حاصل مبارزات حزب احياي اسلامي عليه كريم اف، رئيس
جمهور ازبك، كه در آرزوي تشكيل يك دولت اسلامي است بسيار سياسي تر است. • مي توان گفت كه اين جنبش ها بنيادگرا هستند؟ بنيادگرايي
در نطق هايشان ديده مي شود. ولي در واقعيت بنيادگرا نيستند. شايد
رهبرانشان، آنهايي كه در دانشگاه هاي بزرگ اسلامي در مصر و اردن درس
خوانده اند، بنيادگرا باشند. اما افرادي كه به دنبال آنها هستند، آنهايي
كه بيانيه ها را منتشر مي كنند، كساني كه به جذب مردم مشغولند و ساير
افراد بنيادگرا نيستند. • چه تفاوتي ميان بنيادگرايي، راديكاليسم و اسلام گرايي وجود دارد؟ در
مورد بنيادگرايي يك نمونه عملي مثال مي زنم و آن هم طالبان هستند. از نظر
ايدئولوژيكي طالبان خواهان اجراي شريعت به عنوان برنامه سياسي بودند.
راديكال ها هم مثل بنيادگراها هستند اما نحوه بيانشان آنها را از هم
متمايز مي سازد زيرا بنيادگرايان صلح طلبي همچون رهبران حزب التحرير وجود
دارند كه تاكنون دعوت به مبارزه خشونت آميز نكرده اند، اما راديكال ها
چنين نيستند. • آيا بنيادگرايي اغلب با تروريسم يكي مي شود؟ تروريسم
يك شيوه فعاليت سياسي است. در حقيقت جنگ فقراست. اما نبايد اسلامگرايي و
تروريسم را يكي دانست. اين طرز تفكر تنها مختص به امروز نيست. در گذشته
نيز اسلامگرا را تروريست يا يك فرد خطرناك مي دانستند. در حالي كه اينطور
نيست. يك اسلامگرا مي تواند به شيوه اي كاملا سياسي با هر كس بحث كند. • ريشه رهبران آسياي مركزي از كجاست؟ گفتنش
سخت است. به عنوان مثال نسبت به رهبران حزب التحرير شناخت كافي نداريم. در
ابتدا يك جنبش نوپا در منطقه بود. در سال 1992، سياست كاملا تازه اي از
عربستان سعودي و تركيه براي توسعه مكاتب مذهبي در آسياي مركزي به وجود مي
آيد. اما اين حركت متوقف مي شود زيرا اين دولت ها مي خواستند مذهب را
كنترل كنند. در
نتيجه بسياري از جوانان ازبك براي ادامه تحصيل به عربستان سعودي، مصر و
اردن رفتند. حال زماني كه آنها برگردند، مي توان فرض كرد كه آنها نسبت به
موضوعات اسلامي حساسيت بيشتري نشان مي دهند و مي توانند هر كدام يكي از
اعضاي حزب التحرير را همراه خود سازند. • منظور شما يك اسلام وارداتي است؟ نه. زيرا از وهابيت تاثير نمي گيرند. دغدغه آنها معضلات سرزمين خودشان است. •
به نظر مي رسد خلاصه ويژگي اسلام آسياي مركزي اين است كه گرچه انديشه ها و
راهكارها وارداتي هستند اما دلمشغولي هاي اسلام گرايان آسياي مركزي پيش از
هر چيز محلي است... دقيقا. به همين خاطر است كه اگر طالبان كانون خود را به آسياي مركزي منتقل كنند، هيچ بختي براي موفقيت نخواهند داشت. • نفوذ اسلام گرايان در ميان مردم چه اندازه است؟ جنبش MIOنفوذش
به ويژه در مرز تاجيكستان و قرقيزستان زياد نبود. امروز هم كه جنبش به هم
ريخته شده است و كسي از محل رهبران آن خبر ندارد. تنها امتياز آنها اين
بود كه اسلحه داشتند و تعليم ديده بودند. اما تاثير حزب التحرير رو به
افزايش است. اين حزب در ازبكستان و قرقيزستان، در تاشكند، جنوب قزاقستان و
دوشنبه پايگاههاي قوي دارد. اما حزب التحرير فاقد ابزار و امكانات، مشكل بتواند در كوتاه مدت تاثيري بر جاي بگذارد. در عوض MIO
امكانات دارد اما ديگر سازماندهي ندارد و فاقد پايگاه اجتماعي درون اين
جمهوري هاست. حال اگر هردوي اين جنبشها با هم ادغام شوند مي توانند در
كوتاه مدت تاثيراتي از خود به جا بگذارند. • دخالت آمريكا در منطقه چه تغييراتي را باعث شده است؟ دخالت
آمريكا به رژيم هاي آسياي مركزي مشروعيت داده است، حتي اگر خود آمريكايي
ها اين را نمي خواستند. البته آنها جور ديگري هم نمي توانستند عمل كنند.
آمريكايي ها سعي كردند تا درقبال كمك هاي اقتصادي خود، حكومت ها را وادار
سازند تا گشايشي در قوانين خود ايجاد كنند و حقوق بشر و دموكراسي را در
اداره كشور رعايت كنند. * لوران ويناتيه پژوهشگر موسسه شوازول در امور سياست بين الملل و جغرافياي اقتصادي و سياسي است. وي تحقيقاتي را براي دفتر مشاور ويژه در امور اروپاي مركزي و شرقي دبيركل ناتو انجام داده است. |
● منبع: روزنامه - شرق