مواضع و ديدگاههاي اخوانالمسلمين مصر در جنگ 33 روزه ,مهدي اخلاقي نيا
*چكيده
تهاجم همهجانبه نيروهاي اشغالگر عيه حزبالله و ملت لبنان و حملات خشونتبار و وسيع اسرائيل به سرزمين لبنان، تخريب زرساختهاي اين كشور و كشتار مردم بيدفاع در شهرهاي عمدتا شيعهنشين واكنشهاي متفاوتي در ميان دولتها و افكار عمومي كشورهاي عربي برانگيخت. با توجه به آنكه سطح منازعه جديد ميان لبنا و اسرائيل و شرايط آغاز اي ندرگيري بسيار متفاوت با بحرانهاي پيش از اين، ميان اين رژيم و كشورهاي اسلامي بود، واكنشهاي نسبتا جديدي در سطح افكار عمومي و مواضع مطلقا متفاوتي از سوي دولتهاي عربي را سبب شد كه فارغ از خود بحران، ممكن است اين مواضع در آينده تاثير قابل توجهي در مولفههاي روابط قدرت در داخل كشورهاي عربي و نيز در سطح روابط منطقهاي و جهاني بر جاي بگذارد.
در اين ميان، واكنش دولت و افكار عمومي كشور مصر به عنوان مهمترين كشور عربي منطقه و نيز قويترين ارتش كشورهاي عربي كه بارها طعم زخمهاي رژيم صهيونيستي را چشيده، از اهميت بسزايي برخوردار است.
نوشتار حاضر به بررسي كم و كيف مواضع و ديدگاههاي دولت، افكار عمومي، احزاب و شخصيتهاي سياسي _ مذهبي مصر در قبال جنگ اسرائيل عليه حزبالله لبنان پرداخته است.
*مقدمه
در پي آغاز بحران لبنان و تهاجم همهجانبه ارتش رژيم صهيونيستي به مرزهاي اين كشور، جهان شاهد دگرگوني گستردهاي در نوع و عمق مواضع كشورها و دولتها و نيز چگونگي واكنش افكار عمومي جهان نسبت به اين تهاجم بود.
در سطح جهاني براي نخستين بار قدرتهاي بزرگ به جاي دعوت طرفين به خويشتنداري و آغاز فعاليتهاي ديپلماتيك براي برقراري آتشبس، صحبت از گذاردن فرصت بيشتري در اختيار اسرائيل به منظور فراهم شدن شرايط بهتري براي آتشبس دائم و خلع سلاح يك طرف منازعه (حزبالله) ميكردند!
كاندوليزا رايس، وزير خارجه نومحافظهكار آمريكا، به جاي تمسك به ديپلماسي مزورانه و هميشگي امريكايي مبني بر «تظاهر به صلحطلبي در عين حمايت از اشغالگران»، اين بار آشكارا از زايش خاورميانه جديد از ويرانههاي لبنان صحبت كرد و كاملا دست اسرائيل را در ادامه جنايات خو عليه شهروندان لبناني باز گذاشت.
در سطح منطقهاي، حكام محافظهكار عرب كه پيش از اين هيچ تغييري را در منطقه تاب نميآوردند، در برابر تهاجم اسرائيل به لبنان نه تنها سكوت كردند بلكه فراتر از آن، سران مصر و عربستان به عنوان ستونهاي اصلي جهان عرب، حزب الله را به ماجراجويي متهم و حركت مشروع اين جنبش آزادي بخش را تقبيح كردند و به مفتيهاي درباري خود در طرد حزبالله متوسل شدند. اگرچه پس از گذشت چند روز از جنگ و وقوقع فجايع وسيع در لبنان و تحريك افكار عمومي داخلي كشورهاي خود مجبور به بازپسگيري سخنان خود شدند، هيچ ترديدي در اين مسئله وجود ندارد كه چراغ سبز دولتهاي عربي موجب جري شدن اسرائيل در حملات خود شد و در عين حال، نگرش سنتي افكار عمومي جهان عرب را نيز نسبت به مسايل منطقهاي با چالش و تحول وسيعي مواجه كرد.
اما در سطح داخلي و افكار عمومي ماجرا رنگ و بوي متفاوتي به خود گرفت. مردم جهان عرب بيش از پيش به ناكارآمدي دولتمردان خود نسبتبه حل مناقشه فلسطين واقف شدند و در همين حال به آرامي مواضع مستقلتر و تندتري نسبتبه اين جريانها اتخاذ كردند. بسيار سادهانگارانه است اگر امروز تصور شود كه فتواي يك «فقيه درباري» يا يك «مفتي دولتي» بتواند عموميت مردم و حتي كليت جامعه مدني كشوري همچون مصر و جامعه سنتي عربستان را عليه مبارزه با اسرائيل سازماندهي كند؛ زيرا مردم و سازمانهاي غيردولتي بيش از پيش به خودآگاهي ملي و مذهبي دست يافتهاند و بسيار بعيد است كه حكام محافظهكار و متزلزل بيش از اين بتوانند بر موج اميال حكومتي خود سوار شوند و بر مردم مسلمان به راحتي حكمراني كنند.
البته اين بدان معنا نيست كه زمينه و شرايط براي حركتهاي مستقل مردمي در موقعيت كنوني در اين كشورها فراهم شده است، اما اگر فرآيند جنبش را از تشكيل «ذهنيت» تا محقق شدن «عيني» آن به صورت يك طيف تصور كنيم، ميـوان شرايط ذهني يان خيزش ملي يا اسلامي را در بسياري از جهات آمادهتر از گذشته دانست كه به نوبه خود ميتواند مقدمات تحول ذهن به عين را فراهم كند.
در اين ميان، كشور مصر به دليل همجواري با سرزمينهاي اشغالي، پشت سر گذاردن چند جنگ بزرگ و كوچك با آن، برقراري صلح سرد و افكار عمومي ضد اسرائيلي خود در ميان كشورهاي جهان عرب و همچنين جنبش موفق اسلامگراي ميانهرو اخوانالمسلمين كه از مواضع اصولي خود عليه اسرائيل عدول نكرده است، داراي اهميت و جايگاه در خورد توجهي است.
مقاله پيش رو تحليلي از روند و چگونگي اتخاذ مواضع گروه سالام گراي اخوانالمسلمين و نيز بررسي افكار عمومي و مواضع رسمي دولت مصر در قبال حوادث اخير لبنان است كه به علت ظرفيتهاي اسلامگرايانه مردم اين كشور و همچنين تاثير بسيار زياد آن در جهان اهل سنت، از اهميت خاصي برخوردار است.
پيش از پرداختن به مواضع و ديدگاههاي اخوانالمسلمين، نياز است در آغاز مواضع رسمي و غيررسمي دولت مصر در اين زمين مورد بررسي قرار گيرد. سپس افكار عمومي و جامعه مدني اين كشور نيز به اختصاص تحليل شود تا شرايط زايش مواضع خاص گروه اسلامگراي اخوان نيز بيشتر درك شود.
*1. مواضع دولت مصر در قبال حوادث لبنان
به نظر مي رسد دولت مصر در ارتباط با بحران اخير لبنان با شرايط مستاصل كنندهاي مواجه شده و نتوانسته است به معناي واقعي، با حداقلهاي مواضع راهبردي خود در برخورد با بحرانهاي منطقهاي ظاهر شود. از مهمترين مولفههاي تشكيل دهنده اين شرايط خاص در سياست خارجي مصر ميتوان به موارد زير اشاره كرد.
الف) تاثيرات نفوذ آمريكا و فشارهاي فزاينده اين كشور بر مقامات مصري
طي چند سال گذشته دولت مصر همواره براي تغيير مشي سياست داخلي خويش در راستاي طرح خاورميانه بزرگ دولت نومحافظه كار آمريكا تحت فشار بوده است، به گونهاي كه عملا در صورت اجراي دستكم نيمي از درخواستهاي امريكا، تغيير رژيم سياسي در اين كشور امري اجتنابناپذير به نظر ميرسيد.
در اين زمينه، مقامات دولت مصر بارها اين طرح را زير سوال برده و به مقامات امريكايي هشدار داده بودند كه اجراي كامل چنين طرحي جز روي كار آمدن اسلامگرايان تندرو و (به زعم خود) استيلاي خشونت و بيثباتي در منطقه، ثمره ديگري نخواهد داشت.
تجربه انتخابات عراق و پيروزي حماس در فلسطين باعث شد كه آمريكاييها در اجراي كامل طرح خود در خاورميانه دچار ترديد شوند و به اين نتيجه برسند كه در حال حاضر، منافع آنها در كنار آمدن و كار با رژيمهاي سنتي و محافظه كار كنوني در جهان عرب قابل تعريف است. از اين رو، فشارهاي اوليه بر كشورهايي همچون عربستان و مصر كاهش يافت.
ب) مسئله اسرائيل
اگرچه سكوت اوليه دولت مصر را در قبال تهاجم اسرائيل به لبنان ميتوان در راستاي اهداف طرح خاورميانهاي آمريكا ارزيابي كرد، در عين حال، نبايد از اين مسئله غافل ماند كه دولت مصر ميدانست كه از اين انفعال، اسرائيل نيز منتفع ميشود. با توجه به اينكه مصر هيچگاه اسرائيل را همسايه اي مطلوب قلمداد نميكرده و در بهترين شرايط، در نوعي صلح سرد با ان كشور به سر ميبرده است و با عنايت به اينكه تداوم سكوت و انفعال دولت مصر ميتوانست به تقويت هرچه بيشتر اسرائيل و تضعيف نقش محوري مصر در مسئله خاورميانه بينجامد، علي القاعده دولت مصر نميتوانست در طولاني مدت مواضع تلويحا جانبدارانه خود را از اسرائيل تداوم بخشد. در همين حال، الزامات همكاري با امريكا، دستگاه سياست خارجي مصر را با سردرگمي و تضاد رو به رو كرده بود كه در نهايت، به تشتت آرا و مواضع اين دستگاه منجر شد. به گونهاي كه دولت مصر مجبور شد ظرف مدت يك ماه درگيري نظامي ميان ارتش صهيونيستي و يروهاي حزبالله، سه بار موضع خود را در قبال اين مسئله تغيير دهد. در آغاز، دولت مصر مخالف حركات حزبالله بود و اين مسئله را ماجراجويي ميدانست. در ميانه راه و پس ازسخت شدن شرايط داخلي و بينالمللي، مواضع دولت مصر نسبت به حزبالله نرمتر شد و به اسرائيل نيز هشدار مي داد كه در اقدامات نظامي خود زيادهروي نكند. اما در اواخر كارزار نبرد و پس از مشخص شدن ناكارآمدي ارتش اسرائيل و سالم ماندن بخشي از توان نظامي حزبالله و نيز فشار روزافزون فضاي داخلي و افكار عمومي مصر، دولت اين كشور تلويحا حقانيت حزبالله را به رسميت شناخت و از آن دفاع و اسرائيل را به علت حملاتش به لبنان محكوم كرد.
اينها همه نشاندهنده عدم تحليل صحيح شرايط و اوضاع بحراني خاورميانه و لبنان توسط دستگاه ديپلماسي مصر بود كه به مغبون شدن دولت مصر در تثبيت نقش تعيين كننده و محوري خود در مسايل خاورميانه انجاميد.
ج) مسئله حزبالله شيعي و ايران
نبايد از خاطر برد كه كشور مصر همانند بسياري از دول عربي به مسئله حزبالله به عنوان محملي براي رقابت با ايران شيعي و هژموني منطقهاي ايران مينگرد.
اين ديدگاه نيز به روشني مواضع دولت مصر را در قيد و بند مضاعفي گرفتار كرد و به اين دولت در اتخاذ مواضع مشخص و ثابت در قبال حوادث اخير لبنان فشار وارد ساخت. دولت مصر در معادلهاي قرار گرفت كه در دو سوي معادله رقباي منطقهاي خود را رو در روي هم ميديد. از يك سو، دولت مصر خواسته يا ناخواسته نميتواند اسرائيل را به عنوان نيروي مسلط منطقه بپذيرد و با توجه به سوابق پيشين روابط دو دولت، منطقي نيست كه در حال حاضر روابط مطلوبي با آن برقرار كند.
از سوي ديگر، رقابت منطقهاي مصر با ايران و تحليل صحيح قدرتگيري و افزايش نفوذ ايران در منطقه اصولا نقش مصر را كه تا چندي پيش سردمدار هر حركت جمعي در جهان عرب و اسلام در قبال بحرانهاي منطقهاي بود، با چالش مواجه ميكند. در واقع، دولت مصر در شرايطي قرار دارد كه در گرايش به هر يك از دو سوي اين معادله، جمع جبري شرايط را به نفع خود نميبيند و همين امر نيز بر سردرگمي جهتگيري سياست خارجي آن كشور ميافزايد.
د) افكار عمومي، اسلامگرايان و عربگرايان درون مجلس
ضديت افكار عمومي در مصر عليه اسرائيل و اقدامات آ» در منطقه چندان محلي براي بحث و انكار ندارد. مردم مصر بسيار ضد امريكايي و ضد اسرائيلي هستند. طبق گفته جيمي كارتر، رئيس جمهور اسبق امريكا، دولت اين كشور در ميان مردم مصر تنها داراي 5/0 درصد محبوبيت است هك از نظر وي، براي امريكا يك فاجعه محسوب ميشود.
با توجه به اين اصل كه مخالفت با افكار عمومي براي هر دولتي دردسرساز خواهد شد و به طور مسلم، دولتمردان مصري نيز بر اين امر واقف بودهاند، قابل درك است كه دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي مصر و نيز تريبونهاي داخلي دولت به شدت تحت فشار بودند تا مواضع مناسبتري عليه اسرائيل و به سود حزبالله لبنان اتخاذ كنند.
همچنين نمايندگان مخالف دولت در پارلمان بارها انزجار خود را از حوادث اخير اعلام كردند و به اشكال مختلف به دولت مصر فشار وارد آوردند كه نسبت به حزبالله لبنان مواضع معقولتري اتخاذ كند.
همه اين مسايل و نيز برخي مولفههاي سياست داخلي لبنان و ارتباط آن با نقش مصر در منطقه سبب شد كه مصر مواضع رسمي و نيمه رسمي خود را در قبال حزبالله و حوادث اخير لبنان متزلزل ببيند.
ميتوان مواضع دولت مصر را در چارچوب يك طيف منفي تا تقريبا مثبت در قبال حزبالله شناسايي و ارزيابي كرد. بدين معنا كه دولت مصر در آغاز بحران لبنان همگام با رژيم سعودي، حزبالله را مسئول آغاز بحران دانست و تلويحا آن را محكوم كرد. اما در ادامه، هرچه مقاومت حزبالله گستردهتر و به موازات آن افكار عمومي اعراب بيشتر تحريك ميشد، دولت مصر نيز مواضع خود را در قبال حزبالله تعديل ميكرد؛ به گونهاي كه در اواخر جنگ بيش از آنكه به مسئله حزبالله بپردازد به محكوم كردن اعمال اسرائيل ميپرداخت. حسني مبارك، رئيس جمهور مصر، پس از صدور قطعنامه 1701 شوراي امنيت، با انتقاد از ناتواني و تعلل شوراي امنيت در مهار تجاوزگريهاي اسرائيل و نيز اعلان ايراداتي به اين قطعنامه گفت: «مصر حامي همه قشرهاي لبنان بدون تبعيض يات تفاوتي است. حزبالله بخشي از بافت اجتماعي، سياسي و طايفي لبنان به شمار ميرود و ما با لبنان به عنوان يك ملت واحد بدون تفاوت قائل شدن بين اين يا آن، تعامل ميكنيم».
اين در حالي است كه در آغاز درگيريها، مبارك طي ديداري با شاه اردن با صدور بيانيهاي مشترك مضوعي منفعلانه اتخاذ و به صورت غيرمستقيم، حزبالله لبنان را به اعمالي متهم كردند كه منطقه را به نوعي ماجراجويي خواهد كشاند كه مغاير منافع اعراب است. اين تغيير موضع حاكي از تاثير عوامل ياد شده است.
شبيه اين موضع را احمد ابوالغيظ، وزير خارجه، و شيخالازهر شيخ محمد طنطاوي، نيز به همين نوسانات طيف گونه ابراز كردهاند.
*2. ديدگاه افكار عمومي و جامعه مدني مصر در قبال بحران اخير لبنان
همانگونه كه گفته شد، ديدگاه افكار عمومي مصر نسبت به اسرائيل و امريكا به شدت منفي است و از اين رو، هر عملي از سوي اين دو كشور، با نگرش منفي مردم مواجه ميشود؛ به ويژه اگر اين عمل عليه يك كشور اسلامي و مسلمانان در منطقه صورت گيرد، واكنش به شدت منفي افكار عمومي و جامعه مدني مصر را سبب خواهد شد.
در مورد حوادث اخير لبنان نيز، مردم مسلمان مصر از همان آغاز موضع منفي خود را عليه اسرائيل اعلام كردند و طي روند مقاومت حزبالله، آرام ارام سيدحسن نصرالله را به عنوان قهرمان عرب پذيرا شدند و حتي وي را با جمال عبدالناصر قياس ميكردند. در اين زمينه، مردم و گروههاي غيردولتي تظاهرات و راهپيماييهاي بسياري برپا كردند كه طي آن مواضع كشورهاي عربي تقبيح و حزبالله حمايت ميشد.
در همين حال، افراد و گروههاي فعلا در بخشهاي مختلف جامعه مدني مصر نيز اعمال وحشيانه اسرائيل را در لبنان محكوم و به شدت از حزبالله حمايت ميكردند. اين حمايت هم از ديدگاه جامعه اسلامي مصر و هم به لحاظ انساني و نيز از زاويه نفرت مردم مصر نسبت به اسرائيل به علت جنگهاي پيشين _ كه عمدتا به شكست مصر نيز منتهي شده بود _ قابل تحليل است.
در ادامه به برخي مواضع و ديدگاههاي اين افراد و گروهها اشاره ميشود:
_ آقاي «علي جمعه» مفتي مصر برخلاف نظر شيخالازهر، اقدامات تدافعي حزبالله را در مقابل تجاوزات صهيونيستها كاملا مشروع خواند و افزود: ما همگي مخالف تجاوز اسرائيل هستيم و وظيفه ما اين است كه در يك صف واحد براي حمايت از ملت لبنان قرار گيريم.
_ مجدي حسين، دبيركل حزب كار مصر نيز اعلام كرد: مردم مصر با مقاومت لبنان و فلسطين همسو و از موضع حاكمان عربي و دولت مصر بسيار خشمگين هستند.
_ دكتر صلاح عامره، استاد قانون (حقوق) بينالملل، حزبالله را پيروز ميدان مبارزه ميداند و معتقد است كه تاريخ نشان خواهد داد كه چگونه مقاومت اسلامي با كمترين اسلحه، توانست در برابر يك ارتش مسلح ايستادگي كند.
_ كانون وكلاي مصر نيز با انتشار بيانيهاي، آمادگي خود را براي محاكمه جنايتكاران جنگي رژيم صهيونيستي در دادگاههاي بينالمللي علام كرد. اين گروه از دولت مصر درخواست كردند كه سفير خود را از تلآويو فرا خواند و سفير رژيم صهيونيستي را نيز از اين كشور اخراج كنند.
_ عزيز صدقي، نخستوزير پيشين مصر نيز ضمن اعلام حمايت از حزبالله به عنوان نماد مقاومت اسلامي در لبنان، گفت: اين مقاومت راهكار ناكام كردن طرح امريكا درباره خاورميانه نوين را نشان داده است.
_ هنرمندان و شاعران مصري نيز در حمايت از مقاومت اسلامي لبنان تظاهراتي برپا كردند. اين تظاهركنندگان با سر دادن شعارهايي در حمايت از مقاومت اسلامي، براي پيروزي حزبالله در برابر دشمن صهيونيستي دعا كردند.
_ همچنين «حمدي السيد» رئيس اتحاديه پزشكان مصر، انجمن موسسات اسلامي مصر، «محمد مجدي» رئيس كانون نويسندگان آسيايي _ افريقايي، برخي استادان دانشگاهها مصر همچون «معتز بالله عبدالفتاح» استاد علوم سياسي دانشگاه الازهر، و بسياري از شخصيتها و احزاب مصري ضمن محكوم كردم اقدامات صهيونيستها، حمايت خود را از مردم و مقاومت اسلامي ابراز داشتند.
همه اين مواضع مويد اين نكته است كه افكار عمومي كشور مصر برخلاف نظر دولتمردان اين كشور به شدت عليه رژيم صهيونيستي و هوادار جنبشهاي اسلامي از جمله حزبالله لبنان است.
اين مسئله به طور مشخصي مواضع دولت مصر را نيز تحت تاثير قرار داده و سبب تغيير يا دست كم تعديل مواضع سران اين كشور در قبال حزبالله شده است.
*3. اخوان المسلمين و بحران كنوني لبنان
جماعت اخوانالمسلمين پيشروترين و موثرترين گروه اسلامگراي ميانهرو در جهان اهل سنت است كه همواره مواضع اصولي خود را عليه رژيم اشغالگر قدس حفظ كرده است. در حال حاضر نيز اين گروه با تغيير برخي تاكتيكها وارد تعدادي از مراكز قدرت از جمله پارلمان و شوراهاي شهر شده است و از اين طريق اقدامات اصلاحي و اسلامگرايانه خود را دنبال ميكند.
مقامات اين گروه اسلامگرا بارها مواضع رسمي و اصولي جماعت را با صراحت اعلام كردهاند؛ حتي پس از به دست گرفتن كرسيهاي بسياري در مجلس خلق اين كشور، به جز چند تغيير تاكتيكي و سازماني، تغييري اساسي در ديدگاههاي اصولي اين جماعت رخ نداده و فقط به تعديل عملگرايانه برخي مفاهيم بسنده شده است.
جماعت اسلامي لبنان نيز كه به لحاظ ديدگاه و ايدئولوژي، متاثر از اخوانالمسلمين مصر است، و نماينده غيررسمي اين گروه به شمار ميرود، ديدگاههاي بسيار مثبتي نسبت به حزبالله و مقاومت اسلامي لبنان دارد و حتي در برخي موارد با اين گروه همكاري نظامي نيز ميكند. اين امر نشاندهنده امكان همكاري مجموعه جماعت اسلامي اخوان با حزبالله لبنان و نزديك مواضع اصولي آنهاست.
طي بحران اخير لبنان نيز اخوانالمسلمين مصر مطابق مشي گذشته خود با محكوم كردن اسرائيل و حمايت از حزبالله عليه تجاوزگريهاي رژيم صهيونيستي واكنش نشان داد.
به نظر ميرسد در چند روز نخست آغاز درگيريها، اخوانالمسلمين مصر واكنشي مناسب در حد و اندازههاي اين حادثه از خود نشان نداد، اما پس از چند روز مواضع اصولي و شفافي را از جانب اين گروه شاهد بوديم. شايد بتوان علل محتملي را براي تاخير چند روزه گروه اخوانالمسلمين براي واكنش مناسب نسبت به حوادث لبنان در نظر گرفت كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود.
الف) تغيير مشي اخوان و افزايش عملگرايي سياسي اين گروه
اين مولفه سبب محتاطتر شدن گروه اخوان در قبال مواضع سياسي خود شده است؛ بدين معني كه مواضع سياسي گروه طي روندي تقريبا زمان بر اتخاذ ميشود و ديگر به سرعت واكنش نشان نميدهد و عوامل سياسي و ديپلماسي را نيز لحاظ ميكند. البته اين مسئله به معني تغيير مواضع اصولي اخوان نيست، بلكه تنها به معني افزايش طول و عرض نظام تصميمسازي و تصميمگيري گروه است.
ب) صدور فتوا توسط برخي علماي ذينفوذ اهل سنت در عربستان و مصر بر ضد حزبالله
به نظر ميرسد در آغاز، گروه اخوان به دليل زمينههاي قوي ديني _ سني براي تصميمگيري قاطع دچار تزلزل شده و در موضعگيري به سود حزبالله با توجه به شيعه مذهب بودن اين گروه نياز به تامل بيشتري داشته است. گروه اخوان با توجه به سنت خاص البنا، موسس اين جماعت كه وي نيز به نوبه خود تحت تاثير آراي سيدجمالالدين اسدآبادي بود، به تقريب مذاهب اسلامي دلبستگي خاصي دارد. طي سالهاي گذشته ممزوج شدن سلفي گري افراطي در جهان اهل سنت و نيز كشور مصر، اين ديدگاه اخواني را تضعيف كرده و همين امر نيز در نوع تصميمگيريهاي اين گروه موثر بوده است. البته اين تزلزل در راي به سرعت رفع شد و ما شاهد مواضع اصولي اخوانالمسلمين بوديم.
ج) موضعگيري دولت و مجلس مصر عليه حزبالله در آغاز كار
به نظر مي رسد به علت اينكه دولت و مجلس مصر در آغاز كار طي ملاحظاتي عملات عليه حزبالله موضع گرفتند و با توجه به اينكه اخوانالمسلمين نيز اكنون بخشي از بدنه مجلس خلق مصر به شمار ميرود، به وقت بيشتري نياز بود تا تصميم صحيح گرفته شود و برخي نمايندگان گروههاي ديگر و حتي هواداران دولت را نيز جذب ديدگاههاي اخوان كنند. در ضمن، به دليل شرايط خاص ايدئولوژيك اخوان و تفاوت آن با بنيان مذهبي حزبالله لبنان ترديدهايي نيز در ميان برخي اعضاي گروه اخوان در مورد نيات حقيقي حزبالله و اسرائيل و نيز كشورهاي ذينفع در اين مسئله وجود داشت كه رسيدن به تحليل نهايي را كمي دشوار ميكرد.
د) سرعت وقايع
نكته ديگر در توجيه اين تعلل كوتاه مدت، سرعت وقايع از زمان اسارت سرباز اسرايئلي توسط نيروهاي حماس تا اسارت دو سرباز ديگر در لبنان و آغاز سريع و بيسابقه جنگ طي حدود يك هفته بود. با توجه به مشي جديد اخوانالمسلمين و مشق عملي سياستورزي در ميان اعضاي اين گروه، حادثه لبنان احتمالا كمي باعث سردرگمي و شوك كوتاه مدت گروه شد كه در هر صورت، اين مسئله به سرعت رفع و مواضع اغصولي گروه در قبال لبنان و حزبالله احيا شد.
در اين زمينه ميتوان ديدگاههاي جماعت اسلامي لبنان را نيز در حمايت همهجانبه از حزبالله به عنوان كاتاليزوري براي درك صحيح اخوان مصر از وقايع ارزيابي كرد.
شيخ فيصل مولوي، دبيركل جماعت اسلامي لبنان، ضمن حمايت همهجانبه از گروه حزبالله فتواهاي برخي علماي اهل سنت عليه حزبالله و تشيع را دردناك و نابهجا خواند. وي همچنين از همكاري نيروهاي اين جماعت با حزبالله لبنان خبر داد.
جمعيت اخوانالمسلمين مصر پس از تاملي كوتاه مدت، موضع خود را در حمايت از حزبالله لبنان و مقاومت جنوب اعلام كرد و اقداماتي نيز براي زير فشار قرارد ادن دولت مصر به منظور حمايت از حزبالله و قطع رابطه با رژيم اشغالگر قدس انجام داد.
محمد مهدي عاكف، رهبر اخوانالمسلمين مصر در حمايت از حزبالله و مقاومت اسلامي لبنان ضمن دشمن خطاب كردن امريكا و اسرائيل گفت رئيس جمهور امريكا در آغاز تهاجم اسرائيل، از آن به عنوان نبرد ميان به اصطلاح خير و شر و جنگ عليه آنچه آن را تروريسم ميخواند ياد كرده است. اما در اين جنگ ناتواني اسرائيل كاملا آشكار شده است.
وي طي سخناني با تمجيد از مقاومت قهرمانانه حزبالله در برابر نظاميان اسرائيلي بار ديگر بر آمادگي اين جنبش براي اعزام نيرو به لبنان به منظور حمايت از رزمندگان لبناني در مبارزه با متجاوزان،صهيونيست تاكيد كرد.
وي همچنين با اشاره به اينكه مقاومت اسلاميف همه حكام عرب را رسوا كرد، بيان داشت كه جمعيت اخوان آماده است ده هزار نيروي رزمنده به لبنان اعزام كند.
رهبر اخوان در خصوص مواضع كشورهاي عربي از جمله مصر نيز اظهار داشت: «توجيهي براي چنين رفتار زبونانه و همدستي اين حكام (با اسرائيل) نميبينيم. همچنين از آنها نميخواهيم بجنگند، بلكه ميخواهيم فقط خاموش شوند».
ملتهاي عرب و مسلمانان از ميزان خطر رژيم صهيونيستي مطلع هستند، اما اين حكام هنوز به اين موضع پي نبردهاند و من از اين حكام ميخواهم كه اين درس را فراگيرند و آن را درك كنند و بدانند كه بدون مقاومت در برابر اين دشمن صهيونيستي كه زمين را پر از فساد كرده است، زندگي آسودهاي نخواهند داشت». وي با انتقاد از موضع منفعلانه دولت مصر، اين پرسش را مطرح كرد: «آيا مصر نميتواند به اسرائيل «نه» بگويد؟ ما كمترين چيزي كه از اين دولت ميخواهيم تعليق معاهده «كمپ ديويد»، اخراج سفير رژيم صهيونيستي از مصر و فراخواني سفير مصر از اسرائيل است». عاكف با بيان اينكه تا وقتي دولتهاي عربي همدست (امريكا و اسرائيل) هستند، اميدي به هيچ يك از نشستها يا اجلاس سران عرب نيست، اظهار داشت: «سران عرب براي كمك به آمريكاييها به منظور حمله به عراق نشستي برگزار كردند، اما از بررسي مصيبتي كه لبنان گرفتار آن شده است سر باز زدند».
گروه اخوانالمسلمين با درك سابقه ناكارآمدي سازمان ملل متحد در برخورد با حوادث خاورميانه، به وژه مسئله فلسطين، چندان اميدي به اقدامات اين سازمان ندارد و عملا به آن به عنوان وسيلهاي براي تامين منافع غرب مينگرند. محمد مهدي عاكف در اين زمينه ميگويد: «اميدي به شوراي امنيت و سازمان ملل يا هر قطعنامهاي كه صادر ميشود، نداريم، زيرا هدف آنها كمك به اسرائيل است تا پس از شكست واقعي كه متحمل شده به پيروزي سياسي برسد». اين اظهارات صريح سبب شد كه عبدالله قصير، معاون سيدحسن نصرالله، به گرمي از مواضع صحيح اخوانالمسلمين قدرداني كند. وي در اين باره ميگويد: «اگرچه امكان عملي شدن حضور مجاهدان اخوان در لبنان بسيار كم است، همين اظهار نظر رهبر اخوان سبب دلگرمي مجاهدان ما شده است. آنها احساس ميكنند كساني از جهادشان حمايت ميكنند و از پشت به مقاومت خنجر نميزنند».
صرفنظر از ابراز مواضع، گروه اخوانالمسلمين كه 88 نماينده در مجلس خلق مصر دارد، تلاشهاي سياسي خود را در چارچوب نظام قدرت نيز ساماندهي كرد.
اعضاي اخواني پارلماني با هماهنگي با تمام اعضاي پارلماي احزاب مخالف دولت و برخي مستقلين، حركات وسيعي براي انتقال ديدگاههاي خود به مردم، دولت و جهان سازماندهي كردند.
«حمدي حسن» سخنگوي پارلماني اخوان المسلمين در اين باره در مصاحبه با شبكه تلويزيوني الجزيره قطر گفت: «بيش از يكصد تن از نمايندگان مستقل و مخمالف دولت مصر تهديد كردند كه تا زمان اخراج سفير رژيم صهيونيستي از اين كشور، در برابر سفارت اين رژيم در قاهره تحصن ميكنند».
همچنين آنان در نظر داشتند با ارسال يادداشتي براي سفير امريكا در مصر، به صراحت اعلام كنند كه با وجه به حمايت همهانبه آمريكا از رژيم تجاوزگر اسرائيل، تمايلي به حضور وي در خاك اين كشور ندارند.
اعضاي اخوان و ساير گروههاي مدني و سياسي مصر به شدت دولت را تحت فشار قرار دادند تا به افكار عمومي توجه و عليه اشغالگري اسرائيل موضع مستحكمي اتخاذ كند. همين امر نيز زمينهساز تعديل سياست نابجاي دولت مصر در قبال حزب الله شد.
اين فشارها به حدي بود كه حسني مبارك را به واكنش واداشت.
مبارك اظهار كرد: «رابطه مصر با اسرائيل به نفع مصر و جهان عرب است و از اين طريق آنها كنترل ميشوند و ميتوان رايزني كرد». وي ضمن انتقاد از رژيم صهيونيستي، در پاسخ به فشار برخي مصريها در مورد حمله به اسرائيل گفت: «مصر ابدا به اسرائيل حمله نخواهد كرد و در صورت جنگ با اسرائيل، همه چيزمان را از دست خواهيم داد».
اخوانالمسلمين مصر نيز همانند جماعت اسلامي لبنان، عليه فتواهاي برخي روحانيون وهابي و تندروان درباري مواضع نسبتا مخالفي اتخاذ كرده است.
محمد حبيب، معاون رهبر اخوانالمسلمين، نيز در مصاحبه با خبرگزاري رويترز در اين زمينه اظهار داشت: «اكنون زمان مناسبي براي صدور چنين فرمانهايي نيست. از اين فتواها چنين استنباط ميشود كه خطري از جانب شيعه متوجه منطقه است. اين فتواها در ميان كشورهاي عرب و جهان اسلام تفرقه مياندازد». وي گفت: «مقاومت لبنان يك جنبش ملي است و ادعاي دفاع از شيعه ندارد».
همچنين محمد مهدي عاكف، رهبر اخوان، ضمن اشاره به فتواي ياد شده گفت كه برخي افراد براي احياي اختلافهاي فرقهاي تلاش ميكنند.
وي در اظهارنظر جالبي گفت: برخي از دولتها براي پنهان نگه داشتن كوتاهي خود در كمك به مقاومت لبنان يا حتي حمايتهايشان از تهاجم رژيم صهيونيستي و تكبر امريكايي، از طرح مسايلي مانند اختلاف ميان شيعه و سني و اينكه مقاومت لبنان براي ايران كار ميكند، استفاده ميكنند». رهبر كل اخوان مصر با رد فتواي برخي علما درباره حرام دانستن حمايت از حزبالله، خاطرنشان كرد: «چنين فتواهايي كه بين مسلمانان تفرقه ايجاد ميكند بيمعناست و بايد از حزبالله و مقاومت در برابر حملات اسرائيل با تمام امكانات موجود حمايت كرد».
اين قبيل مواضع اخواني نيز ناشي از حمايت اصولي انان از اسلامگرايي جنبشهاي جهان اسلام و نيز مشي سنتي تعارض با اسرائيل و امريكاست.
*نتيجهگيري
مصريها در جهان اسلام جزو معدود كشورهايي هستند كه مستقيما از اسرائيل ضربه خورده و ويراني ها و تحقير هاي فراواني را نيز متحمل شدهاند و اساس موضعي همراه با عدم اطمينان حتي نفتر نسبت به اين كشور دارند. حتي دولت اين كشور و دولتمردان مصري نيز نميتوانند اين امر را كتمان كنند. شاهد اين ادعا مواضع مردمي و گروههاي مدني و سياسي اين كشور و همچنين صلح سرد حاكم بر روابط دوجانبه مصر و اسرائيل است.
جنبش اخوانالمسلمين نيز به عنوان عصاره اسلامگرايي ميانهروي مصري، مواضع ضداسرائيلي خود را حفظ كرده و كاملا به آن پايبند است.
اين جنبش مواضع مثبتي نسبت به مقاومت جنوب اتخاذ و در راه كمك به آن، دست كم اعلام آمادگي كرده است. اين حمايت در چارچوب حس ملي _ اسلامي ضد اسرائيلي قاب لتعريف است كه با تلفيق عقايد تقريب گرايانه مذهبي اخوانالمسلمين مسئله تشيع حزبالله لبنان نيز تا حدودي حل شده است.
علاوه بر اين، گروه اخوان از اين مسئله به عنوان دستاويزي براي فشار بر حكومت اقتدارطلب مصر و تهييچ و بسيج افكار عمومي مردم عليه دولت و به سود عقايد ايدئولوژيكي خود استفاده ميكند. بدين ترتيب، علاوه بر تحكيم عقايد ايدئولوژيك خود، دو هدف ديگر را نيز تامين خواهد كرد: نخست، مسئله اسرائيل را كه براي مردم مصر مسئله اي ملي است، در سطح عالي سياستهاي خود مطرح ميكند و بدان ميپردازد و در نتيجه، اعتبار خود را نزد افكار عمومي كشور افزاش ميدهد. دوم، با توجه به اهمال دوا مصر در اتخاد چنين مواضعي، با پر كردن اين ؟ توان بسيج مردمي خود را افزايش ميدهد، و در كنار آن با كاهش هرچه بيشتر اعتماد مردم دولت مصر، خود را براي رقابت جدي با آن دولت در آينده آماده ميكند.
با اين حال، نبايد فراموش كرد كه جماعت اخوانالمسلمين يكي از عمدهترين وارثان مرده ؟ سلفي گري در مصر است. اگرچه ديدگاههاي ؟ ارث رسيده از سيدجمال برخي مولفههاي ضد شيعي سلفيگري را تعديل كرده، همچنان برخي عقايد ايدئولوژيك و ملي، همچنين ذهنيت تعدادي اعضاي تندروي بدنه اخوان كه بعضا تحت تاثير ديدگاههاي سلفي _ وهابي عربستان نيز هستند ميـواند رقيبي توانمند براي ميراث سيدجمال در جماعت باشد كه در صورت اوجگيري، تهديدي جدي براي وحدت مسلمانان به شمار خواهد رفت. بنابراين بايد براي مقابله با آن عقايد و ايجاد نوعي هم فهمي و گفتمان درون خانواده بزرگ مذاهب دين مبين اسلام چارهاي انديشيد.
تهاجم همهجانبه نيروهاي اشغالگر عيه حزبالله و ملت لبنان و حملات خشونتبار و وسيع اسرائيل به سرزمين لبنان، تخريب زرساختهاي اين كشور و كشتار مردم بيدفاع در شهرهاي عمدتا شيعهنشين واكنشهاي متفاوتي در ميان دولتها و افكار عمومي كشورهاي عربي برانگيخت. با توجه به آنكه سطح منازعه جديد ميان لبنا و اسرائيل و شرايط آغاز اي ندرگيري بسيار متفاوت با بحرانهاي پيش از اين، ميان اين رژيم و كشورهاي اسلامي بود، واكنشهاي نسبتا جديدي در سطح افكار عمومي و مواضع مطلقا متفاوتي از سوي دولتهاي عربي را سبب شد كه فارغ از خود بحران، ممكن است اين مواضع در آينده تاثير قابل توجهي در مولفههاي روابط قدرت در داخل كشورهاي عربي و نيز در سطح روابط منطقهاي و جهاني بر جاي بگذارد.
در اين ميان، واكنش دولت و افكار عمومي كشور مصر به عنوان مهمترين كشور عربي منطقه و نيز قويترين ارتش كشورهاي عربي كه بارها طعم زخمهاي رژيم صهيونيستي را چشيده، از اهميت بسزايي برخوردار است.
نوشتار حاضر به بررسي كم و كيف مواضع و ديدگاههاي دولت، افكار عمومي، احزاب و شخصيتهاي سياسي _ مذهبي مصر در قبال جنگ اسرائيل عليه حزبالله لبنان پرداخته است.
*مقدمه
در پي آغاز بحران لبنان و تهاجم همهجانبه ارتش رژيم صهيونيستي به مرزهاي اين كشور، جهان شاهد دگرگوني گستردهاي در نوع و عمق مواضع كشورها و دولتها و نيز چگونگي واكنش افكار عمومي جهان نسبت به اين تهاجم بود.
در سطح جهاني براي نخستين بار قدرتهاي بزرگ به جاي دعوت طرفين به خويشتنداري و آغاز فعاليتهاي ديپلماتيك براي برقراري آتشبس، صحبت از گذاردن فرصت بيشتري در اختيار اسرائيل به منظور فراهم شدن شرايط بهتري براي آتشبس دائم و خلع سلاح يك طرف منازعه (حزبالله) ميكردند!
كاندوليزا رايس، وزير خارجه نومحافظهكار آمريكا، به جاي تمسك به ديپلماسي مزورانه و هميشگي امريكايي مبني بر «تظاهر به صلحطلبي در عين حمايت از اشغالگران»، اين بار آشكارا از زايش خاورميانه جديد از ويرانههاي لبنان صحبت كرد و كاملا دست اسرائيل را در ادامه جنايات خو عليه شهروندان لبناني باز گذاشت.
در سطح منطقهاي، حكام محافظهكار عرب كه پيش از اين هيچ تغييري را در منطقه تاب نميآوردند، در برابر تهاجم اسرائيل به لبنان نه تنها سكوت كردند بلكه فراتر از آن، سران مصر و عربستان به عنوان ستونهاي اصلي جهان عرب، حزب الله را به ماجراجويي متهم و حركت مشروع اين جنبش آزادي بخش را تقبيح كردند و به مفتيهاي درباري خود در طرد حزبالله متوسل شدند. اگرچه پس از گذشت چند روز از جنگ و وقوقع فجايع وسيع در لبنان و تحريك افكار عمومي داخلي كشورهاي خود مجبور به بازپسگيري سخنان خود شدند، هيچ ترديدي در اين مسئله وجود ندارد كه چراغ سبز دولتهاي عربي موجب جري شدن اسرائيل در حملات خود شد و در عين حال، نگرش سنتي افكار عمومي جهان عرب را نيز نسبت به مسايل منطقهاي با چالش و تحول وسيعي مواجه كرد.
اما در سطح داخلي و افكار عمومي ماجرا رنگ و بوي متفاوتي به خود گرفت. مردم جهان عرب بيش از پيش به ناكارآمدي دولتمردان خود نسبتبه حل مناقشه فلسطين واقف شدند و در همين حال به آرامي مواضع مستقلتر و تندتري نسبتبه اين جريانها اتخاذ كردند. بسيار سادهانگارانه است اگر امروز تصور شود كه فتواي يك «فقيه درباري» يا يك «مفتي دولتي» بتواند عموميت مردم و حتي كليت جامعه مدني كشوري همچون مصر و جامعه سنتي عربستان را عليه مبارزه با اسرائيل سازماندهي كند؛ زيرا مردم و سازمانهاي غيردولتي بيش از پيش به خودآگاهي ملي و مذهبي دست يافتهاند و بسيار بعيد است كه حكام محافظهكار و متزلزل بيش از اين بتوانند بر موج اميال حكومتي خود سوار شوند و بر مردم مسلمان به راحتي حكمراني كنند.
البته اين بدان معنا نيست كه زمينه و شرايط براي حركتهاي مستقل مردمي در موقعيت كنوني در اين كشورها فراهم شده است، اما اگر فرآيند جنبش را از تشكيل «ذهنيت» تا محقق شدن «عيني» آن به صورت يك طيف تصور كنيم، ميـوان شرايط ذهني يان خيزش ملي يا اسلامي را در بسياري از جهات آمادهتر از گذشته دانست كه به نوبه خود ميتواند مقدمات تحول ذهن به عين را فراهم كند.
در اين ميان، كشور مصر به دليل همجواري با سرزمينهاي اشغالي، پشت سر گذاردن چند جنگ بزرگ و كوچك با آن، برقراري صلح سرد و افكار عمومي ضد اسرائيلي خود در ميان كشورهاي جهان عرب و همچنين جنبش موفق اسلامگراي ميانهرو اخوانالمسلمين كه از مواضع اصولي خود عليه اسرائيل عدول نكرده است، داراي اهميت و جايگاه در خورد توجهي است.
مقاله پيش رو تحليلي از روند و چگونگي اتخاذ مواضع گروه سالام گراي اخوانالمسلمين و نيز بررسي افكار عمومي و مواضع رسمي دولت مصر در قبال حوادث اخير لبنان است كه به علت ظرفيتهاي اسلامگرايانه مردم اين كشور و همچنين تاثير بسيار زياد آن در جهان اهل سنت، از اهميت خاصي برخوردار است.
پيش از پرداختن به مواضع و ديدگاههاي اخوانالمسلمين، نياز است در آغاز مواضع رسمي و غيررسمي دولت مصر در اين زمين مورد بررسي قرار گيرد. سپس افكار عمومي و جامعه مدني اين كشور نيز به اختصاص تحليل شود تا شرايط زايش مواضع خاص گروه اسلامگراي اخوان نيز بيشتر درك شود.
*1. مواضع دولت مصر در قبال حوادث لبنان
به نظر مي رسد دولت مصر در ارتباط با بحران اخير لبنان با شرايط مستاصل كنندهاي مواجه شده و نتوانسته است به معناي واقعي، با حداقلهاي مواضع راهبردي خود در برخورد با بحرانهاي منطقهاي ظاهر شود. از مهمترين مولفههاي تشكيل دهنده اين شرايط خاص در سياست خارجي مصر ميتوان به موارد زير اشاره كرد.
الف) تاثيرات نفوذ آمريكا و فشارهاي فزاينده اين كشور بر مقامات مصري
طي چند سال گذشته دولت مصر همواره براي تغيير مشي سياست داخلي خويش در راستاي طرح خاورميانه بزرگ دولت نومحافظه كار آمريكا تحت فشار بوده است، به گونهاي كه عملا در صورت اجراي دستكم نيمي از درخواستهاي امريكا، تغيير رژيم سياسي در اين كشور امري اجتنابناپذير به نظر ميرسيد.
در اين زمينه، مقامات دولت مصر بارها اين طرح را زير سوال برده و به مقامات امريكايي هشدار داده بودند كه اجراي كامل چنين طرحي جز روي كار آمدن اسلامگرايان تندرو و (به زعم خود) استيلاي خشونت و بيثباتي در منطقه، ثمره ديگري نخواهد داشت.
تجربه انتخابات عراق و پيروزي حماس در فلسطين باعث شد كه آمريكاييها در اجراي كامل طرح خود در خاورميانه دچار ترديد شوند و به اين نتيجه برسند كه در حال حاضر، منافع آنها در كنار آمدن و كار با رژيمهاي سنتي و محافظه كار كنوني در جهان عرب قابل تعريف است. از اين رو، فشارهاي اوليه بر كشورهايي همچون عربستان و مصر كاهش يافت.
ب) مسئله اسرائيل
اگرچه سكوت اوليه دولت مصر را در قبال تهاجم اسرائيل به لبنان ميتوان در راستاي اهداف طرح خاورميانهاي آمريكا ارزيابي كرد، در عين حال، نبايد از اين مسئله غافل ماند كه دولت مصر ميدانست كه از اين انفعال، اسرائيل نيز منتفع ميشود. با توجه به اينكه مصر هيچگاه اسرائيل را همسايه اي مطلوب قلمداد نميكرده و در بهترين شرايط، در نوعي صلح سرد با ان كشور به سر ميبرده است و با عنايت به اينكه تداوم سكوت و انفعال دولت مصر ميتوانست به تقويت هرچه بيشتر اسرائيل و تضعيف نقش محوري مصر در مسئله خاورميانه بينجامد، علي القاعده دولت مصر نميتوانست در طولاني مدت مواضع تلويحا جانبدارانه خود را از اسرائيل تداوم بخشد. در همين حال، الزامات همكاري با امريكا، دستگاه سياست خارجي مصر را با سردرگمي و تضاد رو به رو كرده بود كه در نهايت، به تشتت آرا و مواضع اين دستگاه منجر شد. به گونهاي كه دولت مصر مجبور شد ظرف مدت يك ماه درگيري نظامي ميان ارتش صهيونيستي و يروهاي حزبالله، سه بار موضع خود را در قبال اين مسئله تغيير دهد. در آغاز، دولت مصر مخالف حركات حزبالله بود و اين مسئله را ماجراجويي ميدانست. در ميانه راه و پس ازسخت شدن شرايط داخلي و بينالمللي، مواضع دولت مصر نسبت به حزبالله نرمتر شد و به اسرائيل نيز هشدار مي داد كه در اقدامات نظامي خود زيادهروي نكند. اما در اواخر كارزار نبرد و پس از مشخص شدن ناكارآمدي ارتش اسرائيل و سالم ماندن بخشي از توان نظامي حزبالله و نيز فشار روزافزون فضاي داخلي و افكار عمومي مصر، دولت اين كشور تلويحا حقانيت حزبالله را به رسميت شناخت و از آن دفاع و اسرائيل را به علت حملاتش به لبنان محكوم كرد.
اينها همه نشاندهنده عدم تحليل صحيح شرايط و اوضاع بحراني خاورميانه و لبنان توسط دستگاه ديپلماسي مصر بود كه به مغبون شدن دولت مصر در تثبيت نقش تعيين كننده و محوري خود در مسايل خاورميانه انجاميد.
ج) مسئله حزبالله شيعي و ايران
نبايد از خاطر برد كه كشور مصر همانند بسياري از دول عربي به مسئله حزبالله به عنوان محملي براي رقابت با ايران شيعي و هژموني منطقهاي ايران مينگرد.
اين ديدگاه نيز به روشني مواضع دولت مصر را در قيد و بند مضاعفي گرفتار كرد و به اين دولت در اتخاذ مواضع مشخص و ثابت در قبال حوادث اخير لبنان فشار وارد ساخت. دولت مصر در معادلهاي قرار گرفت كه در دو سوي معادله رقباي منطقهاي خود را رو در روي هم ميديد. از يك سو، دولت مصر خواسته يا ناخواسته نميتواند اسرائيل را به عنوان نيروي مسلط منطقه بپذيرد و با توجه به سوابق پيشين روابط دو دولت، منطقي نيست كه در حال حاضر روابط مطلوبي با آن برقرار كند.
از سوي ديگر، رقابت منطقهاي مصر با ايران و تحليل صحيح قدرتگيري و افزايش نفوذ ايران در منطقه اصولا نقش مصر را كه تا چندي پيش سردمدار هر حركت جمعي در جهان عرب و اسلام در قبال بحرانهاي منطقهاي بود، با چالش مواجه ميكند. در واقع، دولت مصر در شرايطي قرار دارد كه در گرايش به هر يك از دو سوي اين معادله، جمع جبري شرايط را به نفع خود نميبيند و همين امر نيز بر سردرگمي جهتگيري سياست خارجي آن كشور ميافزايد.
د) افكار عمومي، اسلامگرايان و عربگرايان درون مجلس
ضديت افكار عمومي در مصر عليه اسرائيل و اقدامات آ» در منطقه چندان محلي براي بحث و انكار ندارد. مردم مصر بسيار ضد امريكايي و ضد اسرائيلي هستند. طبق گفته جيمي كارتر، رئيس جمهور اسبق امريكا، دولت اين كشور در ميان مردم مصر تنها داراي 5/0 درصد محبوبيت است هك از نظر وي، براي امريكا يك فاجعه محسوب ميشود.
با توجه به اين اصل كه مخالفت با افكار عمومي براي هر دولتي دردسرساز خواهد شد و به طور مسلم، دولتمردان مصري نيز بر اين امر واقف بودهاند، قابل درك است كه دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي مصر و نيز تريبونهاي داخلي دولت به شدت تحت فشار بودند تا مواضع مناسبتري عليه اسرائيل و به سود حزبالله لبنان اتخاذ كنند.
همچنين نمايندگان مخالف دولت در پارلمان بارها انزجار خود را از حوادث اخير اعلام كردند و به اشكال مختلف به دولت مصر فشار وارد آوردند كه نسبت به حزبالله لبنان مواضع معقولتري اتخاذ كند.
همه اين مسايل و نيز برخي مولفههاي سياست داخلي لبنان و ارتباط آن با نقش مصر در منطقه سبب شد كه مصر مواضع رسمي و نيمه رسمي خود را در قبال حزبالله و حوادث اخير لبنان متزلزل ببيند.
ميتوان مواضع دولت مصر را در چارچوب يك طيف منفي تا تقريبا مثبت در قبال حزبالله شناسايي و ارزيابي كرد. بدين معنا كه دولت مصر در آغاز بحران لبنان همگام با رژيم سعودي، حزبالله را مسئول آغاز بحران دانست و تلويحا آن را محكوم كرد. اما در ادامه، هرچه مقاومت حزبالله گستردهتر و به موازات آن افكار عمومي اعراب بيشتر تحريك ميشد، دولت مصر نيز مواضع خود را در قبال حزبالله تعديل ميكرد؛ به گونهاي كه در اواخر جنگ بيش از آنكه به مسئله حزبالله بپردازد به محكوم كردن اعمال اسرائيل ميپرداخت. حسني مبارك، رئيس جمهور مصر، پس از صدور قطعنامه 1701 شوراي امنيت، با انتقاد از ناتواني و تعلل شوراي امنيت در مهار تجاوزگريهاي اسرائيل و نيز اعلان ايراداتي به اين قطعنامه گفت: «مصر حامي همه قشرهاي لبنان بدون تبعيض يات تفاوتي است. حزبالله بخشي از بافت اجتماعي، سياسي و طايفي لبنان به شمار ميرود و ما با لبنان به عنوان يك ملت واحد بدون تفاوت قائل شدن بين اين يا آن، تعامل ميكنيم».
اين در حالي است كه در آغاز درگيريها، مبارك طي ديداري با شاه اردن با صدور بيانيهاي مشترك مضوعي منفعلانه اتخاذ و به صورت غيرمستقيم، حزبالله لبنان را به اعمالي متهم كردند كه منطقه را به نوعي ماجراجويي خواهد كشاند كه مغاير منافع اعراب است. اين تغيير موضع حاكي از تاثير عوامل ياد شده است.
شبيه اين موضع را احمد ابوالغيظ، وزير خارجه، و شيخالازهر شيخ محمد طنطاوي، نيز به همين نوسانات طيف گونه ابراز كردهاند.
*2. ديدگاه افكار عمومي و جامعه مدني مصر در قبال بحران اخير لبنان
همانگونه كه گفته شد، ديدگاه افكار عمومي مصر نسبت به اسرائيل و امريكا به شدت منفي است و از اين رو، هر عملي از سوي اين دو كشور، با نگرش منفي مردم مواجه ميشود؛ به ويژه اگر اين عمل عليه يك كشور اسلامي و مسلمانان در منطقه صورت گيرد، واكنش به شدت منفي افكار عمومي و جامعه مدني مصر را سبب خواهد شد.
در مورد حوادث اخير لبنان نيز، مردم مسلمان مصر از همان آغاز موضع منفي خود را عليه اسرائيل اعلام كردند و طي روند مقاومت حزبالله، آرام ارام سيدحسن نصرالله را به عنوان قهرمان عرب پذيرا شدند و حتي وي را با جمال عبدالناصر قياس ميكردند. در اين زمينه، مردم و گروههاي غيردولتي تظاهرات و راهپيماييهاي بسياري برپا كردند كه طي آن مواضع كشورهاي عربي تقبيح و حزبالله حمايت ميشد.
در همين حال، افراد و گروههاي فعلا در بخشهاي مختلف جامعه مدني مصر نيز اعمال وحشيانه اسرائيل را در لبنان محكوم و به شدت از حزبالله حمايت ميكردند. اين حمايت هم از ديدگاه جامعه اسلامي مصر و هم به لحاظ انساني و نيز از زاويه نفرت مردم مصر نسبت به اسرائيل به علت جنگهاي پيشين _ كه عمدتا به شكست مصر نيز منتهي شده بود _ قابل تحليل است.
در ادامه به برخي مواضع و ديدگاههاي اين افراد و گروهها اشاره ميشود:
_ آقاي «علي جمعه» مفتي مصر برخلاف نظر شيخالازهر، اقدامات تدافعي حزبالله را در مقابل تجاوزات صهيونيستها كاملا مشروع خواند و افزود: ما همگي مخالف تجاوز اسرائيل هستيم و وظيفه ما اين است كه در يك صف واحد براي حمايت از ملت لبنان قرار گيريم.
_ مجدي حسين، دبيركل حزب كار مصر نيز اعلام كرد: مردم مصر با مقاومت لبنان و فلسطين همسو و از موضع حاكمان عربي و دولت مصر بسيار خشمگين هستند.
_ دكتر صلاح عامره، استاد قانون (حقوق) بينالملل، حزبالله را پيروز ميدان مبارزه ميداند و معتقد است كه تاريخ نشان خواهد داد كه چگونه مقاومت اسلامي با كمترين اسلحه، توانست در برابر يك ارتش مسلح ايستادگي كند.
_ كانون وكلاي مصر نيز با انتشار بيانيهاي، آمادگي خود را براي محاكمه جنايتكاران جنگي رژيم صهيونيستي در دادگاههاي بينالمللي علام كرد. اين گروه از دولت مصر درخواست كردند كه سفير خود را از تلآويو فرا خواند و سفير رژيم صهيونيستي را نيز از اين كشور اخراج كنند.
_ عزيز صدقي، نخستوزير پيشين مصر نيز ضمن اعلام حمايت از حزبالله به عنوان نماد مقاومت اسلامي در لبنان، گفت: اين مقاومت راهكار ناكام كردن طرح امريكا درباره خاورميانه نوين را نشان داده است.
_ هنرمندان و شاعران مصري نيز در حمايت از مقاومت اسلامي لبنان تظاهراتي برپا كردند. اين تظاهركنندگان با سر دادن شعارهايي در حمايت از مقاومت اسلامي، براي پيروزي حزبالله در برابر دشمن صهيونيستي دعا كردند.
_ همچنين «حمدي السيد» رئيس اتحاديه پزشكان مصر، انجمن موسسات اسلامي مصر، «محمد مجدي» رئيس كانون نويسندگان آسيايي _ افريقايي، برخي استادان دانشگاهها مصر همچون «معتز بالله عبدالفتاح» استاد علوم سياسي دانشگاه الازهر، و بسياري از شخصيتها و احزاب مصري ضمن محكوم كردم اقدامات صهيونيستها، حمايت خود را از مردم و مقاومت اسلامي ابراز داشتند.
همه اين مواضع مويد اين نكته است كه افكار عمومي كشور مصر برخلاف نظر دولتمردان اين كشور به شدت عليه رژيم صهيونيستي و هوادار جنبشهاي اسلامي از جمله حزبالله لبنان است.
اين مسئله به طور مشخصي مواضع دولت مصر را نيز تحت تاثير قرار داده و سبب تغيير يا دست كم تعديل مواضع سران اين كشور در قبال حزبالله شده است.
*3. اخوان المسلمين و بحران كنوني لبنان
جماعت اخوانالمسلمين پيشروترين و موثرترين گروه اسلامگراي ميانهرو در جهان اهل سنت است كه همواره مواضع اصولي خود را عليه رژيم اشغالگر قدس حفظ كرده است. در حال حاضر نيز اين گروه با تغيير برخي تاكتيكها وارد تعدادي از مراكز قدرت از جمله پارلمان و شوراهاي شهر شده است و از اين طريق اقدامات اصلاحي و اسلامگرايانه خود را دنبال ميكند.
مقامات اين گروه اسلامگرا بارها مواضع رسمي و اصولي جماعت را با صراحت اعلام كردهاند؛ حتي پس از به دست گرفتن كرسيهاي بسياري در مجلس خلق اين كشور، به جز چند تغيير تاكتيكي و سازماني، تغييري اساسي در ديدگاههاي اصولي اين جماعت رخ نداده و فقط به تعديل عملگرايانه برخي مفاهيم بسنده شده است.
جماعت اسلامي لبنان نيز كه به لحاظ ديدگاه و ايدئولوژي، متاثر از اخوانالمسلمين مصر است، و نماينده غيررسمي اين گروه به شمار ميرود، ديدگاههاي بسيار مثبتي نسبت به حزبالله و مقاومت اسلامي لبنان دارد و حتي در برخي موارد با اين گروه همكاري نظامي نيز ميكند. اين امر نشاندهنده امكان همكاري مجموعه جماعت اسلامي اخوان با حزبالله لبنان و نزديك مواضع اصولي آنهاست.
طي بحران اخير لبنان نيز اخوانالمسلمين مصر مطابق مشي گذشته خود با محكوم كردن اسرائيل و حمايت از حزبالله عليه تجاوزگريهاي رژيم صهيونيستي واكنش نشان داد.
به نظر ميرسد در چند روز نخست آغاز درگيريها، اخوانالمسلمين مصر واكنشي مناسب در حد و اندازههاي اين حادثه از خود نشان نداد، اما پس از چند روز مواضع اصولي و شفافي را از جانب اين گروه شاهد بوديم. شايد بتوان علل محتملي را براي تاخير چند روزه گروه اخوانالمسلمين براي واكنش مناسب نسبت به حوادث لبنان در نظر گرفت كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود.
الف) تغيير مشي اخوان و افزايش عملگرايي سياسي اين گروه
اين مولفه سبب محتاطتر شدن گروه اخوان در قبال مواضع سياسي خود شده است؛ بدين معني كه مواضع سياسي گروه طي روندي تقريبا زمان بر اتخاذ ميشود و ديگر به سرعت واكنش نشان نميدهد و عوامل سياسي و ديپلماسي را نيز لحاظ ميكند. البته اين مسئله به معني تغيير مواضع اصولي اخوان نيست، بلكه تنها به معني افزايش طول و عرض نظام تصميمسازي و تصميمگيري گروه است.
ب) صدور فتوا توسط برخي علماي ذينفوذ اهل سنت در عربستان و مصر بر ضد حزبالله
به نظر ميرسد در آغاز، گروه اخوان به دليل زمينههاي قوي ديني _ سني براي تصميمگيري قاطع دچار تزلزل شده و در موضعگيري به سود حزبالله با توجه به شيعه مذهب بودن اين گروه نياز به تامل بيشتري داشته است. گروه اخوان با توجه به سنت خاص البنا، موسس اين جماعت كه وي نيز به نوبه خود تحت تاثير آراي سيدجمالالدين اسدآبادي بود، به تقريب مذاهب اسلامي دلبستگي خاصي دارد. طي سالهاي گذشته ممزوج شدن سلفي گري افراطي در جهان اهل سنت و نيز كشور مصر، اين ديدگاه اخواني را تضعيف كرده و همين امر نيز در نوع تصميمگيريهاي اين گروه موثر بوده است. البته اين تزلزل در راي به سرعت رفع شد و ما شاهد مواضع اصولي اخوانالمسلمين بوديم.
ج) موضعگيري دولت و مجلس مصر عليه حزبالله در آغاز كار
به نظر مي رسد به علت اينكه دولت و مجلس مصر در آغاز كار طي ملاحظاتي عملات عليه حزبالله موضع گرفتند و با توجه به اينكه اخوانالمسلمين نيز اكنون بخشي از بدنه مجلس خلق مصر به شمار ميرود، به وقت بيشتري نياز بود تا تصميم صحيح گرفته شود و برخي نمايندگان گروههاي ديگر و حتي هواداران دولت را نيز جذب ديدگاههاي اخوان كنند. در ضمن، به دليل شرايط خاص ايدئولوژيك اخوان و تفاوت آن با بنيان مذهبي حزبالله لبنان ترديدهايي نيز در ميان برخي اعضاي گروه اخوان در مورد نيات حقيقي حزبالله و اسرائيل و نيز كشورهاي ذينفع در اين مسئله وجود داشت كه رسيدن به تحليل نهايي را كمي دشوار ميكرد.
د) سرعت وقايع
نكته ديگر در توجيه اين تعلل كوتاه مدت، سرعت وقايع از زمان اسارت سرباز اسرايئلي توسط نيروهاي حماس تا اسارت دو سرباز ديگر در لبنان و آغاز سريع و بيسابقه جنگ طي حدود يك هفته بود. با توجه به مشي جديد اخوانالمسلمين و مشق عملي سياستورزي در ميان اعضاي اين گروه، حادثه لبنان احتمالا كمي باعث سردرگمي و شوك كوتاه مدت گروه شد كه در هر صورت، اين مسئله به سرعت رفع و مواضع اغصولي گروه در قبال لبنان و حزبالله احيا شد.
در اين زمينه ميتوان ديدگاههاي جماعت اسلامي لبنان را نيز در حمايت همهجانبه از حزبالله به عنوان كاتاليزوري براي درك صحيح اخوان مصر از وقايع ارزيابي كرد.
شيخ فيصل مولوي، دبيركل جماعت اسلامي لبنان، ضمن حمايت همهجانبه از گروه حزبالله فتواهاي برخي علماي اهل سنت عليه حزبالله و تشيع را دردناك و نابهجا خواند. وي همچنين از همكاري نيروهاي اين جماعت با حزبالله لبنان خبر داد.
جمعيت اخوانالمسلمين مصر پس از تاملي كوتاه مدت، موضع خود را در حمايت از حزبالله لبنان و مقاومت جنوب اعلام كرد و اقداماتي نيز براي زير فشار قرارد ادن دولت مصر به منظور حمايت از حزبالله و قطع رابطه با رژيم اشغالگر قدس انجام داد.
محمد مهدي عاكف، رهبر اخوانالمسلمين مصر در حمايت از حزبالله و مقاومت اسلامي لبنان ضمن دشمن خطاب كردن امريكا و اسرائيل گفت رئيس جمهور امريكا در آغاز تهاجم اسرائيل، از آن به عنوان نبرد ميان به اصطلاح خير و شر و جنگ عليه آنچه آن را تروريسم ميخواند ياد كرده است. اما در اين جنگ ناتواني اسرائيل كاملا آشكار شده است.
وي طي سخناني با تمجيد از مقاومت قهرمانانه حزبالله در برابر نظاميان اسرائيلي بار ديگر بر آمادگي اين جنبش براي اعزام نيرو به لبنان به منظور حمايت از رزمندگان لبناني در مبارزه با متجاوزان،صهيونيست تاكيد كرد.
وي همچنين با اشاره به اينكه مقاومت اسلاميف همه حكام عرب را رسوا كرد، بيان داشت كه جمعيت اخوان آماده است ده هزار نيروي رزمنده به لبنان اعزام كند.
رهبر اخوان در خصوص مواضع كشورهاي عربي از جمله مصر نيز اظهار داشت: «توجيهي براي چنين رفتار زبونانه و همدستي اين حكام (با اسرائيل) نميبينيم. همچنين از آنها نميخواهيم بجنگند، بلكه ميخواهيم فقط خاموش شوند».
ملتهاي عرب و مسلمانان از ميزان خطر رژيم صهيونيستي مطلع هستند، اما اين حكام هنوز به اين موضع پي نبردهاند و من از اين حكام ميخواهم كه اين درس را فراگيرند و آن را درك كنند و بدانند كه بدون مقاومت در برابر اين دشمن صهيونيستي كه زمين را پر از فساد كرده است، زندگي آسودهاي نخواهند داشت». وي با انتقاد از موضع منفعلانه دولت مصر، اين پرسش را مطرح كرد: «آيا مصر نميتواند به اسرائيل «نه» بگويد؟ ما كمترين چيزي كه از اين دولت ميخواهيم تعليق معاهده «كمپ ديويد»، اخراج سفير رژيم صهيونيستي از مصر و فراخواني سفير مصر از اسرائيل است». عاكف با بيان اينكه تا وقتي دولتهاي عربي همدست (امريكا و اسرائيل) هستند، اميدي به هيچ يك از نشستها يا اجلاس سران عرب نيست، اظهار داشت: «سران عرب براي كمك به آمريكاييها به منظور حمله به عراق نشستي برگزار كردند، اما از بررسي مصيبتي كه لبنان گرفتار آن شده است سر باز زدند».
گروه اخوانالمسلمين با درك سابقه ناكارآمدي سازمان ملل متحد در برخورد با حوادث خاورميانه، به وژه مسئله فلسطين، چندان اميدي به اقدامات اين سازمان ندارد و عملا به آن به عنوان وسيلهاي براي تامين منافع غرب مينگرند. محمد مهدي عاكف در اين زمينه ميگويد: «اميدي به شوراي امنيت و سازمان ملل يا هر قطعنامهاي كه صادر ميشود، نداريم، زيرا هدف آنها كمك به اسرائيل است تا پس از شكست واقعي كه متحمل شده به پيروزي سياسي برسد». اين اظهارات صريح سبب شد كه عبدالله قصير، معاون سيدحسن نصرالله، به گرمي از مواضع صحيح اخوانالمسلمين قدرداني كند. وي در اين باره ميگويد: «اگرچه امكان عملي شدن حضور مجاهدان اخوان در لبنان بسيار كم است، همين اظهار نظر رهبر اخوان سبب دلگرمي مجاهدان ما شده است. آنها احساس ميكنند كساني از جهادشان حمايت ميكنند و از پشت به مقاومت خنجر نميزنند».
صرفنظر از ابراز مواضع، گروه اخوانالمسلمين كه 88 نماينده در مجلس خلق مصر دارد، تلاشهاي سياسي خود را در چارچوب نظام قدرت نيز ساماندهي كرد.
اعضاي اخواني پارلماني با هماهنگي با تمام اعضاي پارلماي احزاب مخالف دولت و برخي مستقلين، حركات وسيعي براي انتقال ديدگاههاي خود به مردم، دولت و جهان سازماندهي كردند.
«حمدي حسن» سخنگوي پارلماني اخوان المسلمين در اين باره در مصاحبه با شبكه تلويزيوني الجزيره قطر گفت: «بيش از يكصد تن از نمايندگان مستقل و مخمالف دولت مصر تهديد كردند كه تا زمان اخراج سفير رژيم صهيونيستي از اين كشور، در برابر سفارت اين رژيم در قاهره تحصن ميكنند».
همچنين آنان در نظر داشتند با ارسال يادداشتي براي سفير امريكا در مصر، به صراحت اعلام كنند كه با وجه به حمايت همهانبه آمريكا از رژيم تجاوزگر اسرائيل، تمايلي به حضور وي در خاك اين كشور ندارند.
اعضاي اخوان و ساير گروههاي مدني و سياسي مصر به شدت دولت را تحت فشار قرار دادند تا به افكار عمومي توجه و عليه اشغالگري اسرائيل موضع مستحكمي اتخاذ كند. همين امر نيز زمينهساز تعديل سياست نابجاي دولت مصر در قبال حزب الله شد.
اين فشارها به حدي بود كه حسني مبارك را به واكنش واداشت.
مبارك اظهار كرد: «رابطه مصر با اسرائيل به نفع مصر و جهان عرب است و از اين طريق آنها كنترل ميشوند و ميتوان رايزني كرد». وي ضمن انتقاد از رژيم صهيونيستي، در پاسخ به فشار برخي مصريها در مورد حمله به اسرائيل گفت: «مصر ابدا به اسرائيل حمله نخواهد كرد و در صورت جنگ با اسرائيل، همه چيزمان را از دست خواهيم داد».
اخوانالمسلمين مصر نيز همانند جماعت اسلامي لبنان، عليه فتواهاي برخي روحانيون وهابي و تندروان درباري مواضع نسبتا مخالفي اتخاذ كرده است.
محمد حبيب، معاون رهبر اخوانالمسلمين، نيز در مصاحبه با خبرگزاري رويترز در اين زمينه اظهار داشت: «اكنون زمان مناسبي براي صدور چنين فرمانهايي نيست. از اين فتواها چنين استنباط ميشود كه خطري از جانب شيعه متوجه منطقه است. اين فتواها در ميان كشورهاي عرب و جهان اسلام تفرقه مياندازد». وي گفت: «مقاومت لبنان يك جنبش ملي است و ادعاي دفاع از شيعه ندارد».
همچنين محمد مهدي عاكف، رهبر اخوان، ضمن اشاره به فتواي ياد شده گفت كه برخي افراد براي احياي اختلافهاي فرقهاي تلاش ميكنند.
وي در اظهارنظر جالبي گفت: برخي از دولتها براي پنهان نگه داشتن كوتاهي خود در كمك به مقاومت لبنان يا حتي حمايتهايشان از تهاجم رژيم صهيونيستي و تكبر امريكايي، از طرح مسايلي مانند اختلاف ميان شيعه و سني و اينكه مقاومت لبنان براي ايران كار ميكند، استفاده ميكنند». رهبر كل اخوان مصر با رد فتواي برخي علما درباره حرام دانستن حمايت از حزبالله، خاطرنشان كرد: «چنين فتواهايي كه بين مسلمانان تفرقه ايجاد ميكند بيمعناست و بايد از حزبالله و مقاومت در برابر حملات اسرائيل با تمام امكانات موجود حمايت كرد».
اين قبيل مواضع اخواني نيز ناشي از حمايت اصولي انان از اسلامگرايي جنبشهاي جهان اسلام و نيز مشي سنتي تعارض با اسرائيل و امريكاست.
*نتيجهگيري
مصريها در جهان اسلام جزو معدود كشورهايي هستند كه مستقيما از اسرائيل ضربه خورده و ويراني ها و تحقير هاي فراواني را نيز متحمل شدهاند و اساس موضعي همراه با عدم اطمينان حتي نفتر نسبت به اين كشور دارند. حتي دولت اين كشور و دولتمردان مصري نيز نميتوانند اين امر را كتمان كنند. شاهد اين ادعا مواضع مردمي و گروههاي مدني و سياسي اين كشور و همچنين صلح سرد حاكم بر روابط دوجانبه مصر و اسرائيل است.
جنبش اخوانالمسلمين نيز به عنوان عصاره اسلامگرايي ميانهروي مصري، مواضع ضداسرائيلي خود را حفظ كرده و كاملا به آن پايبند است.
اين جنبش مواضع مثبتي نسبت به مقاومت جنوب اتخاذ و در راه كمك به آن، دست كم اعلام آمادگي كرده است. اين حمايت در چارچوب حس ملي _ اسلامي ضد اسرائيلي قاب لتعريف است كه با تلفيق عقايد تقريب گرايانه مذهبي اخوانالمسلمين مسئله تشيع حزبالله لبنان نيز تا حدودي حل شده است.
علاوه بر اين، گروه اخوان از اين مسئله به عنوان دستاويزي براي فشار بر حكومت اقتدارطلب مصر و تهييچ و بسيج افكار عمومي مردم عليه دولت و به سود عقايد ايدئولوژيكي خود استفاده ميكند. بدين ترتيب، علاوه بر تحكيم عقايد ايدئولوژيك خود، دو هدف ديگر را نيز تامين خواهد كرد: نخست، مسئله اسرائيل را كه براي مردم مصر مسئله اي ملي است، در سطح عالي سياستهاي خود مطرح ميكند و بدان ميپردازد و در نتيجه، اعتبار خود را نزد افكار عمومي كشور افزاش ميدهد. دوم، با توجه به اهمال دوا مصر در اتخاد چنين مواضعي، با پر كردن اين ؟ توان بسيج مردمي خود را افزايش ميدهد، و در كنار آن با كاهش هرچه بيشتر اعتماد مردم دولت مصر، خود را براي رقابت جدي با آن دولت در آينده آماده ميكند.
با اين حال، نبايد فراموش كرد كه جماعت اخوانالمسلمين يكي از عمدهترين وارثان مرده ؟ سلفي گري در مصر است. اگرچه ديدگاههاي ؟ ارث رسيده از سيدجمال برخي مولفههاي ضد شيعي سلفيگري را تعديل كرده، همچنان برخي عقايد ايدئولوژيك و ملي، همچنين ذهنيت تعدادي اعضاي تندروي بدنه اخوان كه بعضا تحت تاثير ديدگاههاي سلفي _ وهابي عربستان نيز هستند ميـواند رقيبي توانمند براي ميراث سيدجمال در جماعت باشد كه در صورت اوجگيري، تهديدي جدي براي وحدت مسلمانان به شمار خواهد رفت. بنابراين بايد براي مقابله با آن عقايد و ايجاد نوعي هم فهمي و گفتمان درون خانواده بزرگ مذاهب دين مبين اسلام چارهاي انديشيد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۲۴ ساعت توسط مهدی اخلاقی نیا
|